الگوهاي‌ رفتاري‌ موجودات‌ انبوه‌زي‌ در مديريت‌
پرويز درگي‌
سازمانهايي‌ كه‌ در عصر حاضر نتوانند به‌ سرعت‌ خود را با شرايط‌ جديد منطبق‌ سازند، از عرصه‌ رقابت‌ حذف‌ خواهندشد.

سازماني‌ در آينده‌ موفق‌ است‌ كه‌ اعضايش‌ به‌طور مرتب‌ ميزان‌ قابليتهاي‌ شخصي‌ خود را افزايش‌ دهند.

رفتارهاي‌ موجودات‌ انبوه‌زي‌ در طبيعت‌ را مي‌توان‌ در حوزه‌ مديريت‌ به‌ كار بست.

برخي‌ مديران‌ هنوز مقداري‌ از اطلاعات‌ را به‌ زيردستان‌ خود ارائه‌ نمي‌كنند تا هميشه‌ ابزاري‌ براي‌ اعمال‌ قدرت‌ داشته‌ باشند.

در سازمانهاي‌ يادگيرنده، مديران‌ ارشد نيازي‌ به‌ كتمان‌ اطلاعات‌ ندارند و كاركنان‌ با تبادل‌ اطلاعات‌ درهم‌افزايي‌ دانش‌ و مهارتهاي‌ يكديگر نقش‌ فراوان‌ دارند.

يكي‌ از دلايل‌ عقب‌ماندگي‌ اين‌ است‌ كه‌ فرهنگ‌ كار در سازمانها نهادينه‌ نشده‌ است.

پيش‌بيني، فرهنگ‌ كار، انطباق‌ با تغييرات‌ محيطي، استحكام، تلاش‌ جمعي، پاكيزگي‌ محيط، كنترل، قوي‌ بودن‌ نسل‌ آينده، جريان‌ اطلاعات، فعاليت‌ شديد رهبران‌ و... ازجمله‌ اصول‌ پذيرفته‌ شده‌ مديريتي‌ هستند كه‌ به‌ راحتي‌ مي‌توان‌ در رفتار موجودات‌ انبوه‌زي‌ مشاهده‌ كرد.

موجودات‌ انبوه‌زي‌ قادرند خود را با شرايط‌ محيطي‌ جديد تطبيق‌ دهند.

تقسيم‌ كار بين‌ زنبورها صورت‌ گرفته‌ و درمواقع‌ بحراني‌ براي‌ حل‌ مشكل‌ به‌ صورت‌ جمعي‌ واردعمل‌ مي‌شوند.

زنبورها نيازي‌ به‌ كنترل‌ بيروني‌ ندارند و درحقيقت‌ خود پليس‌ هستند.

زنبوران‌ عسل‌ به‌ صورت‌ گروهي‌ تصميم‌ مي‌گيرند و امروزه‌ نيز ثابت‌ شده‌ كه‌ ديگر دوران‌ اينكه‌ يك‌ نفر تصميم‌ بگيرد و ديگران‌ مطيع‌ محض، گذشته‌ است.

مقدمه
‌ ‌از ويژگيهاي‌ عصر حاضر علاوه‌ بر جهاني‌سازي‌ و مجازي‌ شدن‌ به‌ تغييرات‌ بسيار سريع‌ محيط‌ مي‌توان‌ اشاره‌ كرد. اين‌ تغييرات‌ به‌ قدري‌ سريع‌ صورت‌ مي‌گيرند كه‌ در خيلي‌ از موارد بنگاههاي‌ اقتصادي‌ كه‌ خود را براي‌ انعطاف‌پذيري‌ با شرايط‌ محيطي‌ آماده‌ نكرده‌اند چاره‌اي‌ جز شكست‌ و خارج‌ شدن‌ از عرصه‌ رقابت‌ با سايرين‌ را ندارند. پيتر سنگه‌ نويسنده‌ تواناي‌ كتاب‌ «پنجمين‌ فرمان» پنج‌ اصل‌ را براي‌ موفقيت‌ سازمانها در چنين‌ محيطي‌ كه‌ با عدم‌ قطعيت‌ همراه‌ بوده‌ و با پيچيدگي‌ فراوان‌ روبروست‌ ضروري‌ مي‌داند كه‌ عبارتند از: قابليت‌ شخصي‌ - مدلهاي‌ ذهني‌ - يادگيري‌ تيمي‌ - آرمان‌ مشترك‌ و تفكر نظام‌گرا. به‌طور خلاصه، يك‌ سازمان‌ موفق‌ كه‌ توانايي‌ آينده‌سازي‌ و انعطاف‌پذيري‌ را در جهان‌ معاصر داشته‌ باشد نياز دارد كه‌ اعضاي‌ آن‌ به‌طور مرتب‌ ميزان‌ تسلط‌ يا قابليتهاي‌ شخصي‌ خود را افزايش‌ دهند و خود را با مهارتهاي‌ جديد مجهز سازند ونسبت‌ به‌ افزايش‌ مهارتهاي‌ گوناگون‌ ازجمله‌ مهارت‌ ادراكي- انساني‌ و فني‌ تلاش‌ مستمر داشته‌ باشند. اين‌ افراد از راههاي‌ مختلف‌ آموزش‌ مي‌بينند كه‌ عبارتند از: آموزشهاي‌ دانشگاهي، مطالعات‌ فردي، تكيه‌ بر تجربه‌هايي‌ كه‌ با رشد همراه‌ است‌ و همچنين‌ يادگيري‌ از محيط‌ كه‌ در آن‌ دوستان‌ - همكاران‌ و حتي‌ رقبا قرار دارند. به‌ عبارتي‌ براي‌ انسانهاي‌ موفق‌ كه‌ سازمانهاي‌ موفق‌ را مي‌سازند حتي‌ رقبا نيز جنبه‌ آموزگاري‌ داشته‌ و مي‌توانند از عملكرد آنها درس‌ گيرند. درچنين‌ سازمانهايي‌ مدلهاي‌ ذهني‌ سنتي‌ شكسته‌ و نوآوري‌ و خلاقيت‌ و بهره‌گيري‌ از فكر كاركنان‌ ازطرق‌ مختلف‌ ازجمله‌ روش‌ بسيج‌ انديشه‌ها به‌ نحواحسن‌ صورت‌ مي‌گيرند. اين‌ سازمانها اصطلاحاً‌ سازمانهاي‌ يادگيرنده‌ ناميده‌ مي‌شوند، يعني‌ سازمانهايي‌ كه‌ اعضاي‌ آن‌ به‌طور مرتب‌ درحال‌ يادگيري‌ بوده‌ و بر يكديگر به‌ جهت‌ افزايش‌ مهارتها و توانائيها تاثير دارند و هم‌افزايي‌ ايجاد مي‌كنند تا به‌ مرحله‌ سازمانهاي‌ تندآموز مي‌رسند يعني‌ سازمانهايي‌ كه‌ قدرت‌ يادگيري‌ سريع‌تر از رقبا را دارند و لذا مي‌توانند پيشتاز باشند يا حداقل‌ تقليدكننده‌ سريع‌ هستند، درغير اين‌ صورت‌ ازگردونه‌ رقابت‌ خارج‌ شده‌ و محكوم‌ به‌ فنا هستند. در اين‌ سازمانها رسالت‌ يا آرمان‌ مشترك‌ وجود دارد كه‌ موردقبول‌ همگان‌ است. به‌عبارتي‌ مسير يا هدف‌ نهايي‌ مشخص‌ است‌ و تمام‌ فعاليتها در راستاي‌ رسيدن‌ به‌ هدف‌ ازپيش‌ تعيين‌ شده‌ صورت‌ مي‌گيرد و درنهايت‌ در اين‌ سازمانها تفكر سيستمي‌ يا تفكر نظام‌گرا حاكم‌ مي‌شود.

