|
نگاهي به زمينههاي بالقوه بهرهگيري از
يك
روش نوين در صنايع
كشورمان
تشكيل خوشههاي صنعتي; راه ميانبر پيشرفت
خوشههاي صنعتي; تجمعي براي جهش اقتصادي
گروه گزارش: علياكبر بابايي - فرانك جواهردشتي - مريم خليلي عراقي - مهرانگيز يقينلو
اشاره:
استفاده از روشهاي نوين براي كشورهاي پيشرفته صنعتي و كشورهاي درحال توسعه، اهداف متفاوتي دارد كه در برخي موارد يكسان و در برخي زمينهها نيز متفاوت است. مثلاً كشورهاي پيشرفته صنعتي از اين روشها بهره ميجويند تا جايگاه خود را حفظ كنند و گسترش دهند. اما كشورهاي درحال توسعه ميخواهند از اين روشها براي كم كردن فاصله و صرفهجويي در زمان استفاده كنند.
به اين دليل كشورهاي گروه دوم كه ما هم در شمار آنها هستيم و صنعت و اقتصادمان درحال تلاش براي كم كردن فاصلهها و بهدست آوردن جايگاهي درجهان است، تلاش ميكنند تا با آشنايي و آگاهي از چندوچون روشها، شرايط استفاده از آنها را در كشورشان فراهم سازند تا هرچه سريعتر به كشورهاي گروه اول نزديك شوند.
خوشههاي صنعتي يا كلاسترها يكي از روشهايي است كه در چند سال اخير موردمطالعه و بررسي قرار گرفته است و باتوجه به نتايج حاصل از آن در برخي از كشورها، مشتاقان زيادي دارد. اين روش كه اخيراً در كشور ما نيز موردتوجه قرار گرفته است و برخي از صاحبنظران ايراني درحال مطالعه هستند تا آن را در صنعت كشورمان پياده كنند و آن دسته از صنايع كه همخواني و سازگاري بيشتري دارند، با سودبردن از اين روش بتوانند به پيشرفتهاي سريعتري دست يابند و در شرايط بهتري براي رقابت و كسب بازار در داخل كشور، در منطقه و جهان قرار گيرند.
چرا كه به گفته كساني كه در اين زمينه دانش و تجربهاي دارند، كلاسترها بر رقابتپذيري در كشورها و همينطور فراتر از مرزهاي ملي اثر ميگذارند. آنان همچنين ميگويند كمبود كشورهاي توسعهنيافته، نداشتن كلاسترهاي توسعهيافته است. و مايكل پورتر كه در اين زمينه صاحبنظر است و كسي است كه بيش از ديگران راجع به خوشههاي صنعتي تحقيق كرده است، اين عقيده را دارد.
وي از كلاسترها اينگونه ياد ميكند: مفهومي كه در نگاه نخست برخي تضادها را در ذهن متبادر ميسازد، امروز نقشي چشمگير در موفقيت رقابتپذيري و نوآوري ايفا ميكند. به اين ترتيب اين موضوع نه تنها براي كساني كه در سطح جهان رقابت ميكنند، بلكه براي تمامي مديران كسب وكار به دستورالعمل جديدي ميانجامد.
درواقع خوشههاي صنعتي يا كلاسترها روشي جديد از تفكر را درباره يك موضوع مهمتر اما كمتر موردتوجه، يعني مكان استقرار كسبوكار را ارائه ميدهد كه خرد متعارف را به چالش ميطلبد. چالش درباره اين كه چگونه شركتها بايد پيكرهبندي شوند، چگونه نهادهايي از قبيل دانشگاهها ميتوانند به موفقيت در رقابت كمك كنند و چطور دولتها ميتوانند شكوفايي و توسعه اقتصادي را پيش ببرند.
