|
در سخنراني استاد ايراني دانشگاه هانور آلمان تشريح شد
|
|
چه چيز جهاني ميشود؟
|
كالاهاي خارجي، فرهنگ و سياست خارجي را نيز به همراه ميآورد و اينجاست كه اين سوال مطرح ميشود كه چه چيز جهاني ميشود؟
آنچه جهاني ميشود، شيوه توليد سرمايهداري است. يا به عبارت بهتر ادامه، انكشاف و توسعه شيوه توليد سرمايهداري است.
درصورت پذيرش نظريه نئوليبراليسم بايد بپذيريم كه كالا، سرمايه و نيروي كار بايد آزادانه در سطح جهان حركت داشته باشند.
كشورهاي سرمايهداري پيشرفته جلوي حركت آزاد نيروي كار را با مقررات سياسي ميگيرند، چون اين حركت نظام اقتصادي- اجتماعي آنها را به هم ميريزد.
جهاني شدن، اقتصاد جهاني و ورود ايران به سازمان تجارت جهانيWTO) ) ازجمله مباحث روز هستند كه كارشناسان و صاحبنظران ديدگاههاي مختلفي را در زمينه آنها مطرح ميكنند. گروهي بر اين باورند كه با ورود به سازمان تجارت جهاني اقتصاد كشور رونق خواهد گرفت و برخي ديگر دلايل مخالفت خود با ورود ايران به سازمان تجارت جهاني را مطرح ميكنند.
گروه مطالعات آينده مستقر در دانشگاه علم و صنعت تهران نيز به اين موضوع توجه كرده و با دعوت از پرفسور شاپور رواساني استاد دانشگاه هانور آلمان به بررسي مساله جهانيسازي و عضويت ايران درWTO از ديدگاه خاص اين كارشناس پرداخت.
آقاي رواساني نخست به برخي دلايل اهميت جهانيسازي را براي كشور ما پرداخت و افزود: اگر ايران به عضويت سازمان تجارت جهاني درآيد، سرنوشت اقتصاد فرهنگ و سياست كشور براي دورهاي نامعلوم دراختيار شركتهاي فرامليتي و قدرتهاي بزرگ جهان قرار خواهدگرفت. وي تاكيد كرد كه كالاهاي خارجي، فرهنگ و سياست خارجي را نيز به همراه ميآورند و اينجا است كه اين سوال مهم مطرح ميشود كه چه چيز جهاني ميشود؟ و محتواي اجتماعي و اقتصادي آن چيست؟
او در پاسخ به اين پرسش گفت: آنچه جهاني ميشود، شيوه توليد سرمايهداري است. يا به عبارت بهتر ادامه انكشاف و توسعه و شيوه توليد سرمايهداري است. اين انكشاف سرمايهداري چيزي جز مرحلهاي تازه در يك روند اجتماعي - اقتصادي كه سالهاست در سطح جهان روان است، نيست. اين روند مرحلهاي از آنچه تحت عنوان امپرياليسم جهاني درجهان ادامه داشته، دارد و خواهد داشت.
ويژگي عمده امپرياليسم جهاني
وي در ادامه ويژگيهاي عمده امپرياليسم جهاني را مواردي چون:
- جذب موادخام ارزان از مستعمرات
- جذب نيروي كار ساده و پيچيده
- جذب نيروهاي علمي
- بازار فروش كالاهاي صنعتي
- بر سر كارآوردن طبقهاي كه در خدمت نظام سرمايهداري باشد، برشمرد و گفت: در جهانيسازي كنوني با سه پديده سروكار داريم:
1 - سازمان تجارت جهاني
2 - خصوصيسازي يا به عبارت بهتر تبديل حاكميت به مالكيت
3 - نفت كه تحت سلطه دولتها و كمپانيهاي بزرگ جهان است، زيرا اگر آنها بر نفت مسلط نباشند، برنامهWTO و خصوصيسازي نيز درست به مرحله اجرا درنخواهد آمد.
اين استاد دانشگاه محور صحبتهاي خود را سازمان تجارت جهاني عنوان كرد و گفت: وقتي از بازارهاي جهاني صحبت ميكنيم، منظور ما سه نوع بازار جهاني است: بازار جهاني كالا، بازار جهاني سرمايه و بازار جهاني نيروي كار انساني، كه البته در جوار اين سه بازار، بازار جهاني حيات انساني (انسانها - اطفال - زنان، اسلحه، اعضاي بدن، مواد مخدر و...) نيز مطرح است و اما موضوعي كه سازمان تجارت جهاني به آن ميپردازد بازار جهاني سرمايه، كالا و نيروي كار است.
