|
سيستم هاي جامع اطلاعاتي و عملياتي
|
|
محمد ظاهري
|
در دنياي رقابتي امروز، اطلاعات مانند سرمايه و نيروي انساني درشمار عوامل توليد و به عنوان مهمترين مزيت نسبي بنگاههاي اقتصادي محسوب مي شود.
استقرار يك سيستم جامع كارآمد هميشه از دغدغه هاي اصلي مديران شركتهاي بزرگ بوده است.
اجراي موفقيت آميز يك پروژه سيستم جامع درگرو عوامل گوناگوني است كه فقدان هريك مي تواند نتايج نامطلوبي برجاي گذارد.
مديران مالي سازمان، مديريت پروژه، تيم پياده سازي نرم افزار، تحليلگران، مديران مياني و كاربران ازجمله عواملي هستند كه در اجراي موفق يك پروژه سيستم جامع دخالت دارند.
يكي از عوامل شكست پروژه سيستم جامع، طولاني شدن زمان اجراي مراحل مختلف پروژه است.
يكي از مشكلات اساسي سيستم هاي جامع، گستردگي سيستم ازنظر جغرافيايي و عدم امكان اتصال دايمي بخشهاي مختلف شركت با يكديگر است.
استقرار سيستم جامع در يك شركت يك طرح توسعه اي است كه بسيار پيچيده و حساس انجام مي گيرد.
استقرار سيستم جامع درواقع يك فرايند توسعه انساني و نوعي اصلاحات است.
مقدمه
انفجار اطلاعات را بايد مهمترين حادثه صنعتي قرن بيستم دانست كه ساير عرصه هاي صنعت را تحت الشعاع خود قرار داده است. در دنياي رقابتي امروز، اطلاعات، همتراز سرمايه و نيروي انساني، درشمار عوامل توليد و به عنوان مهمترين مزيت نسبي بنگاههاي اقتصادي محسوب مي گردد. درهمين راستا، سيستم هاي جامع اطلاعات مديريت (MIS) در كشورهاي پيشرفته صنعتي از سالها پيش و در كشور ما طي سالهاي اخير موردتوجه خاص مديران قرار گرفته است. سيستم هاي جامع با حذف عمليات تكراري باعث تسهيل و تضمين صحت عمليات شده و به اطلاعات استحكام مي بخشــد و درعين حال با تهيه اطلاعات طبقه بندي شده و تحليلي، مديران عالي را در برنامه ريزي و اتخاذ تصميم مناسب و به موقع ياري مي كند. به همين دليل، استقرار يك سيستم
جامع كارآمد، هميشه جزو دغدغه هاي اصلي مديران شركتهاي بزرگ بوده است و مانند هر موضوع ديگري در كشور ما از شرايط بومي و فرهنگي خاص خود برخوردار است. نوشتار حاضر درخصوص استقرار سيستم هاي جامع، توصيه هايي را فهرست وار به مديران عالي يا مديران انفورماتيك شركتها ارائه مي كند كه متكي به تجربيات شخصي نگارنده است.
هنگامي كه يك سازمان با ابعاد بزرگ دستيابي به سيستم هاي جامع را در دستور كار قرار مي دهد، راههاي مختلفي پيش روي اوست كه به هيچ وجه قابل توصيه نيستند:
! استفاده از بسته هاي نرم افزاري آماده؛
بسته هاي نرم افزاري آماده به دليل طراحي و پياده سازي منفك، يكپارچگي سيستم را تامين نمي كنند.
! پياده سازي جزاير اطلاعاتي؛
يكي ديگر از راه حلهاي تقريباً منسوخ، استفاده از جزاير اطلاعاتي است، به اين مفهوم كه قسمتهاي مختلف يك سازمان مستقلاً موردمطالعه قرارگرفته، طراحي و پياده سازي آن به انجام مي رسد. بدين ترتيب به مرور، مجموعه اي از سيستم هاي اطلاعاتي جدا از هم كل سازمان را پوشش مي دهد. بايد تاكيد كرد گرچه جزاير اطلاعاتي راهي است براي برآوردن پاره اي نيازها، ولي مطلقاً به يك سيستم جامع كارآمد منتهي نمي شود.