‌ ‌در اين‌ سازمانها تمام‌ اعضا خود را جزئي‌ از سيستم‌ مي‌دانند كه‌ اين‌ اجزا با هم‌ در تعامل‌ هستند و روي‌ همديگر تاثير دارند. به‌كارگيري‌ اين‌ پنج‌ جزء با هم‌ موجبات‌ توفيق‌ سازمانها در جهان‌ پيچيده‌ كنوني‌ كه‌ با عدم‌ قطعيت‌ محيطي‌ همراه‌ است‌ و توليد دانش‌ در آن‌ خيلي‌ سريع‌ صورت‌ مي‌گيرد و درنتيجه‌ رقابت‌ بسيار سريع‌ است، را مهيا مي‌سازد. بنابراين، در دنياي‌ كنوني‌ فقط‌ درصورتي‌ مي‌توان‌ بقا داشت‌ كه‌ مرتب‌ ياد گرفت‌ و افرادي‌ ناراضي‌ داشت‌ يعني‌ افرادي‌ كه‌ به‌هيچوجه‌ به‌ وضعيت‌ كنوني‌ دل‌ خوش‌ نمي‌كنند و مرتب‌ به‌ فكر نوآوري‌ هستند و تمام‌ جنبه‌هاي‌ طبيعت‌ و محيط‌ براي‌ آنان‌ جنبه‌ آموزشي‌ دارد. يكي‌ از مواردي‌ كه‌ مي‌توان‌ از طبيعت‌ درس‌ گرفت‌ تفكر و مطالعه‌ در زندگي‌ موجودات‌ انبوه‌زي‌ است. طبق‌ تعريف‌ يك‌ انبوه‌زي‌ مجموعه‌اي‌ از كارگزاران‌ متحرك‌ است‌ كه‌ متعهد به‌ ارتباط‌ مستقيم‌ يا غيرمستقيم‌ (به‌وسيله‌ فعاليت‌ در محيط‌ خود) با يكديگر هستند و به‌طور جمعي‌ عهده‌دار حل‌ مسئله‌ گسترده‌ شده‌اي‌ هستند. اين‌ موجودات‌ به‌ صورت‌ گروهي‌ زندگي‌ مي‌كنند نظير زنبورها، مورچه‌ها و موريانه‌ها. و نوع‌ الگوريتم‌ آنها فراابتكاري‌ است‌ كه‌ اصطلاحاً‌ الگوريتم‌ مورچگان‌ نيز ناميده‌ مي‌شود. از مشخصات‌ يك‌ انبوه‌زي‌ مي‌توان‌ به‌ مواردي‌ از قبيل‌ گسترده‌ شدن‌ بدون‌ كنترل‌ مركزي‌ يا منبع‌ داده‌ها - بدون‌ مدل‌ آشكار از محيط‌ - قابليتهاي‌ سطح‌ پايين‌ چندگانه‌ - توانايي‌ استنباط‌ محيط‌ و توانايي‌ تغيير محيط‌ اشاره‌ داشت. در اين‌ مقاله‌ به‌ بعضي‌ از درسهايي‌ پرداخته‌ مي‌شود كه‌ مي‌توان‌ از مطالعه‌ زندگي‌ موجودات‌ انبوه‌زي‌ (خصوصاً‌ زنبور عسل) فراگرفت.

‌ ‌لازم‌ به‌ ذكر است‌ يادگيري‌ از موجودات‌ انبوه‌زي‌ نه‌ تنها به‌ معناي‌ پايين‌ آوردن‌شان‌ و منزلت‌ انسان‌ نيست‌ بلكه‌ نشان‌دهنده‌ اين‌ است‌ كه‌ انسان‌ كه‌ اشرف‌ مخلوقات‌ است‌ با تكيه‌ بر خصوصياتي‌ نظير قوه‌ اختيار و انتخاب‌ از تمامي‌ جنبه‌هاي‌ محيط‌ و طبيعت‌ مي‌تواند درجهت‌ ساختن‌ دنياي‌ بهتر و زندگي‌ پرثمرتر درس‌ گرفته‌ و در اين‌ قابليت‌ موجودات‌ انبوه‌زي‌ كه‌ قوه‌ اراده‌ و اختيار خودآگاهانه‌ ندارند بي‌بهره‌ هستند. لذا توانايي‌ يادگيري‌ انسان‌ كه‌ قابليت‌ به‌ كمال‌ رساندن‌ دل‌ و همچنين‌ قابليت‌ به‌ كمال‌ رساندن‌ عقل‌ را دارد فقط‌ مختص‌ به‌ اوست‌ و از آنجا كه‌ بسياري‌ از مشكلات‌ صنعت‌ و خدمات‌ شبيه‌ مشكلات‌ حشرات‌ در طبيعت‌ است‌ بنابراين، بررسي‌ شيوه‌هاي‌ عملكرد آنها براي‌ انسان‌ شيفته‌ يادگيري‌ مفيد خواهدبود.

1 - اصل‌ با جريان‌ حركت‌ كردن‌

‌ ‌مورچه‌ها قدرت‌ بينايي‌ ندارند لذا هر مورچه‌ هنگام‌ راه‌ رفتن‌ مقداري‌ فرمون‌ روي‌ زمين‌ برجاي‌ مي‌گذارد. فرمون‌ يك‌ نوع‌ هورمون‌ است‌ كه‌ مورچه‌ها مي‌توانند بوي‌ آن‌ را حس‌ كنند و فرمون‌ به‌ جاي‌ مانده‌ توسط‌ مورچه‌ ردپايي‌ است‌ براي‌ مورچه‌هاي‌ ديگر كه‌ براي‌ يافتن‌ از آن‌ استفاده‌ مي‌كنند، اگر به‌ حركت‌ مورچه‌ها دقت‌ كنيد متوجه‌ خواهيد شد كه‌ به‌ صورت‌ مرتب‌ و در يك‌ صف‌ منظم‌ پشت‌ سر همديگر در حركت‌ هستند و مسير غذا تا لانه‌ را با نظم‌ خاصي‌ طي‌ مي‌كنند. حال‌ اگر همين‌ موضوع‌ موردتوجه‌ قرار گرفته‌ و در رانندگي‌ در مسيرهاي‌ شلوغ‌ مورداستفاده‌ قرار گيرد و هر اتومبيل‌ فقط‌ در همان‌ خط‌ تعيين‌ شده‌ خود به‌ حركت‌ ادامه‌ دهد و از مارپيچ‌ رفتن‌ در بزرگراهها و خيابانها خودداري‌ شود، بسياري‌ از مشكلات‌ تردد در شهرهاي‌ بزرگ‌ حل‌ شده‌ و با اتلاف‌ فراوان‌ وقت‌ و انرژي‌ مواجه‌ نخواهيم‌ شد.

