در يك‌ نشست‌ علمي‌ تشريح‌ شد

رويكردهاي‌ گوناگون‌ استراتژي‌
رويكردهاي‌ استراتژي‌ مبتني‌ بر اصل‌ تمركز است‌ كه‌ اين‌ اصل‌ نيز ناشي‌ از فضاي‌ رقابتي‌ و محدوديت‌ منابع‌ است.

در رويكرد تجويزي‌ ذهن‌ انسان‌ درقالب‌ يك‌ فرايند گام‌ به‌ گام‌ به‌ پيش‌ مي‌رود.

خلق‌ استراتژي‌ نو حاصل‌ يك‌ تركيب‌ ذهني‌ است‌ و بهترين‌ حالت‌ آن، هنگامي‌ است‌ كه‌ يك‌ ذهن‌ منفرد و مطلع‌ بستر زايش‌ باشد.

قابليت‌ كليدي، توانمنديهايي‌ است‌ كه‌ در موقعيت‌ كسب‌وكار نقش‌ اساسي‌ دارد و دستيابي‌ به‌ آن‌ آسان‌ نيست.

‌ ‌تفكر استراتژيك‌ از مهمترين‌ مهارتهاي‌ مديريت‌ سده‌ بيست‌ويكم‌ است. اين‌ مهارت‌ شرايط‌ آينده‌ را درنظر مي‌گيرد، سپس‌ به‌ بررسي‌ شرايط‌ فعلي‌ و چگونگي‌ تغيير آن‌ و استفاده‌ از فرصتها در راستاي‌ رسيدن‌ به‌ اهداف‌ آينده‌ شركت‌ مي‌پردازد. اگرچه‌ در زمينه‌ استراتژي، تفكر استراتژيك، برنامه‌ريزي‌ استراتژيك‌ و ساير واژه‌ها و مفاهيم‌ مرتبط‌ با اين‌ موضوع، كتاب، مقاله‌ و سخنراني‌هاي‌ متعددي‌ ارائه‌ شده‌ است؛ اما هنوز گروه‌ قابل‌ توجهي‌ از كساني‌ كه‌ با اين‌ مسايل‌ سروكار دارند، نسبت‌ به‌ مفهوم‌ استراتژي‌ و طراحي‌ آن‌ دچار ابهام‌ هستند.

‌ ‌از اين‌رو مهندس‌ محمدرضا برادران‌ در يكي‌ از نشست‌هاي‌ اخير خانه‌ مديران‌ با تشريح‌ برخي‌ از مفاهيم‌ پايه‌اي‌ و مهم‌ استراتژي، تلاش‌ كرد تا برخي‌ ابهامهاي‌ موجود را برطرف‌ سازد.

تعريف‌ استراتژي‌

‌ ‌سخنران‌ در ابتداي‌ سخنان‌ خود واژه‌ استراتژي‌ را برگرفته‌ از لغت‌ يوناني‌ استرات‌ گوس‌ (استرات‌ گي) به‌ معناي‌ هنر ژنرالها عنوان‌ و از منابع‌ مختلف‌ نيز تعاريف‌ ديگري‌ ارائه‌ كرد:

- دايرة‌المعارف‌ بريتانيكا: «هدايت‌ عمليات‌ نظامي»

- هندرسون: «ايجاد مزيت‌ منحصربه‌فرد براي‌ تمايز سازمان‌ از رقبا»

- مشاوران‌ مك‌كينزي: «درك‌ ابعاد مختلف‌ ساختار صنعت‌ و رقابت‌ در آن»

- ماركيدز: «هنر خلق‌ جايگاه‌ برتر براي‌ يك‌ شركت»

‌ ‌وي‌ در ادامه‌ توجه‌ حضار را به‌ فلسفه‌ استراتژي‌ كه‌ همان‌ تغيير فعاليتها براي‌ حداكثر استفاده‌ از فرصتهاي‌ محيطي‌ جلب‌ كرد و گفت: رويكردهاي‌ استراتژي‌ مبتني‌ بر اصل‌ تمركز است‌ كه‌ اين‌ اصل‌ (بدون‌ تغيير) ناشي‌ از فضاي‌ رقابتي‌ و محدوديت‌ منابع‌ است. در رويكردهاي‌ استراتژي‌ با شناخت‌ موضوعات‌ اصلي‌ و تمركز منابع‌ براي‌ تحقق‌ آنها، به‌ بالاترين‌ منافع‌ درمقابل‌ رقيب‌ دست‌ مي‌يابيم.

رويكردهاي‌ مختلف‌ استراتژي‌

‌ ‌رويكردهاي‌ مختلف‌ استراتژي‌ عمدتاً‌ به‌ دو دسته‌ رويكرد تجويزي‌ و توصيفي‌ تقسيم‌بندي‌ مي‌شوند كه‌ در ادامه‌ به‌ تشريح‌ آنها مي‌پردازيم.