! اجراي پروژه هاي خاص منظوره؛
يكي از راههايي كه توسط برخي مشاوران انفورماتيك به مديران عالي سازمانهاي بزرگ توصيه مي شود اجراي پروژه هاي توسعه سيستم هاي يكپارچه اطلاعاتي است كه به برقراري يك نظام انفورماتيك منجر مي شود. گرچه مي توان تصور كرد كه با اجراي اين گونه پروژه ها يك سيستم يكپارچه اطلاعات مديـريت منطبق با نيازهاي سازمان به وجود مي آيد، ولي آكنده از مسائل و مشكلاتي است كه به افزايش هزينه ها و مدت پروژه ها منجر شده، عملي غيراقتصادي محسوب مي گردد و معمولاً به نتايج دلخواه نمي رسد.
اجراي موفقيت آميز يك پروژه سيستم جامع، درگرو عوامل گوناگوني است كه فقدان هريك مي تواند نتايج نامطلوبي را برجاي گذارد. عواملي كه بعضاً بسيار آشكار و بعضاًَ ناشناخته هستند ولي مطلقاً كم اهميت نيستند و اين بدان دليل است كه اجراي پروژه سيستم جامع، علاوه بر تهيه يك نرم افزار كارآمد، امكانات و اقدامات بسياري را مي طلبد تا به نتايج مطلوب برسد. از اين زاويه برخي موارد را فهرست وار بازگو مي
كنيم:
1 - نرم افزار متناسب و كارآمد: نرم افزار سيستم جامع بايد داراي ويژگيهايي باشد كه در نگاه اول در يك نرم افزار قابل جمع نيستند:
الف - اين نرم افزار بسيار گسترده است زيرا حــوزه وسيعي از فعاليتهاي يك مجموعه را مي پوشاند؛
ب - اين نرم افزار درعين گستردگي، يكپارچه است، يعني جداول مشترك زيادي وجوددارند و ارجاعات منطقي بين جداول بسيار زياد است؛
ج - اين نرم افزار درعين گستردگي و يكپارچگي، منعطف است زيرا هيچ دو شركتي حتي در كمال شباهت، به طور كامل از روشهاي مشابه استفاده نمي كند و اين نرم افزار بايد قادر باشد بدون هيچگونه تحميل و تكلفي با روشهاي جاري آن شركت انطباق يابد؛
د - اين نرم افزار درعين گستردگي، يكپارچگي و انعطاف، بايد قادر باشد توالي عمليات و كنترلهاي داخلي را رعايت كند؛
ه - اين نرم افزار بايد قادر باشد با وجود انعطاف پذيري لازم، گزارشهاي موردنياز كارفرما را تا هر سطح و به هر تعداد و با هر شكل تامين كند.
2 - حمايت مديران عالي: مديران عالي يك شركت ممكن است از دو جهت پروژه را دچار دردسر كنند:
! وانهادن پروژه و محول كردن آن به مديران مياني.
از آنجايي كه استقرار يك سيستم جامع، به جابجايي قدرت و به هم خوردن توازن قوا در يك سازمان منجر مي شود، بنابراين، با منافع مديران مياني برخورد پيدا مي كند و اگر ازطريق مديران عالي اين موضوع كنترل نشود، پروژه در هزارتوي اختلاف نظر مديران مياني، نابود خواهدشد.
همچنين گاهي اوقات مشكلات اجرايي پروژه ناشي از مسائلي است كه حل آن در توان مديران مياني نيست.
! حمايت مطلق، درعين حال بدون شناخت از پروژه.