2 - اصل‌ تطبيق‌ با تغييرات‌ محيطي‌

‌ ‌موجودات‌ انبوه‌زي‌ قادرند خود را با شرايط‌ محيطي‌ تطبيق‌ دهند. براي‌ مثال‌ وقتي‌ مانعي‌ در سر راه‌ مورچگان‌ قرار مي‌گيرد و كوتاه‌ترين‌ مسير قبلي‌ تغيير مي‌كند، در زمان‌ اندكي، كوتاه‌ترين‌ مسير جديد را پيدا مي‌كنند يا زنبورها با تغييرات‌ درجه‌ حرارت‌ داخلي‌ كندو سريعاً‌ واكنش‌ نشان‌ مي‌دهند. مثلاً‌ در زماني‌ كه‌ لاروها درحال‌ پرورش‌ هستند اگر درجه‌ حرارت‌ كندو از حد نرمال‌ پرورش‌ لاروها(43-53C) افزايش‌ يابد زنبورها سريعاً‌ نسبت‌ به‌ حمل‌ آب‌ به‌ داخل‌ كندو اقدام‌ كرده‌ و با فشار و به‌ صورت‌ پمپاژ، آب‌ را به‌ داخل‌ كندو مي‌پاشند و با اين‌ عمل‌ دماي‌ داخل‌ كندو را پايين‌ مي‌آورند تا در رشد لاروها خللي‌ ايجاد نشود.يا در زمستان‌ كه‌ هوا سرد است‌ و زنبورها نمي‌توانند از كندو خارج‌ شده‌ و در طبيعت‌ نيز شهدي‌ وجود ندارد كه‌ از آن‌ تغذيه‌ كنند و مجبور هستند از ذخيره‌ عسل‌ موجود در كندو استفاده‌ كنند براي‌ اينكه‌ انرژي‌ كمتري‌ تلف‌ شده‌ و ضمن‌ مصرف‌ كمتر عسل، گرماي‌ موردنياز را نيز تامين‌ كنند به‌ صورت‌ يك‌ خوشه‌ درآمده‌ و در يك‌ محل‌ تجمع‌ مي‌كنند و به‌تدريج‌ زنبورهايي‌ كه‌ گرم‌ مي‌شوند به‌ سطح‌ خوشه‌ مي‌آيند و جاي‌ خود را با سايرين‌ عوض‌ مي‌كنند. و همچنين‌ در هنگام‌ فراواني‌ گل‌ در طبيعت‌ كه‌ زنبورها با سرعت‌ زياد شهد را از روي‌ گلها جمع‌ كرده‌ و به‌ داخل‌ كندو مي‌آورند براي‌ اينكه‌ محل‌ بيشتري‌ براي‌ ذخيره‌ عسل‌ داشته‌ باشند ارتفاع‌ سلولها يا همان‌ سوراخهاي‌ شش‌ ضلعي‌ ذخيره‌ عسل‌ را افزايش‌ مي‌دهند. مثالهاي‌ انعطاف‌پذيري‌ زنبورها در مقابل‌ تغييرات‌ محيطي‌ بسيار زياد است‌ كه‌ به‌ همين‌ چندمورد بسنده‌ مي‌شود.

3 - اصل‌ قابليتهاي‌ سطح‌ پايين‌ چندگانه‌

‌ ‌زنبورهاي‌ كارگر در طول‌ عمر خود كه‌ در بهار 7-6 هفته‌ بوده‌ ولي‌ در پاييز 7-6 ماه‌ است‌ (چون‌ ميزان‌ فعاليت‌ و كار زنبورهاي‌ پاييزه‌ به‌ علت‌ كم‌ بودن‌ گل‌ نسبت‌ به‌ زنبورهاي‌ بهاره‌ كمتر است) فعاليتهاي‌ مختلفي‌ را تجربه‌ مي‌كنند به‌طوري‌ كه‌ در دو روز اول‌ به‌ نظافت‌ سلولي‌ مي‌پردازند كه‌ از آن‌ بيرون‌ آمده‌اند و سلول‌ را كاملاً‌ تميز كرده‌ تا آماده‌ بهره‌برداري‌ مجدد باشد. آنها در سه‌ روز بعد به‌ تغذيه‌ لاروهاي‌ مسن‌ با ترشحات‌ غدد شيري‌ موجود در سرشان‌ مي‌پردازند و بعد كه‌ غده‌هاي‌ شيري‌ رشد كافي‌ كرده‌ و ترشحات‌ آنها غني‌تر شد به‌ تغذيه‌ لاروهاي‌ جوان‌ و ملكه‌ مشغول‌ مي‌شوند كه‌ نياز به‌ غذايي‌ با تركيبات‌ مقوي‌تري‌ دارند. اين‌ موضوع‌ تا روز 13 زندگي‌ ادامه‌ مي‌يابد و پنج‌ روز بعد از آن‌ را زنبورها با ترشحات‌ غدد مومي‌ كه‌ در زير شكمشان‌ قرار دارند به‌ موم‌سازي‌ مشغول‌ مي‌شوند چرا كه‌ شانهاي‌ زنبور عسل‌ كه‌ محل‌ تخمگذاري‌ ملكه‌ و پرورش‌ لاروها است‌ و همچنين‌ عسل‌ وگرده‌ گل‌ كه‌ در آن‌ ذخيره‌ مي‌شوند از موم‌ ساخته‌ مي‌شود و هر چقدر فعاليت‌ زنبورها بيشتر باشد قطعاً‌ نياز به‌ موم‌ بيشتري‌ نيز خواهدبود. اين‌ عمليات‌ نيز تا روز 18 ادامه‌ دارد ولي‌ سه‌ روز بعد نوع‌ فعاليت‌ زنبورها عوض‌ مي‌شوند يعني‌ به‌ دفاع‌ و حراست‌ از كندو در مقابل‌ مهاجمان‌ و غارتگران‌ مي‌پردازند و در جلو كندو انجام‌ وظيفه‌ مي‌كنند. گاهي‌ نيز به‌ پروازهاي‌ جهت‌يابي‌ مي‌پردازند تا محل‌ استقرار كندو را شناسايي‌ كرده‌ و در ذهن‌ خود به‌ خاطر بسپارند. از روز 21 بعد از تلفات، نوع‌ فعاليت‌ آنها از درون‌ كندو به‌ خارج‌ كندو عوض‌ مي‌شود و به‌ چهار دسته‌ تقسيم‌ مي‌شوند، عده‌اي‌ شهد گلها را جمع‌ كرده‌ و براي‌ توليد عسل‌ به‌ داخل‌ كندو مي‌آورند، عده‌اي‌ ديگر براي‌ تامين‌ پروتئين‌ موردنياز بدن، گرده‌ گلها را جمع‌ كرده‌ و به‌ داخل‌ كندو حمل‌ مي‌كنند. عده‌اي‌ نيز براي‌ رفع‌ آب‌ موردنياز كندو مسئول‌ تامين‌ آب‌ مي‌شوند و نهايتاً‌ به‌ حمل‌ موم‌ مشغول‌ مي‌شوند كه‌ علاوه‌ بر خاصيت‌ ميكروب‌كشي‌ نقش‌ الكل‌ زنبورها را بازي‌ مي‌كنند و خود از صمغ‌ درختان‌ به‌ دست‌ مي‌آيد و جهت‌ گرفتن‌ درزها و سوراخ‌هاي‌ كندو مورداستفاده‌ قرار مي‌گيرد. همان‌طور كه‌ مشاهده‌ مي‌شود يك‌ زنبور كارگر مهارتهاي‌ مختلف‌ را در طول‌ دوران‌ زندگي‌ خود تجربه‌ مي‌كند. در مديريت‌ سازمانها نيز اصلي‌ به‌ نام‌ چرخش‌ شغلي‌ وجود دارد كه‌ در آن‌ به‌ جهت‌ افزايش‌ مهارتها و توانائيهاي‌ كاركنان‌ سازماني، در يك‌ سطح‌ سازمانها به‌ جابجايي‌ افراد مي‌پردازند تا ميزان‌ مهارت‌ افراد افزايش‌ يابد. چرخش‌ شغلي‌ اثرات‌ مثبت‌ فراواني‌ دارد به‌ طوري‌ كه‌ افراد به‌ يكديگر كمك‌ و نسبت‌ به‌ انتقال‌ مهارتها به‌ همديگر تلاش‌ مي‌كنند و لذا پس‌ از مدتي‌ سازمان‌ مربوطه‌ از افرادي‌ كه‌ قابليتها و مهارتهاي‌ چندگانه‌ دارند بهره‌مند مي‌شود تا در مواقع‌ ضرورت‌ با مشكل‌ مواجه‌ نشود. از طرفي‌ افزايش‌ سطح‌ دانش‌ و مهارتها در بالندگي‌ افراد و درنتيجه‌ سازمان‌ نقش‌ بسزايي‌ خواهد داشت.