- رويكرد تجويزي: در رويكرد تجويزي‌ استراتژي‌ حاصل‌ يك‌ فرايند تحليلي‌ و قاعده‌مند است‌ كه‌ در تعامل‌ عوامل‌ دروني‌ و بيروني‌ به‌منظور استفاده‌ از منافع‌ نهفته‌ در فرصتها و اجتناب‌ از زيانهاي‌ نهفته‌ در تهديدات‌ انجام‌ مي‌شود. در اين‌ روش‌ تاكيد بر انتخاب‌ مناسبترين‌ الگوي‌ استراتژي‌ ازميان‌ الگوهاي‌ شناخته‌ شده‌ است‌ و درعمل‌ خريد شركتهاي‌ رقيب‌ يا تامين‌كننده‌ دو نمونه‌ از انتخابها هستند. اين‌ رويكرد درعمل‌ با انتقاداتي‌ مواجه‌ شده‌ است‌ كه‌ عبارتند از:

- شرايط‌ محيطي‌ فردا را در امتداد خطي‌ شرايط‌ امروز فرض‌ كرده‌ است.

- نتيجه‌ اين‌ فرايندها به‌ندرت‌ يك‌ استراتژي‌ خلاقانه‌ است، زيرا حداقل‌ يك‌ بار توسط‌ شركتي‌ تجربه‌ شده‌ است.

- در اين‌ رويكرد ذهن‌ انسان‌ درقالب‌ يك‌ فرايند گام‌ به‌ گام‌ به‌ پيش‌ مي‌رود و اين‌ خود مانع‌ بزرگي‌ براي‌ خلاقيت‌ها است.

- علت‌ جذابيت‌ نسبي‌ اين‌ رويكرد، سهولت‌ در فهم‌ و اجراي‌ دستورالعمل‌هاي‌ آن‌ است.

- رويكرد توصيفي: در اين‌ رويكرد شيوه‌ تحليلي‌ تدوين‌ استراتژي‌ مردود است‌ و فرايندهاي‌ گام‌ به‌ گام‌ و ازپيش‌ تعريف‌ شده‌ نمي‌توانند ما را به‌ تصميمات‌ درست‌ استراتژيك‌ هدايت‌ كنند. مينتزبرگ‌ معتقد است: «خلق‌ استراتژي‌ نو حاصل‌ يك‌ تركيب‌ ذهني‌ است‌ و بهترين‌ حالت‌ آن‌ هنگامي‌ است‌ كه‌ يك‌ ذهن‌ منفرد و مطلع‌ بستر زايش‌ استراتژي‌ باشد».

‌ ‌بنابراين‌ اساس‌ كار خلاقيت‌ است‌ و در اين‌ رويكرد فقط‌ به‌ ارائه‌ الگوهاي‌ مفهومي‌ از استراتژي‌ بسنده‌ مي‌شود. فرصت‌ و استراتژي‌

‌ ‌آقاي‌ برادران‌ سخنان‌ خود را با طرح‌ اين‌ پرسش‌ كه‌ «آيا قابليت‌ تكميل‌ عوامل‌ منفعت‌ براي‌ همه‌ وجود دارد؟» ادامه‌ داد و گفت: اگر براي‌ سازمان‌ امكان‌ تكميل‌ عوامل‌ بروز منفعت‌ وجود داشته‌ باشد، منفعت‌ بالقوه‌ براي‌ آن‌ فرد و سازمان، يك‌ فرصت‌ بالفعل‌ خواهدبود و اگر براي‌ سازمان‌ امكان‌ تكميل‌ عوامل‌ بروز منفعت‌ وجود نداشته‌ باشد، منفعت‌ بالقوه‌ براي‌ آن‌ فرد (سازمان) يك‌ فرصت‌ بالقوه‌ خواهدبود. فرصت‌ بالقوه‌ براي‌ همه‌ وجود دارد ولي‌ فرصت‌ بالفعل‌ برحسب‌ قابليت‌ تكميل‌ عوامل‌ منفعت‌ تنها به‌ سازمانهاي‌ خاصي‌ تعلق‌ مي‌گيرد.

قابليتهاي‌ كليدي‌

‌ ‌يكي‌ ديگر از مفاهيم‌ مديريت‌ استراتژيك‌ قابليت‌ كليدي‌ است‌ كه‌ سخنران‌ آن‌ را توانمندي‌هايي‌ كه‌ در موقعيت‌ كسب‌وكار، نقش‌ اساسي‌ دارد و دستيابي‌ به‌ آن‌ به‌ سهولت‌ امكان‌پذير نيست، عنوان‌ كرد و گفت: قابليتهاي‌ كليدي‌ ممكن‌ است‌ از نوع‌ تكنولوژي، منابع، كمياب‌ و يا فرايندهاي‌ منحصر به‌ فرد باشد؛ اما به‌ هرحال‌ آنها اساس‌ مزيت‌ رقابتي‌ سازمانها در بهره‌گيري‌ از فرصتها هستند. وي‌ افزود، توانمندي‌ در غير عوامل‌ كليدي‌ موفقيت، قابليت‌ كليدي‌ محسوب‌ نمي‌شود. عوامل‌ كليدي‌ موفقيت‌ قابليتهايي‌ است‌ كه‌ سازمانها در درون‌ يك‌ كسب‌وكار براي‌ موفقيت‌ بايد دارا باشند. اين‌ عوامل‌ در محيط‌ كسب‌وكار تعريف‌ مي‌شوند (نه‌ در سازمان) و سهل‌الوصول‌ نيستند. آنها فرصتهاي‌ بالقوه‌ را به‌ فرصتهاي‌ بالفعل‌ تبديل‌ مي‌كنند و براي‌ توسعه‌ قابليتهاي‌ خود با دراختيار داشتن‌ فرصتهاي‌ بالفعل‌ بايد برنامه‌هاي‌ قابليت‌ساز را درپيش‌ گيريم‌ و با به‌كارگيري‌ برنامه‌هاي‌ منفعت‌ساز، منافع‌ نهفته‌ در فرصتها را دنبال‌ كنيم.