در اين گزارش ويژه نيز با استفاده از ديدگاه صاحبنظران آشنا با اين مقوله و بهرهبردن از حاصل كار و تلاش انديشمنداني كه در اين زمينه تحقيق كردهاند، درصدد هستيم تا ضمن تعريف كلاستر و اهميت و مشخصات آن، به چگونگي اهميت تاثير مكان و محل استقرار صنايع را بر توسعه اقتصادي، اشاره كنيم. كارشناساني كه ازنظر آنها در اين گزارش ويژه استفاده شده است، عبارتند از:
- دكتر مرتضي ايماني راد : عضو هيئت علمي سازمان مديريت صنعتي
- مهندس اصغر حمزهاي: رئيس سازمان صنايع قزوين
- دكتر جهانگير مجيدي: مدير دفتر خوشههاي صنعتي شركت شهركهاي صنعتي ايران
- آقاي داود مسگريان حقيقي: معاون مالي واقتصادي سازمان گسترش و نوسازي صنايع ايران
برخي از مباحث; مطالب و روشهاي اقتصادي و صنعتي آنقدر آشنا هستند كه تعريفهايشان نيز بسيار شناخته شده است و تقريباً درباره تعريف آنها اتفاق نظر وجود دارد. اما برخي روشها نظير موضوع مورد بحث ما اگرچه براي گروهي از دستاندركاران اقتصاد و صنعت موضوعي آشناست، اما براي گروهي تازه است. بنابراين در نخستين گام از تهيه گزارش درصدد برآمديم تا تعريفي از كلاسترها داشته باشيم.
تعريف خوشه صنعتي
براي تعريف و تشريح كلاسترها در ايران بهنام خوشههاي صنعتي
شناخته ميشود، ابتدا از آقاي مرتضي ايمانيراد
خواستيم تا نظرشان را بگويند. اين استاد دانشگاه نيز در پاسخ گفت:
مجموعهاي از صنايع همگن هستند كه در يك منطقه جغرافيايي مشخص متمركز شدهاند و صنايع وابسته به آنها، موسسات تامين اعتبار و بهعبارت بهتر موسساتي پشتيبان اين صنايع نيز در همان محل اقامت ميكنند; و مساله عمده آنها از طريقINTEGRATION به هم پيوستگي يا وابستگي متقابلي است كه بين واحدهاي موجود و
LOCATION آن موقعيت ايجاد ميشود.
ماموريت وجودي اين كلاستر (خوشههاي صنعتي) توليد است. بااين تمركز دريك منطقه جغرافيايي توليدكننده و مصرفكننده در يك مكان مناسب باهم ملاقات ميكنند. نمونههاي ناقص خوشه صنعتي در ايران ميدان انقلاب (كتاب) و يافتآباد (صنايع چوبي) است و نقص آنها منوط به عدم رقابتيبودن آنها است و علت آن نيز بهطور خودجوش تشكيل شدن و حمايت نكردن از آنها است.
وي سپس به ذكر نمونههايي از كلاسترها در كشورهاي ديگر اشاره كرد و افزود: يكي از بزرگترين خوشههاي صنعتي در دنيا صنعت ساخت نوشابههاي الكلي فرانسه با تمركز حدود 5000 نفر نيروي انساني شاغل در يك منطقه همين است كه منطقه موردنظر از زيربناي لازم برخوردار است.
صنايع چرم ايتاليا نيز يكي ديگر از نمونههاي موفق در دنيا است. اما در كشور آمريكا خوشههاي صنعتي خودجوش نيستند. اغلب آنها طراحي شده هستند و بهمنظور بالابردن قدرت رقابتي، ايجاد شدهاند.
در ادامه بدنيست تعريف و تشريح ويژگيهاي كلاسترها را از نگاه يك انديشمند خارجي نيز بررسي كنيم. آقاي مايكل پورتر بهعنوان انديشمندي كه زيربناي نظريههايش رقابت است، در اين زمينه ميگويد:
نقشه اقتصاد امروز دنيا را چيزي تحتتاثير قرار ميدهد كه من آن را كلاستر مينامم و آنچه موجب كمبود در كشورهاي توسعه نيافته و فقير است، نداشتن كلاسترهاي توسعه يافته است.