4 - اصل‌ استحكام‌

‌ ‌باتوجه‌ به‌ عمر كوتاه‌ زنبور عسل‌ و تخم‌ريزي‌ ملكه‌ به‌ صورت‌ مرتب، جمعيت‌ تغيير مي‌يابد يعني‌ عده‌اي‌ مي‌ميرند و عده‌اي‌ ديگر جايگزين‌ مي‌شوند ولي‌ با مرگ‌ يك‌ يا چند زنبور هيچ‌ خللي‌ در امور ايجاد نمي‌كند و گروه‌ همچنان‌ به‌ اجراي‌ وظايف‌ خود ادامه‌ مي‌دهد. در سازمانهاي‌ مطرح‌ و موفق‌ امروزي‌ كه‌ از نيروهايي‌ با قابليتهاي‌ چندگانه‌ برخوردارند وقفه‌ در كار يك‌ قسمت‌ مانع‌ از توقف‌ سازمان‌ نمي‌شود زيرا سايرين‌ سريعاً‌ نسبت‌ به‌ رفع‌ مشكل‌ اقدام‌ مي‌كنند و سازمان‌ همچنان‌ در مسير پيشرفت‌ گام‌ برمي‌دارد.

5 - اصل‌ خودنظمي‌

‌ ‌زنبورها بدون‌ اينكه‌ مرتب‌ از مقام‌ خود دستور بگيرند با جديت‌ فعاليت‌ مي‌كنند و نياز به‌ كنترل‌ بيروني‌ چنداني‌ ندارند، به‌ عبارتي‌ خود پليس‌ هستند. در سازمانهاي‌ پيشتاز و موفق‌ نيز افراد نيازي‌ به‌ كنترلهاي‌ مرتب‌ نداشته‌ و تمام‌ افراد با جديت‌ كار مي‌كنند.

6 - اصل‌ تلاش‌ جمعي‌ براي‌ حل‌ مسئله‌

‌ ‌همان‌ زنبورهايي‌ كه‌ به‌ بهترين‌ نحو در دوران‌ زندگي‌ به‌ نقشهاي‌ مختلف‌ مي‌پردازند و بين‌ آنها تقسيم‌ كار صورت‌ گرفته‌ است‌ در مواقع‌ بحراني‌ كه‌ مسئله‌اي‌ به‌وجود مي‌آيد به‌ صورت‌ جمعي‌ براي‌ حل‌ مسئله‌ اقدام‌ مي‌كنند. براي‌ مثال‌ اگر كندو مورد تهاجم‌ گروهي‌ از زنبوران‌ غارتگر قرار گيرد، سريعاً‌ ديگران‌ به‌ كمك‌ زنبورهاي‌ سرباز مي‌آيند و به‌ مقابله‌ با دشمن‌ مي‌پردازند يا هنگامي‌ كه‌ درجه‌ حرارت‌ كندو غيرطبيعي‌ شده‌ و با گرماي‌ زياد مواجه‌ مي‌شوند تعداد زنبورهاي‌ آب‌آور به‌ نحو چشمگيري‌ افزايش‌ مي‌يابد يا در هنگامي‌ كه‌ پس‌ از كوچ‌ زنبورها و اسكان‌ در كندوي‌ جديد سريعاً‌ نياز به‌ موم‌ زيادي‌ دارند، زنبورهاي‌ مسن‌ كه‌ مدت‌ زيادي‌ از دوره‌ موم‌سازي‌ آنها گذشته‌ است‌ غدد مومي‌شان‌ تحريك‌ شده‌ و تا رفع‌ بحران‌ كمبود موم‌ به‌ ترشح‌ موم‌ و شان‌سازي‌ مي‌پردازند. اگر همين‌ اصل‌ در سازمانها نيز موردتوجه‌ قرار گيرد ديگر با جمله‌هايي‌ نظير «اين‌ مشكل‌ شماست» يا «قسمت‌ ما كارش‌ را خوب‌ انجام‌ داد و با ساير قسمتها كاري‌ ندارد» مواجه‌ نمي‌شويم‌ چون‌ در سازمانهاي‌ يادگيرنده‌ و تندآموز، نگرش‌ سيستمي‌ و نظام‌گرا حاكم‌ بوده‌ و افراد مي‌دانند كه‌ در مواقع‌ بحران‌ به‌ كمك‌ مهارتهايي‌ كه‌ كسب‌ كرده‌اند بايد به‌ گلوگاه‌ها حمله‌ كرده‌ و با ايجاد و توسعه‌ روح‌ همدلي‌ نسبت‌ به‌ رفع‌ و موانع‌ اقدام‌ كنند.

7 - اصل‌ پاكيزگي‌ محيط‌

‌ ‌مورچه‌ها آشغال‌ موجود در لانه‌ را كه‌ خود توليد كرده‌اند به‌ بيرون‌ از لانه‌ حمل‌ مي‌كنند تا لانه‌اي‌ تميز داشته‌ باشند. زنبورها نيز به‌ پاكيزگي‌ بسيار اهميت‌ مي‌دهند. براي‌ مثال‌ زنبورها هيچ‌وقت‌ در داخل‌ كندو مدفوع‌ نمي‌كنند و هميشه‌ درحال‌ پرواز نسبت‌ به‌ دفع‌ مدفوع‌ اقدام‌ مي‌كنند، حتي‌ در زمستانها گاهي‌ چند روز دفع‌ مدفوع‌ را به‌ تعويق‌ مي‌اندازند تا يك‌ روز هوا گرم‌ شده‌ و بتوانند پرواز كرده‌ و دفع‌ مدفوع‌ كنند. همچنين‌ زنبورهاي‌ جوان‌ بلافاصله‌ پس‌ از توليد به‌ تميزكردن‌ سلول‌ خود و سلولهاي‌ مجاور مي‌پردازند تامحيطي‌ سالم‌ وپاك‌ براي‌ فعاليت‌ داشته‌ باشند. بيائيد شعار «شهر ما خانه‌ ما» را جدي‌تر بگيريم.

