|
كوچك، كوچك است؛ زيبا، زيبا
|
آنگاه كه كشتي پرشكوه تايتانيك با غرور و پرهيبت به آب انداخته شد، چنين تصور ميرفت كه از آن پس امواج خروشان اقيانوسها در سيطره كامل بوده و امنيت مسافرت آن هتل مجلل شناور را هيچ چيز نميتواند مخدوش كند. اما دريغ كه آن مسافرت پرشكوه، اولين و آخرين سفر آن بود.
در دوراني كه سازمان عظيم بلوك شرق، نيمي از جهان را تحت استيلاي خود داشت، كمتر كسي فروپاشي آن را به مخيله خود راه ميداد. اينگونه است كه پي برده ميشود كه هيبت و عظمت پيكر هيچ موجودي، نميتواند بقاي آن را تضمين كند.
حدود 35 سال پيش آقاي استافوردبير(STAFFORD BEER) درپي تلاش براي پي بردن به عوامل بقاپذير و تداوم حيات برخي موجودات ازجمله موجودات زنده مدلي تحت عنوانVIABLE SYSTEM MODLE ارائه كرد كه براساس آن هر سيستم بقاپذير دركليترين تلقي مركب است از دو زيرسيستم:
1 - زيرسيستم مديريت يا متاسيستم
2 - زيرسيستم عملياتي.
نقش زيرسيستم عملياتي، بر آوردن فلسفه ايجادي و وجودي كل سيستم است درقبال محيط كه ازطريق تبادل اطلاعات، مواد، انرژي با محيط به آن تحقق ميبخشد. نقش زيرسيستم مديريت آن است كه با درك فلسفه ايجادي و نيز تحولات آتي محيط، تداوم حيات را تامين كند و تمهيدات و تدابير لازم را در چند وچون عمليات و متناسب با اقتضائات محيط، صورت دهد و بهكار بندد.
درقبال تنوع خواستها و نيازهاي محيط، يكي از تمهيداتي كه صورت ميپذيرد تنوع در درون سيستم عملياتي و تقسيم كار ميان آنهاست؛ بهگونهاي كه هريك از آنها رسالت تامين بخشي از خواستها و نيازها را عهدهدار شوند و درعين حال هريك در طيف مشخصي، قابليت انعطاف لازم را دارا شوند.
با شتاب گرفتن تحولات محيطي، پاسخگويي به خواستههاي دائماً درحال تغيير و آينده پرابهام آنها ايجاب ميكند سه خصيصه سرعت، سياليت و انعطاف درهريك از زيرسيستمهاي عملياتي بهصورت نهادينه تقويت شود تا كل سيستم بتواند در اين محيط پرتنوع، پرشتاب و پرابهام با پاسخگويي سريع، منعطف و سيال تبادلات ميان آن زيرسيستمها، به حيات خود با سرافرازي تداوم دهد. لازمه چنين امري آن است كه همان مدل بقاپذيري(VSM) درمورد هركدام از زيرسيستمهاي عملياتي نيز برقرار شود؛ يعني هر زيرسيستم، خود ساختار يك سيستم بقاپذير را داشته باشد.
به اين ترتيب و به فرض تجهيز زيرسيستمهاي عملياتي، آنها خود خواهند توانست در مواجهه با محيط متحول خاص خود، بهصورتي سريع، منعطف و سيال پاسخگو باشند.
حال به قصه تايتانيك و بلوك شرق برميگرديم. ساختار تايتانيك بهگونهاي بود كه قابل تشبيه به ديگي بزرگ بود كه ايجاد حفرهاي در آن بر اثر برخورد با صخره، نابودي حتمي آن را درپي داشت و عظمت آن صرفاً ميتوانست زمان غرق شدن كامل را افزايش دهد. از آن پس بود كه ساختار بدنه كشتيها را ماجولار طراحي و اجرا كردند و درپي آن هر ماجول، با كادر مناسب و مجهز مديريت ميشود. به اين ترتيب صدمه به هر ماجول، ميتواند به سرعت مهار شده و از سرايت آب به ديگر بخشها جلوگيري شود.
ساختار بلوك شرق بهگونهاي بود كه ميتوان زيرسيستم عملياتي آن را يگانه و فاقد زيرسيستمهاي عملياتي منطبق بر مدل سيستم بقاپذير(VSM) تلقي كرد. برنامهريزي، كاملاً متمركز و دامنه مانور زيرسيستمهاي عملياتي، محدود به نوسان برنامه بود. از اينرو تحولات مقتضي در زيرسيستمهاي عملياتي، درگيرودار ساختار بوروكراتيك، بسيار دير تشخيص داده ميشد، و با تاخير زياد اجرا ميگرديد.
به اين ترتيب فقدان خصايص سرعت، انعطاف و سياليت، پاشنه آشيل آن سيستم بود، درحالي كه اقتضاي محيط بينالمللي از روندي فزاينده به سمت اقتضاي ساختارهاي چابك و چالاك حكايت ميكرد.
به همين دليل است كه در شرايط امروزي، نياز به رشد ظرفيت بقاپذيري در سيستمهاي اجتماعي روزافزون است؛ چرا كه محيط بهطور مداوم پيچيدهتر و پرابهامتر ميشود و از اينرو بقاي جامعه حكم ميكند با تجهيز سطح متاسيستم دركل نظام به مهارتهاي لازم و توسعه زيرساخت جامع اطلاعاتي - ارتباطي، سطح اختيارات و مهارتها در مديريت واحدهاي تقسيمات كشوري، مديريت بخشها و مديريت سازمانها، ارتقا يابد.
تحقق گسترش بقاپذيري در سيستمهاي اجتماعي و تعميق آن تا سطح كوچكترين واحدهاي اجتماعي كه ظرفيت بقاپذيري كل نظام را افزايش ميدهد، درگرو حركتي جدي از سوي دستگاه برنامهريزي كشور است كه بويژه با ادغام سازمان امور اداري و استخدامي در آن بهصورتي متمركز ميتواند آن را به پيش برد. لازمه ارتقاي اين جايگاه و نقش، همانا عمده كردن وجه مديريت در رسالت سازمان مديريت و برنامهريزي است، كه اصرار بر حفظ مفهوم برنامهريزي (كه مهمترين وظيفه مديريت است) درعرض و هم ارز واژه مديريت در نامگذاري سازمان جديد موجب ترديد در توجه به معنا و ضرورت ياد شده است و اين نگراني را دامن ميزند كه تلقي اداره(ADMINISTRATION) را در سازماندهي خود و در برنامههاي توسعه، اشاعه دهد.
علاوه بر اين، دو بال پراهميت و استراتژيك «توسعه منابع انساني استراتژيك» (بويژه مديران) و «تكنولوژي اطلاعات و ارتباطات» در اينجا مطرح است كه سازمان مديريت و برنامهريزي ميبايست در ارتقاي آنها كه نقش زيربنايي را ايفا ميكنند، اقدام جدي بهعمل آوردO .
|
|
|