گرچه محل استقرار براي رقابتپذيري بهصورت يك امر بنيادي باقي ميماند، اما امروز نقش آن نسبت به نسل گذشته بسيار متفاوت است. در عصري كه هزينههاي عوامل ضروري قدرت، رقابت را بشدت تحت تاثير قرار ميدهد، مكانهاي راهبردي، مانند بندرگاههاي طبيعي يا وجود كارگران ارزان، اغلب از يك مزيت نسبي و ماندگار بهرهمندند.
كلاسترها بر رقابتپذيري در كشورها و همينطور فراتر از مرزهاي ملي اثر ميگذارند. كلاسترها روشي جديد از تفكر درباره مكان استقرار كسب و كار را ارائه ميدهند.
كلاسترها با افزايش بهرهوري مبتني بر محل استقرار شركتها، با هدايت سريع و پيشرفت نوآوري و با ترغيب تشكيل كسب و كارهاي جديد رقابت را تحت تاثير قرار ميدهند.
گسترش كلاسترها اغلب پر جنبوجوش است بهخصوص در نقطه اشتراك كلاسترها، جايي كه بينشها، مهارتها و فناوريهاي حوزههاي مختلف در هم ميآميزند و نوآوري و كسب و كارهاي جديد جرقه ميزند.
بايد به اين نكته اشاره كرد كه تخصصيشدن و پراكندگي، از ويژگيهاي جغرافياي اقتصادي هستند. سازمانهاي صنعتي بهرهورتر را در جايي ميتوان سراغ گرفت كه هر كلاستر در يك يا دو شهر بزرگ و متفاوت مستقر باشد. نه مجموعهاي از كلاسترهاي تخصصي در حوزه پايتخت. نكاتي كه اين انديشمند بر آنها انگشت نهاد، مورد تاييد بسياري از صاحبنظران است. و در واقع بيانكننده بخشي از مزيتهاي ايجاد خوشههاي صنعتي است. اما ببينيم ديگر مزيتهاي ايجاد و تاسيس كلاسترها كدامست. براي يافتن پاسخ نخست
پرسش را با آقاي جهانگير مجيدي مطرح كرديم. وي در پاسخ گفت:
همانگونه كه از تعريف خوشههاي صنعتي برميآيد، كلاسترها محل تجمع صنايع كوچك و خدمات مرتبط با آنها هستند كه در يك رشته تخصصي صنعتي چون كفش، سراميك، مبل و... فعاليت ميكنند. بنابراين علاوهبر مزيتهاي ناشي از اقتصاد هم مكاني در صورت سازماندهي مناسب، خوشههاي صنعتي از بسياري مزاياي ديگر چون مزيت مقياس (مختص صنايع بزرگ)، مزيت هدف و تنوع محصولات، انعطافپذيري و بسياري موارد ديگر برخوردارند.
لازم به تذكر است كه صنايع كوچك بهخودي خود از همه اقتصادهاي فوقالذكر بهاستثناء انعطافپذيري محرومند. بهعلاوه خوشه صنعتي بستري مناسب براي تبديل اقتصادهاي محلي به اقتصادهاي باز و فعال در عرصه رقابت جهاني است. از طرف ديگر خوشه صنعتي محمل بسيار مناسبي براي ارتباط دادن نهادهاي تحقيقاتي، بانكي و مالي به توليد صنعتي است.
درواقع ساختار تشكيلاتي خاص خوشه صنعتي نقطه قوت آن است كه بهواسطه آن شبكههاي همكاري ميان بنگاهي و عوامل بيروني سيستم با خوشه براساس اصول همكاري و رقابت فعاليت ميكنند و هر واحد با تخصصگرايي، بخشي از فرآيند توليد يا توزيع را همراه با نوآوريهاي مختص بهخود برعهده ميگيرد و در قسمتهاي ديگر نيز اثر ميگذارد.
