|
كارلوس گاسن عامل تحول در نيسان
|
|
منبع: 2002 ,18FORTUNE FEB
مترجمان: مهشيد صيفوري - معصومه شهبازي مقدم
|
كارلوس گاسن مدير نيسان بههمراه، تعدادي از مديران اجرايي نيسان از ژاپن، نفراتي از كارخانه فرانسوي «رنو» و تعدادي آمريكايي از نمايشگاه اتومبيل ديترويت ديدار كرد. او چابك و مشتاق بود و مدام بهزبان انگليسي و فرانسه سوال ميكرد. او ضمن انتقاد از استراتژي رقبا اعتقاد داشت كه كالاهاي رقيب كيفيت دارد ولي نه در حد مطلوب.
او نيسان را از ورشكستگي نجات داد و آن را در مسير سوددهي قرار داد.
گاسن 47 ساله كه متولد برزيل و تحصيلاتش را در فرانسه بهاتمام رسانده، اين كار را در ژاپن انجام داد. در كشوري كه اصولاً هيچ فرد غيرژاپني كارآيي چنداني نداشته است. اكنون نيسان دومين توليدكننده اتومبيل، مجدداً تويوتا را در بازار جهاني و نيز اروپا و آمريكاي شمالي به چالش ميطلبد و هونداي قدرتمند را بهطور چشمگيري پشت سر گذاشته است.
نيسان سودي برابر 9/2 ميليارد دلار را براي پايان سال مالي انتظار دارد كه اين رقم با 7/5 ميليارد دلار زيان در سال گذشته مقايسه شده است.
گاسن اين كار را با جمعوجور كردن شركت و طبيعي كردن جريان امور و پرداخت بدهيها انجام داد و بهخاطر اين اقدامات مالي بود كه او توانست گروهي از بازندگان را به برندگان تبديل كند. كورير ماتسومورا، معاون اجرايي و عضو هيئتمديره ميگويد: «بزرگترين موفقيت او آن است كه ميتواند در عقايد مردم تغييرات ساختاري ايجاد كند.
اكنون قسمتهاي سخت كار آغاز ميشود. گاسن اهداف بلندپروازانهاي را براي رشد آتي در نظر گرفته است. او ميخواهد فروش فعلي نيسان را از 6/2 ميليون دستگاه به 6/3 ميليون افزايش دهد و حاشيه عملياتي قبل از ماليات را براي نيمسال اول از 3/6 درصد به 8 درصد بهبود بخشد و مابقي 8/5 ميليارد دلار بدهيهاي نيسان را بپردازد و زمان اين كار را تاسال 2005 مشخص كرده است. اما روياهاي او غيرممكن نخواهد بود.
دست تقدير، سرنوشت را براي نيسان اينطور رقم زد كه در اوج تاريكي روزهاي سال 1999، گاسن در حالي مديريت كارخانه نيسان را پذيرفت كه در شرف فروپاشي و تعطيلي بود. او متعهد بود كه آن را نجات دهد. اما حال طبق برنامه، آن كارخانه قرار است در تابستان سال 2003 توليد سه نوع خودرو را در قلب بازار آمريكا آغاز كند.
در جايي نزديك شهر كوچك كانتن، كارخانه نيسان ساخت خودرو را در آمريكاي شمالي به يك ميليون دستگاه افزايش خواهد داد و آن را به رقيب ژاپني خود نزديك خواهد ساخت (تويوتا 25/1 ميليون دستگاه خودرو در آمريكاي شمالي توليد ميكند و هوندا 22/1 ميليون خودرو) در تاريخ تجارت آسيا، تحولات و دگرگونيهاي نيسان يكي از غمانگيزترين مواردي بود كه گاسن را در ژاپن به يك ستاره تبديل كرد. مطبوعات ژاپن بهعلت ساعات كار زياد، او را «11-7» لقب دادهاند او بهترين صورتحساب را از فروش در دوره تصدياش در نيسان تنظيم كرده است.