اين حمايت مطلق از پروژه باعث مي شود خطاهاي منطقي نرم افزار كشف نشود، مجري پروژه از موضوع سوءاستفاده كرده، سيستم با كيفيت نامناسب عرضه كند، مديران مياني مسئوليت كار سيستم را نپذيرند و به دليل احسـاس تحميلي بودن پروژه، كاربران براي راه اندازي سيستم، فقط درحد رفع تكليف همكاري مي كنند.
راه حل صحيح حمايت منطقي مديريت عالي از پروژه است به گونه اي كه مديران مياني به جاي منافع خود، به منافع سازمان خود
بينديشند و ازطرف ديگر انتظارات مديران مياني و كاربران شنيده شده و از مجري پروژه خواسته شود تا به شكل منطقي به آن پاسخ گويد.
3 - مشاركت مديران مياني و كاربران: در سازمانهاي بزرگ، راهبري سيستم ها با مديران مياني وكاربران است و لذا تحول گيرنده نهايي سيستم آنها هستند. بخشنامه هاي اداري كه توسط مديران عالي براي بكارگيري سيستم جامع صادر مي شود به اجراي سيستم منجر نخواهدشد و عموماً نوعي نگرش منفي و مقاومت نامطلوب ناشي از تحميل سيستم جديد در كاربران و مديران مياني ايجاد مي كند. مجريان سيستم هاي جامع بايد بدانند كه اقناع مديران مياني و كاربران جزء وظايف آنهاست و در اين مسير بايد احساسات آنها را نيز درنظر بگيرند زيرا مديران مياني و كاربران مايل نيستند:
! سيستمي را بپذيرند كه در طراحي آن نقش نداشتند؛
! سيستمي را بپذيرند كه به ايشان تحميل شده است؛
! عادات جاري خود را با عادتهاي جديد عوض كنند مگر آنكه ارجحيت عادات جديد را در ك كنند؛
! وضعيت امن موجود را با وضعيت ناامني كه ممكن است با استقرار سيستم جديد به وجود آيد عوض كند؛
! تغييرات در سيستم را كه احتمالاً به جابجايي توازن قوا در سازمان منجر مي گردد به سهولت بپذيرند؛
! سيستم هاي تك كاربره را كه در محدوده مديريت آنها قرار دارد با سيستم يكپارچه اي كه ممكن است استقلال اداري آنها را خدشه دار كند تعويض كنند.
4 - تحليل واقع بينانه نيازها: خطاي رايج در پروژه هاي استقرار سيستم جامع، عدم درك متقابل بين كاربران و تحليلگران است به اين مفهوم كه كاربر نيازي دارد كه با دوچرخه رفع مي شود ولي روي چرخ دستي اصرار مي كند و تحليلگر آسانسور تجويز مي كند و طراح پله برقي طراحي مي كند ولي درنهايت نردبان تحويل كاربران مي شود! اين خطا وقتي بيشتر مي شود كه از سويي كاربران به جاي تكيه بر رفع نيازهاي خود بر روي روشها تكيه مي كنند و از سوي ديگر، تحليلگران به دلايل مختلف به درخـواستهاي كاربران با پيشداوري برخورد مي كنند. بايد دانست همواره براي نيازهاي كاربران، راه حلهاي اصولي و استاندارد وجود دارد. براي پرهيز از اين خطا توصيه هاي زير مفيد است:
الف) نيازها را بادقت و صرف وقت كافي بررسي كنيد. هرگونه
شتابزدگي و بي دقتي در تحليل موضوع، به طور تصاعدي به اتلاف وقت در مراحل بعدي منجر مي شود؛
ب) كاربران به جاي فكر روي روش، به نيازهاي واقعي (و نه آرماني) خود بينديشند و تحليلگر را در روشهاي اجرايي خود محبوس نسازند؛
ج) از گسترده كردن بي رويه موضوع بايد پرهيز كرد زيرا نيازهاي اساسي و فوري اهميت خود را از دست مي دهند؛
د) تحليلگران، نيازها را در محيط واقعي مشاهده كنند و به استنباط كاربران از موضوع اكتفا نكنند؛
ه) هيچ نقطه ابهام و ظاهراً كم ارزشي را در مطالبات خود بدون بررسي رها نكنند؛
و) موضوع را بارها از ابتدا بررسي كنند. صرف وقت در اين مقطع مطمئناً به صرفه جويي وقت در مراحل بعد منجر مي شود.