8 - اصل‌ كنترل‌

‌ ‌زنبور ملكه‌ كه‌ به‌ عبارتي‌ رهبر كندو است‌ فقط‌ در سلولهايي‌ تخم‌ريزي‌ مي‌كند كه‌ كاملاً‌ پاكيزه‌ باشند و قبل‌ از تخم‌ريزي، سر خود را درون‌ سلول‌ فرو كرده‌ و با شاخكهاي‌ خود ديوارها را لمس‌ مي‌كند تا نسبت‌ به‌ تميزي‌ سلول‌ مطمئن‌ شود و سپس‌ سر خود را بيرون‌ آورده‌ و قسمت‌ انتهايي‌ بدن‌ را وارد سلول‌ مي‌كند ويك‌ عدد تخم‌ سفيد بسيار ريز (به‌ اندازه‌ سر سوزن) در داخل‌ سلول‌ مي‌گذارد، تصور كنيد براي‌ ملكه‌ كه‌ در زمان‌ فراواني‌ گل‌ و فعاليت‌ شديد زنبورها روزانه‌ حتي‌ تا 3000 تخم‌ در يك‌ روز مي‌گذارد، اين‌ عمليات‌ چقدر سنگين‌ است‌ هرچند زنبورها خود پليس‌ هستند ولي‌ اين‌ موضوع‌ مانع‌ از ساده‌گرفتن‌ اصل‌ كنترل‌ نمي‌شود چرا كه‌ كنترل‌ در سازمانها برگرداندن‌ نيروي‌ انساني‌ به‌ مسير صحيح‌ است‌ و يك‌ اصل‌ از اصول‌ مديريتي‌ بعد از برنامه‌ريزي‌ - سازماندهي‌ - هدايت‌ و رهبري‌ است‌ كه‌ همراه‌ بانظارت‌ به‌ كار گرفته‌ مي‌شود.

9 - اصل‌ هر چيز سرجاي‌ خود

‌ ‌زنبورها عسل‌ را در سلولهاي‌ جداگانه‌ و همچنين‌ گرده‌ گل‌ را در سلولهاي‌ مربوطه‌ ذخيره‌ مي‌كنند. هيچ‌گاه‌ پيش‌ نمي‌آيد كه‌ زنبورها، عسل‌ و گرده‌ گل‌ را به‌ صورت‌ مخلوط‌ ذخيره‌ كنند و همچنين‌ در سلولهايي‌ كه‌ ملكه‌ تخم‌ريزي‌ كرده‌ است‌ تا زمان‌ بيرون‌ آمدن‌ زنبور جوان‌ از آن‌ سلول، هيچ‌ چيز ديگري‌ ذخيره‌ نمي‌شود و حتي‌ بستن‌ سرسلولها هم‌ قواعد خاص‌ خودش‌ را دارد. مثلاً‌ آنها سر سلولهاي‌ حاوي‌ عسل‌ را با يك‌ لايه‌ از موم‌ غيرقابل‌ نفوذ توسط‌ هوا مي‌پوشانند، اما سرسلولهايي‌ كه‌ لاروها در آن‌ قرار دارند و براي‌ رشد نياز به‌ هوا دارند با موم‌ قابل‌ نفوذ توسط‌ هوا مي‌پوشانند. به‌عبارتي‌ در داخل‌ كندو هر چيز در سر جاي‌ خود قرار مي‌گيرد.

10 - اصل‌ قوي‌ بودن‌ نسل‌ آينده‌

‌ ‌ملكه‌ چهار روز پس‌ از تولد به‌ سن‌ بلوغ‌ رسيده‌ و قادر است‌ جفت‌گيري‌ كند. وي‌ در سنين‌ اول‌ بلوغ‌ در يك‌ روز آفتابي‌ و قبل‌ از ظهر كندويش‌ را ترك‌ كرده‌ و در هوا پرواز مي‌كند و در اين‌ پرواز حداقل‌ با 12 زنبور نر جفت‌گيري‌ كرده‌ و به‌ كندو بازمي‌گردد و اگر لازم‌ باشد در روزهاي‌ بعد (حداكثر تا سه‌ روز) اين‌ كار را ادامه‌ مي‌دهد. بديهي‌ است‌ در اين‌ عمليات‌ فقط‌ زنبورهاي‌ نري‌ كه‌ قدرت‌ بيشتري‌ دارند و توانايي‌ رساندن‌ خود به‌ ملكه‌ را دارند فرصت‌ جفت‌گيري‌ را پيدا مي‌كنند و لذا نسل‌ بعد نسل‌ قوي‌تري‌ خواهدبود (آينده‌ را بي‌پروايان‌ مي‌سازند). اگر سازمانهاي‌ يادگيرنده‌ را نيز موجودات‌ زنده‌اي‌ تصور كنيم‌ كه‌ ارگانيسم‌ منحصربه‌ فرد زنده‌اي‌ هستند كه‌ اجزاي‌ آن‌ را انسانها تشكيل‌ مي‌دهند بنابراين، براي‌ حفظ‌ بقا و رقابت‌ بايد بهترينها جذب‌ شوند و در انتخابها نيز براي‌ پستهاي‌ مديريتي، شايسته‌سالاري‌ به‌ معناي‌ حاكميت‌ توان‌ نه‌ حاكميت‌ رابطه‌ وفاميل‌ بايد حاكم‌ باشد. اگر مظهر عصر فراصنعتي‌ را شركت‌ مايكروسافت‌ و مظهر عصر صنعت‌ را شركت‌ جنرال‌ الكتريك‌ بدانيم، مديران‌ مطرح‌ و نام‌آور اين‌ شركتها يعني‌ بيل‌ گيتس‌ و جك‌ ولش‌ هر دو بر به‌كارگيري‌ نيروي‌ باهوش‌ و قوي‌ تاكيد دارند و مي‌گويند نيروهاي‌ قوي‌ را به‌ كار گيريد، ابزار كار را در اختيارشان‌ قرار دهيد و سپس‌ از سر راهشان‌ كنار برويد تا كار كنند.

11 - اصل‌ ممانعت‌ از ادامه‌ فعاليت‌ نيروهاي‌ بيكار و تنبل‌

‌ ‌زنبورهاي‌ نر كه‌ هيچ‌ وظيفه‌اي‌ غير از جفتگيري‌ با ملكه‌ ندارند، در هنگام‌ تخم‌ريزي‌ ملكه‌ براي‌ تمام‌ جمعيت‌ كندو، قابل‌ احترام‌ هستند. پس‌ از پايان‌ فصل‌ گلها كه‌ پايان‌ تخم‌ريزي‌ ملكه‌ نيز خواهدبود به‌ علت‌ اينكه‌ هيچ‌ كاري‌ نمي‌كنند و فقط‌ تنبلهاي‌ مفت‌خور هستند مورد غضب‌ زنبورهاي‌ كارگر (ماده‌هاي‌ نابالغ) قرار گرفته‌ و به‌ بيرون‌ از كندو رانده‌ مي‌شوند تا تلف‌ شوند. شايد در سازمانها به‌ نوعي‌ اين‌ عمل‌ بي‌رحمي‌ به‌ حساب‌ آيد ولي‌ بايد چنين‌ افرادي‌ خود را عوض‌ كنند و يا كسب‌ مهارتها و فرهنگ‌ كار، با جمع‌ حركت‌ كرده‌ و تلاشگر و پويا باشند. در جوامع‌ صنعتي‌ و توسعه‌ يافته‌ كه‌ اقتصاد آزاد حاكم‌ است، تحمل‌ نگهداري‌ چنين‌ افرادي‌ در سازمانها وجود ندارد و سازمانهاي‌ موفق‌ از انسانهاي‌ فعال‌ و پرانرژي‌ كه‌ همگي‌ در راستاي‌ اهداف‌ سازمان‌ تلاش‌ مي‌كنند تشكيل‌ شده‌اند درغير اين‌ صورت‌ اخراج‌ مي‌شوند.