وي افزود عدهاي بر اين نظريه معتقد هستند كه نظريه نئوليبراليسم پايه و اساس جهانيسازي است، كه درصورت پذيرش اين نظريه كالا، سرمايه و نيروي كار بايد آزادانه در سطح جهان حركت داشته باشند. اين تحرك ضرورت اقتصاد است. چنانچه مقررات موجود در سطح جهان نيز بر حركت آزاد كالا به اين معني كه تعرفهها و مرزهاي گمركي بهتدريج برداشته شود، تاكيد ميكند. سرمايه نيز بايد آزادانه در سطح جهان حركت كند. اما جنبه سوم تئوري حركت آزادانه نيروي كار است كه اينگونه نيست. كشورهاي سرمايهداري پيشرفته، جلوي حركت آزاد نيروي كار را با مقررات سياسي ميگيرند و مانع از اين عمل ميشوند. دليل آن است كه اين حركت نظام اقتصادي - اجتماعي آنها را به هم ميريزد و به نفع آنها نيست. البته آنها باتوجه به فرايند فرارمغزها، نيروهاي موردنظر خود را دستچين ميكنند. اما براي نيروي كار ساده، مقررات پيچيده وضع ميكنند. با عدم رعايت جنبه سوم تئوري ديگر نميتوان آن را به عنوان يك تئوري اقتصادي و آكادميك مطرح كرد.
پروفسور رواساني با اشاره به آمار و ارقام منتشره از سوي بانك جهاني اين نكته مهم را يادآور شد كه آزادسازي تجارت و سرمايه فقط درميان كشورهاي توسعهيافته و متوسط به برابري درآمد ميانجامد؛ براي كشورهايي كه درآمد آنها از 5000 دلار كمتر باشد به افزايش نابرابري منجر ميشود و فقط ثروتمندان از اين آزادسازي بهرهمند ميشوند. همچنين آمارها حاكي از اين واقعيت است كه عمده انباشت سرمايه در ژاپن، آمريكا و اتحاديه اروپا است و كشورهاي آسيايي ازجمله كشور ما از اين موضوع بيبهرهاند.
سخنران به اين نكته نيز اشاره كرد و گفت: بايد توجه داشته باشيم كه اگر كشوري واردWTO بشود بايد همه قراردادها را قبول كند. بدين معني كه مقرراتWTO را مجلس هر كشور تصويب ميكند و حكم قانون را دارد. در مواردي هم كه قانون اساسي و مقررات كشور مزبور عدم تطابق داشته باشد، بايد قوانين داخلي تغيير كند و به اصطلاح كشور خودش را با سازمان تطبيق بدهد.
علل پيدايشWTO
آقاي رواساني علل پيدايش سازمان تجارت جهاني را اينگونه مطرح كرد كه: پس از جنگ جهاني اول افراد زيادي كه در ارتشهاي كشورهاي اروپايي مشغول خدمت بودند، به وطن بازگشتند. به دليل مشكلات اقتصادي در زمان جنگ، كشورها قادر نبودند تا اين نيروي كاري را كه بازگشته است، مشغول توليد كنند؛ لذا نظام سرمايهداري جهاني سلسله بحرانهايي را تجربه كرد. از اينرو همواره اين تفكر را داشتند كه بعد از جنگ جهاني دوم چه روي خواهد داد؟ لذا اقداماتي را براي مواجهه با آن اتخاذ كردند:
1 - تداوم بازار گرم (مقصود ادامه جنگها بود كه كارخانجات اسلحهسازي كمافي سابق به فعاليت ادامه دهند و بهتدريج اين فعاليت كاهش يابد).
2 - دراختيار داشتن منابع نفت و گاز درجهان
3 - تضمين توسعه بازار فروش
4 - تنظيم حركت كالا و سرمايه در سطح جهان كه به همين منظور بانك جهاني را در سطح جهان ايجاد كردند.
اين استاد دانشگاه در بخش پاياني سخنان خود و به عنوان جمعبندي گفت:
ورود بهWTO قبول حاكميت كشورهاي سرمايهداري است.
خصوصيسازي تبديل حاكميت به مالكيت است.
مشكل ما در ايران كمبود سرمايه نيست. مشكل ما فرارسرمايه و فرارمغزها است.
استقراض سرمايه خارجي به مثابه تشتي سوراخ است كه در آن مرتب بايد آب بريزيم.
سرمايه وطن ندارد، همانطور كه آمده است، خواهد رفتO .
|
|
|