5 - سازماندهي مناسب: ازنظر وزني، تهيه يك نرم افزار مناسب، كارآمد، درصد بزرگي از يك پروژه استقرار سيستم جامع به حساب نمي آيد. قسمت بزرگ، مربوط به ساير فعاليتهايي است كه بايد انجام گيرد.
توجه به اين نكته حائزاهميت است كه اجراي موفق يك پروژه سيستم جامع، درگرو ارتباط نزديك و تنگاتنگ عناصر دخيل در پروژه است. اين عناصر عبارتند از مديران عالي سازمــان، مــديريت پروژه، تيم پياده سازي نرم افزار، تحليلگران، مديران مياني و كاربران.
سازماندهي و تعريف ارتباط كاري اين عناصر بايد به گونه اي باشد كه همگي به طور كاملاً مسئولانه در خدمت پيشبرد پروژه قرار گيرند. خصوصاً تعريف يك ارتباط كاري صحيح با تيم پياده سازي نرم افزار، يك اقدام كليدي و استراتژيك است، بويژه آنكه اين تيم از كاركنان شركت نباشد و درقالب يك قرارداد به پروژه مربوط شده باشد.
براي برقراري يك ارتباط صحيح با تيم توليدكننده نرم افزار كه ما از آن با نام كارگزار ياد مي كنيم توصيه هاي زير مفيد است:
الف) عقد يك قرارداد شفاف كه در آن حدود و ثغور وظايف طرفين معين باشد؛
ب) تعريف دقيق موضوع قرارداد شامل زيرسيستم ها و امكانات وويژگيهاي هر ريزسيستم؛
ج) فازبندي پروژه و تناسب پرداخت با پيشرفت پروژه؛
د) الزام كارگزار به انتقال دانش فني موردنياز به شركت؛
ه) توجه پروژه به اجرايي شدن پروژه به جاي گسترده كردن بي رويه آن؛
و) مشاركت و همــراهـي در راه اندازي سيستم ها؛
سيستم را به فازهاي بعد سپرد.
8 - تدوين طرح دستي: طرح دستي متولي پاسخ دادن به پرسشهاي زير است:
- گردش عمليات درشركت چگونه است؟
- در هر قسمت چه مستنداتي و به امضاي چه كساني بايد تهيه شود؟
- شكل مستندات و فرمهاي جاري در شركت چگونه است؟
- كنترلهاي داخلي براي عمليات مختلف چگونه بايد اعمال گردد؟
- كدينگ مناسب حسابها، كالا، پرسنلي و... كدام است؟
- چارت سازماني و شرح وظايف بخشهاي مختلف چگونه است؟
- آئين نامه هاي داخلي شركت ازقبيل آئين نامه معاملات، آئين نامه داخلي و امثال آن چيست؟
بديهي است بدون داشتن پاسخ مناسب براي پرسشهاي فوق سخن از سيستم جامع بيهوده است و في الواقع از اين جهت وجود طرح دستي به صورت پيش نياز يا هم نياز يك پروژه سيستم جامع ضروري است.
9 - آموزش: معمولاً كاربران (خصوصاً مديران مياني) از اينكه بگويند نمي دانند يا بلد نيستند اكراه دارند و لذا هراس از ناتواني خود را در راهبــري سيستم با رفتارهاي غيرعادي بروز مي دهند تا آن را مخفي سازند. يك مدير پروژه هوشمند، لازم است با تدبير مناسب، آموزش كافي در اختيار كاربران قرار دهد بدون آنكه به شأن سازماني ايشان لطمه اي وارد شود. براي اين منظور تدابير زير مفيد است:
! برگزاري آموزشهاي عمومي و سمينار؛
! دراختيــار گــذاشتـن يك نفر اپراتور آموزش ديده خارج از سازمان جهت آموزش مديران مياني؛
! آموزش حين كار؛
! جزوات راهنماي كاربران و يا HELP روي صفحه.