يك نشريه ژاپني كه روي موضوعهاي تجاري كار ميكند تاريخچه زندگي او را بهصورت سريال منتشر كرده است. گاسن وقتي در بين مردم ظاهر ميشود ايجاد نوعي هيجان در اجتماع ميكند چه زماني كه در سالن انتظار فرودگاه از او عكس ميگيرند و چه موقعي كه در يك مسابقه كشتي سامو براي او كف ميزنند.
قابل توجهترين بخش زندگي گاسن آن بخشي است كه او بدون تخريب روحيه افراد، فرهنگ مشاركتي را در نيسان پياده كرد و مسئله كار گروهي(TEAM WORKING) را مطرح ساخت. كارمندان ميدانستند آخرين تير او (گاسن) توجه به جزئيات است. گاسن در مورد رعايت رسوم قديم ژاپن وسواس خاصي دارد و اخراج كاركنان در نيسان را به علت كوچك شدن(DOWNSIZING) نميپذيرد، ولي همزمان تعهد كرد كليه فعاليتهايي كه موجب بهزانو درآوردن نيسان تا آن زمان شده است را بهبود بخشد.
سوابق گاسن بهدليل چند مليتي بودن به ذوبشدن او در ژاپن كمك كرده است. او مشاغل اجرايي زيادي در چهار قاره جهان داشته و به زبانهاي فرانسوي، انگليسي، پرتغالي، ايتاليايي و اسپانيايي صحبت ميكند و هماكنون او در حال آموختن زبان ژاپني است.
ايسورو ناكامورا طراح ارشد نيسان ميگويد: «او بهوضوح يك ژاپني نيست اما او يك برزيلي يا فرانسوي هم نيست، او يك رهبر است. اگر او داراي مليتي خاص بود شايد تا اين حد موفق نميشد.»
گاسن در برزيل متولد شد، پدرش يك تاجر لبناني و مادرش يك فرانسوي بود. در شش سالگي همراه مادر و خواهرش براي رفتن به مدرسه فرانسويJESUIT به لبنان منتقل شد. ده سال بعد او يكي از سيصدنفري بود كه از بين بيش از 6000 متقاضي براي درسخواندن در دانشكده پليتكنيك پاريس انتخاب شد، جايي كه او موفق به دريافت دانشنامه مهندسي گرديد و سپس موفق شد براي فوقليسانس در دانشگاهECOLE DES MINES در پاريس نامنويسي كند. در هر مقطع او توان خود را براي تطبيق با محيط اطراف آمادهتر ميكرد، او ميگويد: «در هر كشوري كه بودم هميشه با كشور ديگر فرق ميكردم».
بعد از فارغالتحصيلي به كارخانه ميشلين سازنده تايرهاي فرانسوي ملحق شد. سپس او به برزيل رفت و در 31 سالگي كارمند ارشد عملياتي در تجارت با آمريكاي جنوبي شد. چهارسال بعد به كاروليناي جنوبي اعزام شد؛ جايي كه منافع ميشلين را در آمريكاي شمالي سرپرستي ميكرد. از آن جايي كه ميشلين يك شركت فاميلي بود و توسط اعضاي يك خانواده اداره ميشد گاسن شانس ارتقا به مشاغل بالا را نداشت. همين امر سبب شد تا او بيشتر مراقب فرصتهاي شغلي اطراف خود باشد تا وقتي كه در سال 1996 توسط لوئيزشواتيزر براي همكاري در ماشينسازي رنو استخدام شد. گاسن يك كارخانه بزرگ مونتاژ را در بلژيك تعطيل كرد. كار دردناكي كه باعث اعتراض افراد زيادي شد او با روشهاي جديد فروش، ماشينسازهايي چونMEHANE SCENIC را دوباره جوان و فعال كرد.