آقاي داود مسگريان حقيقي نيز آثار اقتصادي اجتماعي خوشههاي صنعتي را در دو محور مهم ارزيابي كرد; وي گفت:
كلاستر يا خوشه صنعتي در دو تعبير مفهوم پيدا ميكند مفهوم اول در سيستم برنامهريزي و مفهوم دوم سازماندهي صنعت يا استقرار صنعت است.
در مفهوم برنامهريزي در گذشته صنايع تقسيم ميشدند به زيربخشهايي مانند مثلاً صنعت خودرو و زيرمجموعههايش يا صنعت نساجي با زيرمجموعههايش. اما در حال حاضر خوشههاي صنعتي در حقيقت همان حلقههاي ارزش افزودهاي هستند كه بايستي به آن بها داد. از اين جهت است كه اگر در يك صنعت با حلقههايي كه ارزش افزوده ايجاد ميكنند اهميت ندهيم محصول در بازار دچار مشكل ميشود. پس يك خوشه صنعتي در برنامهريزي صنعتي و تدوين استراتژي صنعتي مطرح ميشود.
بنابراين وقتي ما ميگوييم خوشه صنعتي يا كلاستر منظور يك گروه از فعاليتهاي صنعتي هستند كه به يكديگر مرتبط بوده و به هم وابسته ميباشند و علاوه برآن در يك منطقه جغرافيايي نيز مستقر شدهاند.
كلاسترها در سطح جهاني و ملي قابل شكلگيري هستند. در سطح جهاني بعضي از صنايع در بعضي از كشورها بهصورت كلاستر ايجاد شده و مشغول به فعاليت ميباشند. مثلاً كشورهاي جنوب شرق آسيا در زمينه ميكروالكترونيك حالت كلاستر را پيدا كرده و در سطح جهاني داراي مزيت شدهاند اين مزيت برايشان پيامدهاي اقتصادي و اجتماعي خوبي را نيز بهبار آورده است.
در سطح ملي نيز چنانچه يك كلاستر شكل بگيرد باعث ميشود كه ساير مشتقات آن نيز شكل بگيرد مثلاً اگر صنعت خودرو را در نظر بگيريم در كنار آن خوشههاي خدمات پس از فروش، آموزش، تجهيز نيروي انساني... بهوجود ميآيد يعني در يك كلاستر هر يك از خوشهها خودشان بهتنهايي ايجاد ارزش افزوده كرده و اين ارزش افزوده باعث افزايش كارايي شده و افزايش كارايي خودبهخود پيامدهاي مثبت اقتصادي، اجتماعي را بهدنبال خواهند داشت.
وي در ادامه گفتگو به موضوع تخصيص منابع و تسهيلات حمايتي براي خوشههاي صنعتي اشاره كرد و افزود اين يك موضوع اساسي در شكلگيري و ادامه موفقيتآميز خوشههاست و قطعاً بايستي مورد توجه جدي قرار گيرد. چون اگر قرار است كه يك خوشه شكل بگيرد قطعاً بحث تسهيلات حمايتي و تخصيص منابع در شكلگيري و سازماندهي آن موثر است.
نقش دولت و سياستگذاران نسبت به ايجاد كلاسترها و ارائه تسهيلات و اعتبارات در اين زمينه مهم است.
در واقع اگر تسهيلات و اعتبارات بهتري براي تشكيل كلاسترها اختصاص يابد آنها بهتر رشد ميكنند.
آقاي مرتضي ايمانيراد نيز در مورد اختصاص تسهيلات و منابع به خوشههاي صنعتي تاكيد كرد و آن را يك عامل مهم بهشمار آورد. وي همچنين گفت:
واضح است كه، زماني كه در يك منطقه تعداد بسيار زيادي صنايع همگن حضور دارند، براي هر بانكي اقتصادي است كه در آن مكان تشكيلاتي ايجاد كند. بنابراين نيازي نيست كه اين عمل از طريق يارانه انجام شود. فقط كافي است اطلاعرساني درستي انجام شود.