و از اين اقدامات بايد دوري جست:
! آموزش به مديران توسط زيردستان؛
! آموزش به مديران توسط مديران هم تراز؛
! آموزش مديران توسط تكنسين هاي واحد كامپيوتر.
زيرا آموزش فرايندي زمانبر و تكرارپذير است و شخص آموزش گيرنده، بايد بدون احساس كوچكي بتواند بارها موضوعها را (هرچند ساده و پيش پاافتاده) موردسوال قرار دهد.
10 - بستر سخت افزاري و نرم افزاري مطمئن: هنگام راه اندازي يك سيستم جامع، مهمترين اتفاقي كه درحال شكل گيري است ايجاد يك اعتماد سازماني نسبت به نرم افزار است. اين اعتماد به كندي و با ممارست ايجاد و به اندك خطايي از بين مي رود. خصوصاً آنكه معمولاً در دوره راه
انــدازي، راهبــري مـوازي سيستم هاي قديم و جديد نيز در دستور كار
ازسوي ديگر نمي توان انتظار داشت يك شبه سيستم جديد جايگزين سيستم قديم گردد، بويژه آنكه سيستم قديم، از مجموعه سيستم هاي منفصل و تك كاربره تشكيل شده باشد و سيستم جديد، سيستمي يكپارچه و فراگير. لذا، راه اندازي سيستم جديد بايد با يك مكانيسم اصولي همراه باشد. البته اين جايگزيني درمورد برخي سيستم ها مانند حسابداري مالي و انبار بسيار دشوار و درمورد برخي ديگر آسانتر است ولي در يك حالت عمومي مي توان مراحل زير را درنظر گرفت:
الف) اجراي آزمايشي نرم افزار و با اطلاعات آزمايشي موردقبول كاربران و اخذ تائيديه؛
ب) بازنگري كدينگ سيستم (كالا، حساب، اموال، پرسنلي و...) اين بازنگري بايد اولاً با ساختار سيستم جديد همخواني داشته باشد، ثانياً در حداقل قابل قبول باشد، زيرا در اين مقطع، راه اندازي اهميت دارد و بعداً فرصت براي بازنگري وجود خواهد داشت. ثالثاً با كدهاي سيستم قديم شباهتهايي داشته باشد تا درصورت اجراي موازي سيستم امكان كنترل اطلاعات ومقايسه سيستم ها وجود داشته باشد؛
ج) ورود يا حتي المقدور تبديل اطلاعات پايه در سيستم جديد. اين مرحله درصورتي كه تبديل اطلاعات ميسر است بايد به سرعت انجام گيرد حتي اگر هزينه دربرداشته باشد و درغير اين صورت با تخصيص اپراتوري به تعداد زياد، دوره زماني ورود اطلاعات را به حداقل رساند؛
د) تعيين يك تاريخ مشخص جهت راه اندازي سيستم جديد به موازات سيستم قديم؛
ه) تعيين وضعيت صفر براي سيستم جديد در تاريخ اعلام شده بند »د«. اين وضعيت براي سيستم انبار موجودي كالا و براي سيستم حسابداري تراز آزمايشي در سطح تفصيل در آن تاريخ است؛
و) تبديل يا ورود اطلاعات مربوط به وضعيت صفر سيستم قديم در سيستم جديد. اين اطلاعات نيــز بايد به سرعت وارد شده ولي مي تواند همزمان با عمليات جاري شركت به انجام رسد؛
ز) اجراي همزمان سيستم جديد در سايه سيستم قديم، به اين صورت كه عمليات اصلي را سيستم قديم به انجام مي رساند و در سيستم جديد عمليات تكرار مي شود. اين فاز به منظور رفع اشكالات و نواقص احتمالي سيستم جديد ضروري است؛
ح) راه اندازي سيستم جديد به عنوان سيستم اصلي و سيستم قديم در سايه به جهت كاهش ريسك و
افزايش اعتماد عمومي. دراين مرحله فرم هاي خارجي توسط سيستم
جغرافيايي و عدم امكان اتصال دائمي و با سرعت بالاي بخشهاي مختلف شركت با يكديگر است. مثلاً ارتباط دفتر مركزي و كارخانه يا كارخانه ها (كه معمولاً فاصله زيادي با هم دارند) يا ارتباط دفتر مركزي با شعب فروش. براي پشتيباني ارتباطات راه دور راه حلهاي متفاوتي قابل بررسي است:
الف) ارتباط ONLINE بخشها با يكديگر با استفاده از راه حلهاي مخابراتي با سرعت بالا (مثل ماهواره)؛
ب) ارتباط ONLINE بخشها با يكديگر با استفاده از خطوط تلفن؛
ج) ارتباط OFFLINE بخشها با يكديگر با استفاده از سرويسهاي REPLICATION .