12 - اصل‌ كوچ‌ كردن‌

‌ ‌اصطلاحاً‌ بچه‌دادن‌ در زنبورها يعني‌ اينكه‌ ملكه‌ به‌ همراه‌ قسمتي‌ از زنبورها از كندو خارج‌ مي‌شوند چون‌ ازدحام‌ جمعيت‌ دركندو زياد شده‌ است‌ و فضا براي‌ زندگي‌ و كار كم‌ است‌ ولي‌ درحقيت‌ اين‌ بچه‌ دادن‌ نيست‌ بلكه‌ ايثار است‌ كه‌ ملكه‌ به‌ همراه‌ زنبورهاي‌ بالغ‌ از كندو خارج‌ مي‌شوند تا خانه‌ خود را براي‌ ملكه‌ بعدي‌ كه‌ چند روز بعد به‌ دنيا مي‌آيد و زنبورهاي‌ جوان، تخليه‌ مي‌كنند اين‌ عمل‌ بسيار زيبا و اوج‌ ايثار است. اگر مديران‌ بنگاههاي‌ اقتصادي‌ و سازمانها كه‌ به‌ سن‌ بازنشستگي‌ مي‌رسند داوطلبانه‌ از سمتهاي‌ خود كنار كشيده‌ و ميدان‌ را براي‌ جوانترها بازكنند و خود در چند سال‌ آخر فعاليت‌ به‌ مشاوره‌ آنان‌ بپردازند و نقش‌ مديرپروري‌ را باز كنند بسيار شايسته‌ خواهدبود. البته‌ در سازمانهاي‌ مطرح‌ و موفق‌ دنيا سن‌ بازنشستگي‌ مديران‌ را تعيين‌ كرده‌اند و مديريت‌ ارشد نيز هرچقدر كه‌ توانا باشد خود را مقيد مي‌داند كه‌ در آن‌ سن‌ بازنشسته‌ شده‌ و ازبين‌ بهترينها رهبر آينده‌ را انتخاب‌ كند. جك‌ ولش‌ نيز در نهايت‌ اقتدار و توانايي‌ وقتي‌ به‌ سن‌ بازنشستگي‌ رسيد همين‌ عمل‌ را انجام‌ داد.

13 - اصل‌ رواني‌ جريان‌ اطلاعات‌

‌ ‌وقتي‌ يك‌ زنبور مزرعه‌اي‌ از گلها را كه‌ با شهد فراوان‌ همراه‌ است، پيدا مي‌كند سريعاً‌ به‌ كندو مهاجرت‌ كرده‌ و به‌ شيوه‌هاي‌ مخصوص‌ (رقصهاي‌ دايره‌اي‌ و نيم‌دايره‌اي) آدرس‌ دقيق‌ مزرعه‌ را به‌ سايرين‌ مي‌دهد و زنبورهاي‌ كارگر ديگر سريعاً‌ به‌ آن‌ محل‌ مراجعه‌ كرده‌ و نسبت‌ به‌ حمل‌ شهد اقدام‌ مي‌كنند. به‌ عبارتي، زنبورها در دادن‌ اطلاعات‌ به‌ يكديگر كوتاهي‌ نمي‌كنند. شنيده‌ايم‌ كه‌ اطلاعات‌ قدرت‌ مي‌آورد و قدرت‌ هم‌ اطلاعات‌ مي‌آورد. متاسفانه‌ موارد فراوان‌ مشاهده‌ شده‌ است‌ كه‌ مديران‌ مقداري‌ از اطلاعات‌ را به‌ زيردستان‌ ارائه‌ نمي‌كنند تا هميشه‌ ابزاري‌ براي‌ اعمال‌ قدرت‌ داشته‌ باشند. در دنياي‌ پيشرفته‌ سازمانهاي‌ يادگيرنده‌ مديران‌ ارشد از مهارتهاي‌ ادراكي‌ سطح‌ بالا برخوردار بوده‌ و مهارتهاي‌ فني‌ ميزان‌ بسيار كمي‌ از مجموع‌ مهارتهاي‌ آنان‌ را شامل‌ مي‌شود و بنابراين‌ نيازي‌ به‌ كتمان‌ اطلاعات‌ ندارند و نقل‌ و انتقال‌ اطلاعات‌ درتمام‌ جهات‌ سازمان‌ به‌ سادگي‌ جريان‌ داشته‌ و كاركنان‌ و مديران‌ با گرفتن‌ و دادن‌ اطلاعات‌ درهم‌افزايي‌ دانش‌ و مهارتهاي‌ يكديگر نقش‌ فراوان‌ دارند.

14 - اصل‌ فعاليت‌ شديد رهبران‌

‌ ‌ملكه‌ زنبورعسل‌ كه‌ نقش‌ رهبر كندو را ايفا مي‌كند خود نيز بانهايت‌ سرعت‌ و دقت‌ به‌ انجام‌ فعاليت‌ مشغول‌ است‌ چرا كه‌ ميزان‌ فعاليت‌ او سبب‌ افزايش‌ جمعيت‌ قوي‌ شده‌ كه‌ درنهايت‌ به‌ افزايش‌ توليد جمعيت‌ منجر مي‌شود. در سازمانهاي‌ موفق‌ و پيشتاز نيز رهبران، خود الگوهاي‌ كار و نظم‌ هستند. بيل‌ گيتس‌ رهبر شركت‌ مايكروسافت‌ كه‌ جزو ثروتمندترين‌ افراد دنياست‌ هنوز هم‌ حدود 15 ساعت‌ در روز فعاليت‌ مي‌كند. نمي‌توان‌ در دنيا شركت‌ موفقي‌ را مثال‌ زد كه‌ رهبر آن‌ نيز به‌ پركاري‌ معروف‌ نباشد. بنگاههايي‌ موفق‌ با مديراني‌ چون‌ بيل‌گيتس‌ - جك‌ ولش‌ - ماتسوشيتا - مايكل‌ دل‌ - روبرت‌ مرداگ‌ - ريچارد برانسون‌ و...