بخش قابل توجهيازشركتهاي سرمايهگذاري و تامين منابع مالي و اعتباري به بانكهاي بزرگي وابسته هستند كه از طريق دولت اداره ميشوند و دولت ميتواند يك شعبه براي خوشههاي صنعتي ايجاد كند تا بتواند از نظر تامين منابع مالي آنها را تقويت كند.
همچنين دولت ميتواند با دانشگاهها به نتيجه برسد كه در تمام خوشههاي صنعتي واحد تحقيق و توسعه ايجاد كنند و از طريق فروش تحقيق و توسعه و فروش خدمات فني حتي دانشگاهها بتوانند در خوشههاي صنعتي درآمد ايجاد كنند. فقط كافي است دولت اين واحدهاي حمايتكننده را وارد خوشههاي صنعتي بكند، خودبخود مكانيزمي بوجود ميآيد كه اين واحدها حضور خود را در خوشهها سودآور ميبينند.
البته نكته بسيار مهم اين است كه در هيچ جاي دنيا، خوشههاي صنعتي را از ابتدا دولت ايجاد نميكند، بلكه بخش خصوصي بهطور اتوماتيك اين كار را شروع ميكند. دولت خوشههاي موجود را شناسايي ميكند و تامينكننده خدمات مشاورهاي براي آنهاست تا آنها رشد كنند.
مفهوم مكان در اقتصاد
در ادامه گزارش، اين پرسش را با يك صاحبنظر ديگر كه سالها در صنعت نيز تجربه دارد، در ميان گذاشتيم.
آقاي اصغر حمزهاي در پاسخ خود به اهميت مكان در اقتصاد جديد اشاره كرد و افزود:
- قبل از اينكه به بحث مهم كلاسترها يا خوشههاي صنعتي بپردازيم، بهتر است يك مفهوم مهم در اقتصاد جهاني را مورد تجزيه و تحليل قرار دهيم و آن مفهوم مكان در اقتصاد جهاني است. آيا اكنون كه شركتها ميتوانند با زدن يك دكمه موشواره كامپيوتر، سرمايه، كالا، اطلاعات و تكنولوژي را از سراسر دنيا منبعيابي كنند. آيا ضروري است كه ما مانند گذشته به جغرافيا و مكان بينديشيم و يا لازم است كه تحول خاصي در ديدگاه خود حاصل كنيم‚
ولي بهنظر ميرسد كه مفهوم مكان فوقالعاده پيچيدهتر از اين است كه در ابتدا بهسادگي به آن ميانديشيم. امروزه وجود مكانهاي خاص جهت سرمايهگذاريهاي خاص مورد پذيرش است و همگان ميدانند كه بهفرض مثال بهترين مصنوعات چرمي را بايد در ايتاليا جستجو كرد، بهترين شركتهاي رايانهاي را در دره سيليكون و شركتهاي پيشرفته سازنده اتومبيل را در مناطق جنوبي آلمان، نقشه اقتصاد جهاني را امروزه چيزي تحت تاثير قرار ميدهد كه به آن كلاستر
ي
ا خوشهها ميگويند. اما بازگرديم به سوال شما كه پرسيدهايد مزيتهاي ايجاد و تقويت خوشهها چيست‚ مهمترين مزيت در رقابتپذيري است، رقابت در اقتصاد امروز بسيار پوياتر شده است، شركتها ميتوانند از طريق منبعيابي جهاني، بسياري از هزينههاي عوامل ورودي را كاهش دهند. مزيت رقابت براستفاده بهرهورتر از نهادههايي متكي است كه به نوآوري پيوسته نياز دارند و ما در كلاسترها شاهد يك پارادوكس بسيار زيبا هستيم. از يك طرف يك محيط رقابتي بسيار سنگين و از سوي ديگر يك محيط همكاري و نوآوري; كلاسترها روش جديد از تفكر درباره مكان استقرار كسب و كار را ارائه ميدهند. چالش درباره اينكه چگونه شركتها بايد پيكرهبندي شوند، چگونه نهادهايي از قبيل دانشگاهها ميتوانند به موفقيت در رقابت كمك كنند و چطور دولتها ميتوانند شكوفايي و توسعه اقتصادي را پيش ببرند. اما مزيتهاي ايجاد و تقويت خوشهها.