د) تركيبي از روشهاي فوق.
هريك از راه حلهاي فوق مي تواند به صورت فقط خواندن، نوشتن يك طرفه و يا نوشتن دوطرفه باشد. انتخاب راه حل مناسب فقط از طريق مطالعه و بررسي جوانب مساله وتوجه به ملاحظات اقتصادي و مديريتي ميسر است.
13 - انتخاب موتور پايگاه داده مناسب: ابزارهاي زيادي براي پياده سازي نرم افزار يك سيستم جامع نظير SERVER, INFORMIX, ORACLE, SQL و مانند آن وجود دارند. نمي توان هيچ ابزاري را مطلقاً رد يا مطلقاً تائيد كرد، زيرا هريك مزايا و معايبي دارد و براي ماموريتي به بازار عرضه شده است و همين حضورشان در بازار، نمايانگر توانائيهاي آنهاست ولي براي يك ابزار مناسب توصيه هاي زير قابل ذكر است:
الف) قدرت ابزار متناسب با سطح توقعات: براي مثال براي محيطهاي با كاربران بيشتر از 10 نفر استفاده از راه حلهايي كه مبتني بر CLIENT/SERVER نيست، منطقــي بـه نظر نمي رسد، زيرا از امنيت و توان پردازش كافي برخوردار نبوده و درمقابل حجم زياد عمليات پاسخگو نيست، خصوصاً اگر ارتباط راه دور با استفاده از خطوط تلفن در دستور كار باشد.
ب) رواج ابزار: رواج يك ابزاردر بازار، باعث كاهش هزينه هاي پياده سازي، نگهداري و توسعه نرم افزار مي شود. زيرا دانش فني آن دردسترس بوده وتامين نيروي انساني ساده تر انجام مي پذيرد.
14 - مكانيزم جايگزيني سيستم قديم با سيستم جديد: اكثر قريب به اتفاق پروژه هاي سيستم جامع در شركتهــايــي اجرا مي شود كه سيستم هاي درحال كار دارند؛ سيستم هايي كه به هر شكل وضعيت موجود شركت را پوشش مي دهد و توقف آن بدون جايگزين مناسب، شركـت را در وضعيت بسيـار نامطلوبي قرار مي دهد.
افزايش اعتماد عمومي. دراين مرحله فرم هاي خارجي توسط سيستم جديد توليد مي شود.
جايگزين كردن گزارشهاي پرينت شده توسط سيستم جديد به جاي فرم هاي دستي اين اهميت را دارد كه اولاً سيستم جديد اعلام موجوديت مي كند و ثانياً جاري شدن فرم هاي پــرينت شده در شركت اطلاعات را قابل اعتماد تر مي سازد، زيرا خطاي ورود اطلاعات درهمان بدو امر و هنگام چاپ فرم و امضا آن كشف مي گردد. همچنين سريال فرم ها توسط كامپيوتر صادر مي شود.