دو سال بعد شواتيزر نااميد از گسترش رنو در خارج از اروپا ضمانت نيسان را پيشنهاد كرد. در آن موقع نيسان در محاصره مديراني بود كه در بوروكراسي شهرت داشتند و مهندسان باتجربهاي كه هزينههاي زيادي صرف ميكردند ولي قادر نبودند ماشين سودآور بسازند.
در خلال دهه 1990 هر ساله نيسان ضرر ميداد. فورد و كرايسلر از دادن سفارش خودداري كردند ولي رنو موافقت كرد كه در برابر پذيرش 4/5 ميليارد بدهي، 8/36 درصد دارائيهاي خالص شركت را دريافت كند.
شواتيزر، گاسن را براي اين كار پيشنهاد كرد و بهمحض انتقال به توكيو در سال 1999 با همسر و چهار دخترش او دريافت كه شركت در يك وضعيت نابسامان قرار دارد. كارخانجات نيسان ظرفيت توليد بيش از يك ميليون خودرو را داشت كه قادر به فروش آنها بود. هزينههاي خريد 10 تا 20 درصد بيش از رنو بود و با 11 ميليارد بدهي، كمبود نقدينگي شديدي وجود داشت. به تشخيص گاسن: «نيسان مبتلا به فقدان شفافيت در توجيه سود، تمركز ناكافي روي مشتريها، تمركز زياد براي بيرونكردن رقبا، فقدان فرهنگ كار همراه عملكرد، مرزها يا خطوط سلسله مراتب (بهدليل وجود بوروكراسي موجود) و عدم وجود ديد همكاري بين افراد بود.»
نيسان در چنان وضعيت نابساماني بود كه مردم براي نجات آن فقط بهدنبال يك ناجي ميگشتند. اين احتمال وجود دارد كه سوابق گاسن برزيلي - فرانسوي - لبناني به او در اين راه كمك كرده باشد، آمدن فردي از بيرون سيستم كه نسبت به يك مدير اجرايي ژاپني آزادي عمل بيشتري داشت. او ميدانست كه بايد هويت شركت و كارمندان حفظ شود. انجام تغييرات بهسادگي ميتوانست توليد را كاهش دهد. اگر او كوركورانه رفتار ميكرد باعث ميشد شركت به سقوط سريع خود ادامه دهد.
يك هفته بعد از آن در ژوئيه 1999 كار را تحويل گرفت، 9 گروه را با عملكرد متقاطع درست كرد كه براي كمك به او در تهيه طرح احيا در مورد عملكرد حياتي مانند ساخت، خريد و مهندسي كندوكاو كنند. او جهت افزايش همكاري، كارمندان نمونه را در راس گروهها قرار داد. او تيمها را به يك مدير كليدي سپرد كه از رنو با او به ژاپن آمده بود. براي اطمينان از اينكه همه بتوانند با هم بهخوبي ارتباط برقرار كنند زبان انگليسي را بهعنوان زبان عمومي شركت تعيين كرد.
ابتدا او براي حذف برخي رسوم تجاري ژاپني، سريعاً وارد عمل شد. يك مورد آن، سيستم ارشديت بود كه در آن پرداخت و ترفيع كارمندان برطبق سوابق شغلي و سن انجام ميشد، گاسن يك طرح و نقشه برمبناي استعداد و شايستگي وضع كرد. همينطور او پيشنهاد عرضه سهام را علاوهبر پاداش ارائه داد. كه گاهي حتي مطابق يك سوم حقوق ساليانه ميشد.
وقتي گاسن در حال فرمولهكردن طرحهايش بود خيليها او را نصيحت كردند كه تند نرود. او ميگويد: «عده زيادي بهمن گفتند كه صبور باشد. تو نميتواني اين همه كار را بهتنهايي انجام دهي». سئوالي كه من از خود پرسيدم اين بود كه: «آيا من بايد طبق افكار و عقايد مردم كاركنم؟ اين كار عملي است و آيا ميتوانم رويكردي نسبت به مشكلات داشته باشم؟ پاسخ روشن بود. «جِد كانولي» مدير ارشد اجرايي فروش به آمريكا ميگويد: «او راهحلهاي قديمي را در مورد مدلهاي ژاپني نميپذيرد و او مردم را قانع كرد كه فقط راه حل اوست كه نجاتبخش است.» گاسن با تعهدات و معاملات باقيمانده قبلي موافقت نكرد و آزادانه هر اقدامي را انجام داد كه صلاح ميدانست.