1 - كمك كلاسترها به ايجاد يك فضاي رقابتي.
2 - تقويت نوآوري و خلاقيت در فضايي كه كلاسترها بوجود ميآورند.
3 - كلاسترها به تكميلشدن حلقههاي مفقوده توليد كمك ميكند.
4 - كلاسترها جريانهاي پايين دستي صنعت را يعني كانالها و مشتريان و سازندهها را به هم مربوط ميسازد.
5 - به ايجاد يك محيط آموزشي تخصصي و تجمع كارشناسان خبره بهشدت كمك ميكند.
6 - انجمنهاي تخصصي و حرفهاي و تجاري در فضايي كه كلاسترها عمل ميكنند سريعاً رشد مييابد.
و تمامي اين عوامل و عوامل ديگري كه ميتوان برشمرد ميتواند در دو اصل اساسي كه امروزه براي صنعت حياتي است تغيير رقابتپذيري و كيفيت فوقالعاده موثر باشد.
اما نقش كلاسترها در اقتصاد منطقهاي، كشوري و يا جهاني كاملاً مشهود است. ابتدا بايد گفت كه شايد بهظاهر بهنظر ميرسد كه كلاسترها اغلب متناسب با مرزهاي سياسي عمل كنند اما بايد در نظر داشت كه از مرزهاي منطقهاي و يا حتي مرزهاي اصلي نيز ميگذرند. مثلاً بهراحتي ميتوان ديد كه كلاستر شيميايي آلمان به درون بخشهاي مختلفي از اروپا در حال گسترش است. و يا اگر از خوشههاي ايراني مثال بزنيم كلاستر خودروپاي خود را از مناطق مثل تهران فراتر نهاده و ميتوان گفت كل كشور را پوشش ميدهد و شايد در آينده جغرافياي آن بهفراتر از مرزها كشيده شود. بنابراين ميبينيد كه كه كلاستر نقش موثري در اقتصاد نيز ايفا ميكند.
وي در ادامه به اين پرسش اشاره كرد كه چرا كلاسترها را بايد جدي گرفت و در آن دقيق شد‚ و در پاسخ به اين پرسش چنددليل را ذكر كرد:
1 - ابتدا اينكه براي هر مقام محلي و منطقهاي مهم است كه بتواند تحليلي بر جغرافياي اقتصادي و صنعتي داشته باشد و براساس اين تحليل جغرافياي مكان با يك نگرش مدرن بتواند اولويتها و همچنين نگرشهاي توسعهاي را اعمال كند.
2 - شركتها نميتوانند روشهاي سازماندهي پيشرفتهاي را، بدون داشتن زيرساختار مناسب و كيفيت خوب براي حملونقل همچنين در زمينه خدمات پيشرفته بدون كارمنداني زبده و يا فضاي كسب و كار، از قبيل قوانين حاكم را داشته باشند مگر ما يك تفكر پيشرفته را در جهت اين فضا حاكم كنيم. كلاستر ميتواند با افزايش بهرهوري مبتني بر محل استقرار شركتها، با هدايت سريع و پيشرفته نوآوري و يا تشكل كسب و كارهاي جديد، اين امور را تقويت نمايند.
3 - اعضاي كلاستر اغلب از تنوع سازوكارهاي بازاريابي مشترك مثل نمايشگاهها و مكانهاي بازاريابي بهره ميبرند.
4 - بهنظر ميرسد كه مهمترين زمينه فضاي پيشرفته صنعتي مكملها باشد. كلاستر باايجاد يك فرهنگ ويژه صنعتي و محيط دانشگاهي مناسب، متخصصيني كه ميتوانند با هم ارتباط برقرار كنند، و حتي در نوع رفتارها اثرگذار باشد.