ط) توقف سيستم قديم. بايد دقت كرد كه اجراي موازي درسيستم، عملياتي خسته كننده براي كاربران و هزينه زاست و بايد به گونه اي عمل گردد كه طول اين دوره به حداقل برسد. همچنين قطع سيستم قديم براي تثبيت نهايي پروژه ضروري است و نبايد بي دليل ادامه يابد.
15 - سطوح دسترسي: تعريف سطوح دسترسي و كنترل امنيت اطلاعات در سيستم هاي جامع نسبت به سيستم هاي تك كاربره و چندپاره اهميت بيشتري دارد زيرا وجودپايگاه اطلاعاتي (DATABASE) مي تواند به اين معنا باشد كه همه به اطلاعات مركزي دسترسي دارند و لذا عملاً به خلط مسئوليت منجر مي گردد. زيرا هيچ كاربري مسئوليت نقص كار خود را به اين بهانه كه ديگران نيز به اطلاعات دسترسي داشته اند نخواهد پذيرفت. براي اين منظور دو راهكار اساسي وجود دارد.
الف) تعريف سطوح دسترسي به گونه اي كه معلوم باشد هر كاربر، به چند سيستم و درچه سطحي دسترسي دارد و كــدام فــرم هـا را مي تواند اجرا يا كدام گزارشها را مي تواند مشاهده كند. اجازه نوشتن، خواندن، به روز رساندن، حذف، خواندن از روي اطلاعات وارد شده توسط ديگران وتغييرات اطلاعات وارد شده توسط ديگران، حالتهاي مختلفي است كه بايد در سيستم پيش بيني شود.
ب) تهيه LOG FILE هايي كه قادر باشد كليه عمليات روي ركوردهاي جداول مختلف را تعقيب كند. يعني مشخص كند يك ركورد توسط چه كسي و از روي چه كامپيوتر ودر زماني (تاريخ و ساعت) ايجاد شده يا تغييريافته يا حذف شده است. اين موضوع مهمترين پاسخ به كاربراني است كه به دليل يكپارچگي سيستم، از مسئوليت خطاي مربوط به ورود اطلاعات شانه خالي مي كنند.
16 - پرهيز از بلندپروازي: همه دست اندركاران پروژه بايد بدانند مهمترين وظيفه آنها استقرار يك سيستم جامع كارآمد است و اولين قدم در اين مسير (كه قدم كوچكي
نيست) اجرايي كردن سيستم ها در يك حداقل قابل قبول است.
لذا تاكيد بر جزئيات و بالابردن سطح توقعات از سيستم در هنگام راه اندازي، جز كاهش سرعت اجراي پروژه و افزايش ريسك آن تاثيري ندارد.
پس از اجــرايي شدن سيستم، به سرعت مي توان تمام جزئيات موردنياز درسيستم ها اعمال و تـوقعات مختلف را پاسخ گفت. سيستم هاي جامع خصلت بهمني دارند. يعني اگر يك حد قابل قبول آن راه اندازي شود و سيستم در مجراي صحيح و با شيب مناسب قرار گيرد، حركت آن به معناي بزرگ شدن و توسعه آن خواهدبود بدون آنكه نيازمند صرف انرژي زيادي باشد.
نتيجه گيري
پروژه استقــرار سيستم جامع، تنها يك برنامه نويسي ساده نيست. استقرار سيستم جامع در يك شركت، يك طرح توسعه است؛ طرح توسعه اي كه به جاي حركت افقي در سطح، حركتي عمودي و در عمق سازمان و به همين دليــل بسيـار پيچيده و حساس انجام مي گيرد. استقرار سيستم جامع، درواقع يك فرايند توسعه انساني و نوعي اصلاحات است و جز با اين نگرش نمي توان به اجراي موفق يك پروژه استقرار سيستم جامع اميدوار بود. 1
! محمد ظاهري از شركت داده ورزي سامانه
|
|
|