آموزش ، پرورش و بازآموزي مديران
بعضي مقوله ها اين اعتبار را دارند كه هيچكس نسبت به ضرورت و مطلوبيت آنها شك و تـرديد روا نمــي دارد و في نفسه موردتائيد و موافقت همگان قرار مي گيرند. ازجمله اينها آموزش است و قطعاً آموزش در زمينه مديريت و نيز آموزش مديران به تبع اعتبار عمومي آموزش، از هر سمت و سو با تائيد و تشويق همراه است. بازآموزي نيز به لحاظ محتوا و برداشتي كه از آن مي شود در زمره آموزش قرار مي گيرد، ليكن پرورش ماهيتي متفاوت دارد. پرورش مي تواند آموزش را نيز دربربگيرد وليكن خود مفهوم جامعتري داشته و گستره وسيعتري را شامل مي شود. پرورش درواقع مجموعه اقداماتي است كه تغيير بينش، دانش، مهارت و درنتيجه توانمندي افراد را درجهت الگويي مطلوب باعث شده و نهايتاً هدف موردانتظار را به دست مي دهد. بنابراين پرورش مدير، مفهومي كامل با مراحلي چندگانه است كه حركت در مسير آن برنامه اي فراتر از برنامه هاي آموزشي را طلب مي كند. هر سه مقوله به ترتيبي كه اشاره رفت، چارچوب خاص و نتايجي متفاوت دارند كه سعي مي شود در اين مجال اندك جايگاه و ضرورت هريك تاحدي روشن گردد. سمت گيري ديدگاهي كه بر كل مجموعه بحث سايه افكنده است، به طرف مديران و سازمانهاي متقاضي برنامه هاي آموزشي اعم از آموزش، بازآموزي و پرورش مدير است. درواقع مخاطبان نوشتار، مديران و تصميم گيران در سازمانها و خصوصاً سازمانهاي بزرگ هستند كه به برنامه هاي آموزشي خود و همكاران تأمل و دقت بيشتري روا دارند تا نهايتاً برنــامــه هــاي آمـوزشي، به تناسب، داوطلبان مرتبط و منتسب به خود را پذيرا شوند.

درحال حاضر برنامه هاي آموزشي كه در حوزه مديريت به اجرا درمي آيد، مي توان به ترتيب زير تقسيم بندي كرد:

! برنامه هاي دوره هاي كارشناسي تا دكتراي مديريت در دانشگاهها و مراكز آموزشي عالي.

! برنامه هاي آموزشي سازمانهاي حرفه اي همچون سازمان مديريت صنعتي و مركز مديريت دولتي كه اهداف متفاوتي از مراكز دانشگاهي براي آنها پيش بيني شده است.

! برنامه هاي آموزشي كه در مراكز آموزش وابسته به بنگاهها، دستگاهها و سازمانها و يا در خود آنها به صورت سفارشي اجرا مي شود و در دوره هايي از اين دست مديران سازمانهاي مذكور مشاركت مي يابند.

اينكه تقسيم بندي اهداف كلان برنامه هاي آموزشي مديريت در كشور تاچه حد روشن است؟ و نيز اينكه توزيع تقاضا متناسب با ضرورتها به چه ترتيب و يا به چه شكلي به مراكز مختلف آموزش مديريت انتقال مي يابد؟ سوالاتي اساسي است، ولي به نظر مي رسد در يك كليت و با هدف متمركز كردن ابهامها، بحث از ابعاد زير بايد موردبررسي و توجه قرار گيرد:

! برنامه هاي آموزشي مديريت كه نهايتاً فارغ التحصيلان را به اين دانش مجهز مي سازد كدامند و مخاطبان آن را چه دسته از افراد و با چه خصوصياتي تشكيل مي دهند؟

! برنامه هاي پرورش مدير تاچه حد متناسب طراحي شده و به ترتيب فوق چه افرادي مشتري آن هستند؟

! برنامه هاي آموزشي مناسب با مديران شاغل كدامند و اين برنامه ها از جهت محتوا و شكل اجرا و مدت و ... بايد داراي چه خصوصياتي باشند؟

! كل برنامه ها با نيازهاي كشور و برنامه هاي كلان آن چگونه تناسب دارند و اين انطباق را از چه راههايي مي توان ملاحظه و نسبت به آن اطمينان حاصل كرد.

مواردي كه در چند سطر و در يك تقسيم بندي سه بخشي ساده به آن اشاره شد نشان مي دهد كه چارچوب كار منطقي به نظر مي رسد، ليكن آنچه جاي تأمل و گفتگو دارد اين است كه آيا همه چيز در مسيرهاي تعيين شده و متناسب با اهداف پيش مي رود و يا درحدي تداخل دارد. بحث تداخل از آن جهت مطرح است كه آيا دانشگاه به وظيفه خود مي پردازد و مخاطبان خاص خود را دارد؟ و آيا مراكز ديگر نيز هركدام در چنين وضعيتي قرار دارند؟ آيا مدت و محتواي برنامه هاي خاص مديران مناسب با فرصت و ضرورتهاي خاص آنها طراحي و اجرا مي شود و آيا اين افراد در حوصله يك مدير پرمشغله و در برنامه هايي كه آنها را به روز كرده و درجريان تازه هاي مديريت قرار مي دهد شركت مي كنند؟ آيا برنامه هاي پرورش مدير، مخاطبان خاص خود را دارد و الزاماً نامزدهاي تصدي مشاغل مديريتي در اين برنامه ها شركت مي كنند؟