آقاي مرتضي ايمانيراد در نيز در زمينه آثار اقتصادي و اجتماعي خوشههاي صنعتي همچنين اثر خوشهها بر بهبود كيفيت صنايع و صادرات، با تاييد مطالب پيش گفته، اظهار داشت: همه خوشهها از يك فرمول ساده تبعيت ميكنند:
خوشه صنعتي = همكاري + رقابت
اين بدين معني است كه وقتي تعداد زيادي صنايع همگن را در يك منطقه جمع ميكنيم، قاعدتاً شدت رقابت بالا ميرود، زيرا مصرفكننده در آن بازار از قدرت چانهزني بالايي برخوردار است; كه اين نيز به رقابت بيشتر منجر ميشود. در نتيجه تمام توليدكنندگان سعي ميكنند از طريق كاهش هزينه و ارتقاء كيفيت مشتريان را جلب كنند.
اگر شما ابزارهاي لازم بهمنظور حمايتهاي علمي، فني، مالي و مشاورهاي ايجاد كرده باشيد، رقابت از اين موسسات تغذيه ميشود و بنابراين درون خوشه صنعتي بهطور مستمر سطح كارايي، كيفيت و بهبود هزينهها ارتقاء پيدا ميكند، كه اين از ويژگيهاي بارز خوشه صنعتي است.
مورد ديگر اينكه كارخانجات بهتنهايي قادر به قبول سفارشهاي بزرگ نيستند ولي درون خوشههاي صنعتي بهدليل نزديكي جغرافيايي واحدها، اين عمل امكانپذير است و در اين حالت رقابت تبديل به همكاري ميشود.
اين مجموعه همگن و با رقابت، روحيه همكاري را بالا ميبرد، كارايي و رقابت را افزايش ميدهد و ارتقاء سطح رفاه جامعه با بالارفتن سطح رفاه اقتصادي، آثار مثبت اجتماعي بههمراه دارد.
وي در ادامه به موضوع اثر خوشههاي صنعتي بر بهبود كيفيت صنايع و صادرات اشاره كرد و گفت:
ايجاد خوشههاي صنعتي در ايران باتوجه به قدمتي كه در تاريخ ايران دارد. [150 سال پيش راسته مسگرها، كفاشها، زرگرها و... در بازار بزرگ تهران] استراتژي مناسبي براي بالابردن توان رقابتي صنايع است.
بزرگترين مشكل ما در صادرات اين است كه در مقياس بالا نميتوانيم توليد كنيم كاري كه خوشههاي صنعتي انجام ميدهند.
ما مشكل كيفيت در صادرات داريم، اما اگر حمايتهاي لازم بهمنظور ارتقاي كيفيت و بهبود آن در خوشههاي صنعتي ايجاد كنيم، اين مشكل حل ميشود.
مورد ديگر آنكه يك نوبت صادرات براي يك شركت هزينه بالايي دارد، اما اگر در خوشهها تشكيلاتي براي صادرات بوجود بيايد، مثل شركتهاي مادر صادراتي كه فقط به خوشههاي صنعتي سرويس و خدمات ارائه كنند، آنها ميتوانند در مقياسهاي دلخواه كم يا زياد و به هر تعداد صادرات خوشههاي صنعتي را بهعهده بگيرند و بهعنوان شركت تخصصي خوشهها، فعاليت كنند.
حضور شركتها بهطور منفرد نيز در عرصههاي جهاني و نمايشگاهها بسيار پرهزينه است. اما زماني كه در منطقهاي بهعنوان خوشه صنعتي جمع ميشوند، قدرت مانور بينالمللي آنها زياد ميشود و حتي ميتوان بهجاي اينكه هر شركتي يكWEB داشته باشد، براي هر خوشه صنعتي يكWEB طراحي كرد و امور بازرگاني آنها از اين طريق انجام شود.
بهطور كلي خوشههاي صنعتي دو محور اساسي سياستهاي اقتصادي آينده ايران هستند، يكي توسعه صادرات و ديگري اشتغالزايي.
صفحه بعد
|