‌ ‌مهندس‌ برادران‌ براي‌ توضيح‌ بيشتر پيرامون‌ اين‌ دو استراتژي‌ به‌ نمودار شماره‌ يك‌ اشاره‌ كرد و به‌طور خلاصه‌ هدف‌ استراتژي‌هاي‌ قابليت‌ساز را كشف‌ فرصت‌ و هدف‌ از بكارگيري‌ استراتژي‌هاي‌ منفعت‌ساز را بالفعل‌ كردن‌ فرصتها عنوان‌ كرد.

نمودار شماره‌ يك‌



پارادايم، فرصتها و استراتژي‌

‌ ‌سخنران‌ در بخش‌ پاياني‌ سخنان‌ خود پارادايم‌ را قواعدبازي، تجلي‌ لايه‌اي‌ از حقيقت‌ هستي‌ و محدوده‌اي‌ از عالم‌ هستي‌ كه‌ قواعد آن‌ را بر روي‌ ما مي‌گشايد و برداشتهاي‌ ما را نسبت‌ به‌ موضوعات‌ تعيين‌ مي‌كند تعريف‌ كرد و گفت: هيچگاه‌ حقيقت‌ مطلق‌ دردسترس‌ نيست، بلكه‌ آنچه‌ همواره‌ و در هر زمان‌ وجود دارد، تنها سطحي‌ از حقايق‌ است. صورتها هر روز با تكامل‌ خود تصوير صحيح‌تري‌ از حقيقت‌ را آشكار مي‌كنند و سطوح‌ برتر حقيقت، اعتبار سطح‌ مادون‌ را از بين‌ مي‌برد (يا به‌ شرايط‌ خاصي‌ محدود مي‌كند) و اين‌ واقعيت‌ دليل‌ ناكارآمدي‌ قواعد موفقيت‌ساز گذشته‌ را آشكار مي‌كند.

‌ ‌با ظهور پارادايم‌ جديد، مجموعه‌اي‌ از فرصتها و قواعد ظهور مي‌كنند و فرصتهاي‌ پارادايم‌ گذشته‌ بي‌اعتبار مي‌شود. بنابراين‌ فرصتها «درونمايه‌ اصلي‌ استراتژي» زاييده‌ قوانين‌ پارادايم‌ها هستند. با تغيير پارادايم، قواعد تغيير و درنتيجه‌ فرصتهاي‌ جديد به‌وجود مي‌آيند. براي‌ استفاده‌ از فرصتها بايد قواعد حاكم‌ را به‌ درستي‌ شناخت‌ و يا قواعد شناخته‌ شده‌اي‌ را حاكم‌ كرد. وي‌ سپس‌ الگوي‌ فرصت‌ را كه‌ در نمودار شماره‌ 2 مشخص‌ شده‌ است، به‌ عنوان‌ مبنايي‌ براي‌ گزينش‌ رويكرد استراتژي‌ مناسب‌ سازمانها معرفي‌ كردO .

نمودار شماره‌ 2 - الگوي‌ فرصت‌




در اين شماره مى خوانيد:
سر مقاله
پارادوكس توسعه
ميز گرد
سياستهاي اشتغال دولت دربوته نقد
مقالات
ارتباط فرهنگ ملي بافرهنگ سازماني
سيستم هاي اطلاعات منابع انساني
راههاي افزايش كارآيي
مديريت زيبا
سرعت بخشي به برنامه هاي بهبود سازمان
نقش مديريت درتخلفات اداري كاركنان
چهارده اصل مديريتي دمينگ
اقتصادمهندسي باتاكيدبرمديريت پروژه ها
سازمانهاي مجازي
سبكهاي مديريتي درسازمانهاي تحقيق وتوسعه
ماهيت درحال تغييرحسابداري مديريت
گزارش ويژه
مديريت زنان “گذاري دشوار
گزارشهاى داخلى
رابطه مهندسي ارزش وكيفيت پروژه
رويكردهاي گوناگون استراتژي
برنامه ريزي منابع انساني
كوتاه و خواندنى
كارلوس گاسن عامل تحول درنيسان
تاثيرتجارت الكترونيك برمديريت توليد
محيط كارمطلوب
صادرات گام اول جهاني شدن
گزارش شبكه
شهراينترنتي دبي
روى خط اينترنت
نگاهى به يك كتاب
معرفى كتاب
روي جلد