اگر از برنامه هاي آموزش مديريت كه در سطوح كارشناسي تا دكترا در مراكز دانشگاهي ارائه مي شود بگذريم و چنين فرض كنيم كه مخاطبان و دانشجويان اين برنامه ها جواناني هستند كه ازطريق شركت در دوره هاي مذكور، علوم مديريتي را فرا مي گيرند و هركدام در نقشي زمينه كاربرد آن را فراهم مي سازند، لااقل دو مورد ديگر همچنان نيازمند موشكافي بيشتر است: يكي برنامه هاي آموزشي پرورش مدير و ديگري برنامه هايي است كه مي توان درجهت روزآمد كردن مديران تدارك ديد. برنامه هاي پرورش مدير كه مي تواند مفصل و جامع تدارك شود، بهتر است درجهت آموزش و پرورش كساني به كار گرفته شود كه نهايتاً مسئوليتهاي مديريتي بنگاهها و سازمانها را برعهده مي گيرند. از اين رو اگر در اين راستا برنامه ريزي دقيقي از سوي موسسات خصوصاً صنايع مادر و بنگاههاي فراگير فراهم شود، حاصل آن مي تواند جلوگيري از خلاءهاي مديريتي و يا مساعد شدن شرايط براي برنامه هاي تحول در اين گونه موسسات باشد. به واقع بايد اين فرصت به افراد مستعد و جوان داده شود تا با ممزوج كردن پتانسيل هاي فردي و آموزشهايي كه در راستاي پرورش آنها تدارك شده است، آينده بنگاههاي اقتصادي را از جهت پرورش مديران كارآمد تامين نمايند.

به واقع ما بايد شاهد آن باشيم كه در دوره هاي آموزش و پرورش مدير چهره هاي باانرژي، جوان، مستعد و پرسشگر و موشكاف، بيشترين سهم صندلي را در تمام مراكز آموزشي اشغال نمايند.

مورد ديگر، آموزشهاي به روزآوري مديران است كه به طور قطع چه از زاويه محتوا و سطح و چه ازجهت طول و مدت، متمايز از ساير برنامه هاي آموزشي مديريت است. مديران علي القاعده نبايد نيازمند گذراندن دوره ها و كلاسهاي پايه و اوليه مديريت باشند، ضمن آنكه فرصت محدود آنها نبايد مصروف شركت در برنامه هاي طولاني مدت مديريت شود. برنامه هاي خاص مديران بهتر است ازجهت محتوا شامل آخرين يافته ها و ازنظر استاد برخوردار از مبرزترين و كارآمدترين آنها باشد. و چه خوب است كه در اين برنامه ها كه قطعاً مي بايست با برنامه كاري و شرايط مديران سازگاري داشته باشد، از وجود استادان بهره گيري شود كه خود مدتها پستهاي مديريتي را تجربه كرده و همراه با اندوخته هاي علمي روز، به غناي هرچه بيشتر اين گونه دوره ها بيفزايند. درخصوص مديران بويژه مديران كليدي محتواي مناسب، مدت برنامه، نحوه و شكل و محل و شرايط اجرا اهميت ويژه داشته و موسسات آمــوزش مـديريت مي بايست مشابه كشورهاي پيشرفته به دقايق اين برنامه ها توجه و دقت كافي مبذول دارند.

در انتهاي اين گفتار حيف است كه ازنكته اي دريغ كنيم، بدين ترتيب كه نتيجه گيري مطلوب از تقسيم بندي يادشده زماني حاصل مي شود كه مراكز آموزش مديريت، متناسب با نقشي كه ازجهت تامين نيازهاي مخاطب دارند، بايد خود را تجهيز كنند و اين ميسر نمي شود مگر آنكه بپذيريم جايگاه و نقش هركدام از اين مراكز آموزشي مربوط به پركردن چه بخشي از جدول نيازها است. اگر اين پذيرش حاصل شود، شاهد مشخص تر شدن نقش مراكز و توسعه و حرفه اي تر عمل كردن آنها خواهيم بود. 1


بازگشت به صفحه اول سايت سازمان مديريت صنعتي
در اين شماره مى خوانيد:
سر مقاله
آموزش ، پرورش و بازآموزي مديران
ميز گرد
مديريت پروژه ابزاري كارآمددرشرايط رقابتي
مقالات
كاربردنظريه بي نظمي درسازمانها
الگوي نوين انتقال دانش
انسان ، كاروانگيزش
راهكارهاي عملي كاهش استرس درمديران وكاركنان
موانع خصوصي سازي درايران
نقدي كوتاه برقانون تجارت ايران
مفاهيم وفلسفه مديريت كيفيت جامع
مميزي بازاريابي
شوك چيني
انگليس ، پيوستن يا نپيوستن
گزارش ويژه
توانا سازي كاركنان ، سرمايه گذاري بي جايگزين
گزارشهاى داخلى
منابع نفتي براي مقابله با بيكاري
چه چيزجهاني مي شود؟
جهش فناوري ارتباطات درشرق آسيا
كوتاه و خواندنى
مديريت ارتباط با مشتري
برتري طلبي سازماني
‍ راههاي مقابله با افسردگي شغلي
راهبردهاي يك خودروسازفرانسوي
روى خط اينترنت
معرفى كتاب
روي جلد