گاسن در نمايشگاه دو سالانه ماشين در توكيو در اكتبر 1999 آماده بود تا از طرح احياي نيسان پردهبرداري كند و برخي رسوم مذهبي ژاپن را پذيرفت. طرح او كاهش نيروي انساني نيسان به 21000 نفر از طريق بازنشستگي و انتقال به سازمانهاي ديگر بود. او ميخواست تعداد فروشندگان را به نصف رسانده و 4 ميليارد دلار را بهصورت متقابل بين شركتها و نيسان تسويه كند. از ساير فروشندگان درخواست شد كه قيمتهاي خود را براي سه سال آينده 20 درصد كاهش دهند. او به كارهايش اطمينان داشت و در پاسخ به انتقاد عدهاي ميگفت: «اگر ظرف مدت 18 ماه نيسان دوباره دچار ركود شود من استعفا ميدهم».
از هر نقطه نظري او جسور و بيباك بود. طرح گاسن در نيسان براي ژاپن مثل يك زلزله بود كه آن را دگرگون ساخت.
گاسن قول داد مخارج اضافي را نصف كرده و تعداد فروشندگان را به 20 درصد برساند ولي او زمينههاي كاري را به احياي نيسان موكول كرد. او دست طراحان را در طراحي بدون دغدغه و نگراني درباره قابليت ساخت آزاد گذاشت. او، «شيرو ناكامورا» را از «ايسوزو» براي شخصيت بخشيدن و هويتدادن به ماشينها و كاميونهاي نيسان استخدام كرد. او قول داد كه ماشين دوستداشتني و اسپرتZ را بهعنوان نمونهاي از احياي نيسان مجدداً توليد كند. گاسن همينطور از يك پروژه مشترك با «رنو» براي توليد اتومبيلهاي كوچك خبر داد و گفت كه اين ماشين جايگزين خط توليد نيسانهاي اروپايي خواهد شد.
توليدات سرعت بيشتري گرفت. فروش نيسان به 27 سال پيش برگشت. كمتر از 17 درصد در سال 2000 و سال گذشته به 18 درصد رسيد. اين كار او را قادر ساخت تا جلوتر از هوندا بايستد كه فروش او 8/13% بود ولي در مقايسه با تويوتاي 2/42 درصدي خيلي عقب مانده بود. گاسن انتظار دارد كه سهام بين سالهاي 2003 تا 2005 به مقدار 20 درصد افزايش يابد و همانطور باقي بماند ولي نگران آن نيست.
نيسان با هشت مدل جديد بهسوي نمايشگاه 2003 پيش ميرود. نيسان داراي پتانسيلي است كه ميتواند ستاره ماشينسازان ژاپني باشد.
«تاكيرو فوجي موتو» از دانشگاه توكيو و معاون سردبير روزنامه خودروسازهاي متحد ميگويد: «داشتن استراتژيست درجه يك بهعنوان مديرارشد، موثرترين راه براي انتقال توانائيهاست.»
انتقال كارلوس گاسن از رنو به نيسان ممكن است كليدي براي موفقيت اين اتحاد باشد. در حالي كه نام گاسن براي پستهاي شغلي خالي «مدير ارشد اجرايي» در صنايع خودروسازي ذكر ميشود او عهد كرده است كه حداقل براي 2سال ديگر در نيسان بماند. او درصدد است كه يك مدير اجرايي ژاپني براي جايگزين كردن خود بيابد. و سپس قرار است كه او جانشين «شواتيزر» مدير رنو شودO.
|
|
|