15 - اصل‌ تصميم‌گيري‌ گروهي‌

‌ ‌يك‌ بچه‌ زنبور پس‌ از خروج‌ از كندو در اولين‌ شاخه‌ كه‌ نزديك‌ كندو است، استقرار مي‌يابد و بلافاصله‌ تعدادي‌ از زنبورها جهت‌ پيداكردن‌ خانه‌ جديد به‌ اطراف‌ پرواز مي‌كنند و بعد از مدتي‌ بازگشته‌ و اطلاعات‌ خود را به‌ سايرين‌ مي‌دهند و براساس‌ اطلاعات‌ به‌ دست‌ آمده، زنبوران‌ به‌ صورت‌ گروهي‌ تصميم‌ مي‌گيرند كه‌ كدام‌ يك‌ از محلهاي‌ كشف‌ شده‌ را انتخاب‌ كنند. البته‌ زنبوردارها در اين‌ موقع‌ دست‌ به‌ كار شده‌ و قبل‌ از پرواز مجدد، جمعيت‌ آنها را دركندويي‌ تميز اسكان‌ مي‌دهند ولي‌ نقش‌ تصميم‌گيري‌ گروهي‌ زنبورها مهم‌ است، امروزه‌ نيز به‌ تجربه‌ و تحقيق‌ ثابت‌ شده‌ كه‌ ديگر دوره‌ اينكه‌ يك‌ نفر استراتژيست‌ كبير باشد و ديگران‌ مطيع‌ محض، تمام‌ شده‌ است. امروزه‌ رهبران‌ شايسته‌ زمينه‌ اظهارنظر كاركنان‌ را فراهم‌ مي‌كنند و با روشهايي‌ همچون‌ چالش‌ انديشه‌ها از افكار تمام‌ كاركنان‌ بهره‌مند مي‌شوند و تصميم‌گيري‌ مشاركتي‌ و گروهي‌ منشا تغيير و تحولات‌ سازنده‌ و شگرفي‌ در سازمانها بوده‌ است.

16 - اصل‌ رقابت‌پذيري‌

‌ ‌بعد از كوچ‌ زنبورها ملكه‌ جوان‌ كه‌ سر از تخم‌ بيرون‌ آورد، رهبر كندو مي‌شود و با زنبورهاي‌ باقيمانده‌ جمعيت‌ را تشكيل‌ داده‌ و چهار روز بعد از تولد اقدام‌ به‌ جفتگيري‌ كرده‌ و سپس‌ با شدت‌ تخم‌ريزي‌ مي‌كند تا جمعيتي‌ قوي‌ بسازد ولي‌ در مواردي‌ نادر پيش‌ آمده‌ است‌ كه‌ دو ملكه‌ با هم‌ سر از تخم‌ بيرون‌ مي‌آورند و با يكديگر به‌ رقابت‌ و جنگ‌ مي‌پردازند تا يكي‌ كشته‌ شده‌ و از ميدان‌ خارج‌ شود. در سازمانهاي‌ امروزي‌ نيز اصل‌ رقابت‌ پذيرفته‌ شده‌ است‌ و سازمانها با عنايت‌ به‌ نقاط‌ ضعف‌ خود در مقابل‌ رقبا و همچنين‌ فرصتها و تهديدهاي‌ محيطي‌ كه‌ رقبا در آن‌ قرار دارند خود را مي‌سنجند تا با پرورش‌ نقاط‌ قوت‌ و برطرف‌ كردن‌ نقاط‌ ضعف‌ و استفاده‌ به‌ موقع‌ و صحيح‌ از فرصتها و اتخاذ تدابير صحيح‌ و بجا در مقابل‌ تهديدات‌ محيطي‌ از گردونه‌ رقابت‌ خارج‌ نشده‌ و پويا و ارگانيك‌ باشند در غير اين‌ صورت‌ به‌ راحتي‌ توسط‌ ديگران‌ حذف‌ مي‌شوند. البته‌ روح‌ رقابت‌پذيري‌ بايد در تمام‌ كاركنان‌ سازمان‌ در مقايسه‌ با سازمانهاي‌ ديگر وجود داشته‌ باشد ولي‌ در داخل‌ سازمان‌ روح‌ همدلي‌ و همكاري‌ حاكم‌ باشد. اما اگر دواير مختلف‌ سازماني‌ براي‌ همديگر احساس‌ رقابت‌ داشته‌ باشند، سازمان‌ با مشكل‌ مواجه‌ خواهدشد.

17 - اصل‌ اولويت‌بندي‌ كارها

‌ ‌زنبورها درهنگام‌ فراواني‌ شهد با سرعت، شهد را به‌ كندو حمل‌ مي‌كنند ولي‌ اين‌ شهد جهت‌ تبديل‌ شدن‌ به‌ عسل، نياز به‌ عملياتي‌ ازجمله‌ كم‌ كردن‌ ميزان‌ آب‌ آن‌ دارد كه‌ اين‌ كار در مواقع‌ بعدي‌ كه‌ امكان‌ آوردن‌ شهد نيست، صورت‌ مي‌گيرد مانند شبها يا روزهاي‌ باراني‌ كه‌ زنبورها نمي‌توانند از كندو خارج‌ شوند. در سازمانها نيز جهت‌ توفيق‌ لازم‌ است‌ كارها را اولويت‌بندي‌ كرد تا از زمان‌ به‌ نحو شايسته‌ استفاده‌ و مديريت‌ زمان‌ اعمال‌ شود.

18 - اصل‌ تبعيت‌ از رهبر قوي‌

‌ ‌در تمام‌ مدتي‌ كه‌ ملكه‌ به‌ صورت‌ فعال‌ در داخل‌ كندو مشغول‌ فعاليت‌ است، بويي‌ را از خود پخش‌ مي‌كند كه‌ زنبورها حتي‌ بدون‌ ديدن‌ ملكه‌ و فقط‌ با دريافت‌ بو با جان‌ و دل‌ كار مي‌كنند و هنگامي‌ كه‌ ملكه‌ تصميم‌ به‌ كوچ‌ هم‌ مي‌گيرد بدون‌ چون‌ و چرا همراه‌ او خانه‌ و كاشانه‌ خود را رها مي‌كنند و به‌ خارج‌ از كندو مي‌روند. نقش‌ رهبران‌ موفق‌ و همچنين‌ نقش‌ كاركنان‌ درحمايت‌ از چنين‌ رهبراني‌ در سازمانهاي‌ پيشتاز مشهود است. ‌ ‌اگر ملكه‌ پير شود و ديگر قدرت‌ تخم‌ريزي‌ بالايي‌ نداشته‌ باشد، زنبورهاي‌ كارگر يك‌ يا چند سلول‌ تخم‌ريزي‌ ملكه‌ را براي‌ پرورش‌ ملكه‌ بعدي‌ مهيا مي‌سازند و چند زنبور مامور مي‌شوند دور ملكه‌ فعلي‌ را بگيرند تا به‌ آن‌ غذا نرسيده‌ و تلف‌ شود. براي‌ بقا چاره‌اي‌ جز حذف‌ رهبران‌ ضعيف‌ بنگاههاي‌ اقتصادي‌ كه‌ خود حاضر به‌ كنار رفتن‌ نيستند وجود ندارد. البته‌ در دنياي‌ اقتصاد آزاد و اقتصاد رقابتي، كمتر اين‌ اتفاق‌ مي‌افتد ولي‌ در دنياي‌ رابطه‌ بازي‌ مثالهاي‌ فراوان‌ وجود دارد كه‌ مديران‌ ارشد خود را به‌ ميزشان‌ دوخته‌اند.

19 - اصل‌ پيش‌بيني‌

‌ ‌زنبورها درهنگام‌ بچه‌دادن‌ هريك‌ مقداري‌ از عسل‌ داخل‌ كندو را برمي‌دارند و در داخل‌ كيسه‌ عسلي‌ خود ذخيره‌ مي‌كنند تا در هنگامي‌ كه‌ روي‌ شاخه‌ درخت‌ به‌ صورت‌ خوشه‌اي‌ آويزان‌ شده‌اند و مدت‌ زماني‌ كه‌ طول‌ مي‌كشد تا در خانه‌ جديد استقرار يابند بدون‌ غذا نمانند. امروز برنامه‌ريزي‌ يا پيش‌بيني‌ كليه‌ عمليات، اقدامات‌ و فعاليتها باتوجه‌ به‌ امكانات‌ و منابع‌ (مادي‌ - انساني) و باعنايت‌ به‌ قوانين‌ و محدوديتها براي‌ رسيدن‌ به‌ هدف‌ يا اهداف‌ از پيش‌بيني‌ تعيين‌ شده‌ به‌عنوان‌ يك‌ اصل‌ مهم‌ شناخته‌ شده‌ به‌طوري‌ كه‌ بعضي‌ از استادان، تعريف‌ مديريت‌ را برنامه‌ريزي‌ و اجراي‌ آن‌ مي‌دانند. يعني‌ ساير اصول‌ مديريت‌ در مقام‌ اجرا قرار گرفته‌ و برنامه‌ريزي‌ به‌عنوان‌ مهمترين‌ اصل‌ به‌شمار مي‌رود.

20 - اصل‌ فرهنگ‌ كار و بهره‌وري‌

‌ ‌اين‌ اصل‌ در سراسر كندو وجود داشته‌ و ملكه‌ با شدت‌ فعاليت‌ مي‌كند. زنبورهاي‌ كارگر بي‌وقفه‌ كار مي‌كنند و حتي‌ شبها نيز به‌ فعاليتهاي‌ داخل‌ كندو مشغول‌ هستند و اصلاً‌ پديده‌اي‌ به‌ نام‌ خواب‌ براي‌ زنبور غيرقابل‌ مفهوم‌ است. نمي‌توان‌ از انسانها انتظار داشت‌ كه‌ همانند زنبورها به‌طور مرتب‌ كار كنند و استراحت‌ نداشته‌ باشند ولي‌ مي‌توان‌ انتظار داشت‌ كه‌ فرهنگ‌ كار در ساعات‌ كار در سازمان‌ حاكم‌ باشد و از اتلاف‌ وقت‌ جلوگيري‌ شود. متاسفانه‌ ميزان‌ كار مفيد نيروي‌ كار در كشور ما بسيار پايين‌ است‌ و يكي‌ از دلايل‌ بسيار مهم‌ عقب‌ماندگي‌ ما اين‌ است‌ كه‌ فرهنگ‌ كار در سازمانها نهادينه‌ نشده‌ است. براي‌ مثال، اگر دو زنبور با هم‌ وارد كندو شده‌ و اطلاعاتي‌ كه‌ مي‌دهند حاكي‌ از اين‌ باشد كه‌ يكي‌ مزرعه‌ گلي‌ پيدا كرده‌ است‌ كه‌ ميزان‌ غلظت‌ قند شهد گلهاي‌ آن‌ 30% است‌ و ديگري‌ اطلاعاتي‌ بدهد كه‌ ميزان‌ غلظت‌ قند شهد گلهاي‌ كشف‌ شده‌ توسط‌ او 50% است‌ و هر دو در يك‌ فاصله‌ مساوي‌ قرار دارند بدون‌ شك‌ زنبورها به‌ سمت‌ مزرعه‌اي‌ مي‌روند كه‌ زنبور دوم‌ آدرس‌ داده‌ است‌ يعني‌ زنبورها به‌ اصل‌ بهره‌وري‌ معتقد هستند. تعريف‌ بهره‌وري‌ عبارت‌ است‌ از: مجموع‌ اثربخشي‌ و كارايي‌ يعني‌ هم‌ كار درست‌ را انتخاب‌ كنيم‌ و آن‌هم‌ كار را به‌ بهترين‌ نحو انجام‌ دهيم. سازمانهاي‌ موفق‌ قطعاً‌ سازمانهايي‌ با بهره‌وري‌ بالا هستند كه‌ با بررسي‌ شرايط‌ محيطي‌ و توانائيهاي‌ سازمان، مسير را صحيح‌ انتخاب‌ مي‌كنند و با جديت‌ در جهت‌ تحقق‌ آرمانها و اهداف‌ تعيين‌ شده‌ گام‌ برمي‌دارند.

‌ ‌قطعاً‌ با مطالعه‌ بيشتر در رفتار موجودات‌ انبوه‌زي‌ مي‌توان‌ اصلهاي‌ بيشتري‌ را فهرست‌ كرد. و از آنان‌ براي‌ يادگيرنده‌ و تبديل‌ استعدادهاي‌ بالقوه‌ خودمان‌ به‌ استعدادهاي‌ بالفعل‌ استفاده‌ كنيم. كشورهاي‌ توسعه‌يافته‌ قبل‌ از هر چيز نيازبه‌ انسانهاي‌ توسعه‌يافته‌ دارند و انسانهاي‌ توسعه‌يافته‌ نيز انسانهاي‌ آگاه‌ كاري‌ هستند.

منابع‌ و مأخذ:

- دكتر محمد مهدي‌ سپهري‌ و مهندس‌ حسين‌ طهراني‌نيك‌نژاد، سمينار هوش‌ انبوه‌زي‌ و الگوريتم‌ مورچگان، خانه‌ مديران‌ سازمان‌ مديريت‌ صنعتي، سال‌ 1380.

- پروفسور كارل‌ فون‌ فريش، از زندگي‌ زنبورها، مترجم‌ دكتر شهرستاني، تهران.

- مهندس‌ ر.يوردان، اطلس‌ زنبور عسل، دكتر نعمت‌اله‌ شهرستاني، زنبور عسل‌ و پرورش‌ آن، تهران.

- پرويز درگي، «تدوين‌ و اجراي‌ استراتژي‌ در بنگاههاي‌ اقتصادي» مجله‌ تازه‌هاي‌ دامپروري‌ و كشاورزي، اسفند 1379.

O پرويز درگي: كارشناس‌ ارشد مديريت‌


در اين شماره مى خوانيد:
سر مقاله
اينكه بيش ازيك سوم اكسيژن مصرفي بدن ، صرف كارمغزميشود بي حكمت نيست
ميز گرد
بودجه سال 81 واستراتژي بنگاه
مقالات
شناخت سيستمها ي برنامه ريزي منابع موسسه
يادگيري براي تغيير
تعالي سازماني
فنون مديريت درهزاره جديد
الگوهاي رفتاري موجودات انبوه زي درمديريت
آسيب شناسي مديريت بازاريابي
ارزيابي روشهاي برآوردنيروي انساني درپروژه هاي نرم افزاري
نفت، اعتيادي خطرناك
فرهنگ كار
ارزيابي مديريت كيفيت جامع درسازمانهاي دولتي
ماهيت درحال تغييرحسابداري مديريت
گزارش ويژه
نقش انرژي درتوسعه صنعتي
گزارشهاى داخلى
چگونگي بهره گيري ازآموزش الكترونيك
امكانات بانك جهاني ، فرصتهاي بنگاهها
كيفيت يعني رضايت مشتري
كوتاه و خواندنى
خلق سازمانهاي يادگيرنده
شكل گيري وتغييرنگرش
گزارش شبكه
رويكردعامل - محوردرعمليات سازمانهاي مجازي
روى خط اينترنت
نگاهى به يك كتاب
استراتژي اثربخش
معرفى كتاب
روي جلد