|
مديران و آينده
|
|
مترجم: اكبر كريمزاده رغبتي
ak-regbati@yahoo.com
|
مديران، پيوسته درشرايطي قرار دارند كه بايستي تصميم گيري كنند و اين تصميم گيريها بخصوص درارتباط با سرمايه گذاريهاي كلان و بلندمدت به طور فزاينده اي بر آينده تاثير گذارند وپيامدهاي مهم و همه جانبه اي براي پيشرفت و توسعه يك شركت دربردارد. بايد دانست كــه تصميم گيريهاي مديريتي و سرمايه گذاري هميشه صرفاً براساس اطلاعات و آمار و ارقام صورت نمي گيرد بلكه بيشتر اوقات مبتني بر گمانها و فرضيات و پيش بيني هايي درباره آينده مبتني هستند. تجديدنظر و اصلاح اين تصميمات در كوتاه مدت امري دشوار است و درهر صورت هزينه بسيار بالا و گزافي را بايستي براي آن متحمل گرديد. سناريوها و پيش نويسهاي طرحها، برانگيزاننده تصورات هستند و كمك مي كنند اوضاع، شرايط و موقعيتهاي متفاوت آينده در ذهن انسان مجسم شود. اين امر باعث تقويت قواي باطني و دروني و همچنين پرورش استعدادها و قابليتهاي احساسي و عاطفي خواهدشد كه هميشه هنگام تصميم گيري مورداستفاده قرار مي گيرند.
تحليلهــاي بــازار، تحقيقــات و امكـــان سنجي ها، پروژه هاي مشاوره اي، تهيه جداول و برنامه هاي زمان بندي، نمودارها، پرسنل، طرحهاي بودجه و آموزش، همه اينها ابزارهايي هستند با هدف بهبود فرصتهاي سرمايه گذاري و قابل پيش بيني كردن اين فرصتها و مخاطرات.
هنر مديريت ايجاب مي كند كه ارتباطهاي كاذب و زودگذر را نيز موردسنجش و ارزيابي صحيح قرار داده و تصميم گيريهاي درستي را با مهارت انجام دهيم - درست مانند يك شبكه عصبي - اين يك رهيافت آرماني مشهود (شفاف) نيست بلكه نتيجه و حاصل يك فرايند و جريان باطني و احساسي و عاطفي است.
نه تنها تصميم گيريهاي منطقي و بخردانه را مي توان فراگرفت و درآن مهارتهايي كسب كرد بلكه اين احتمال نيز وجود دارد كه ازطريق واكنشهاي دروني و احساسي، آنها را به اشخاص آموزش داد. دراينجا محقق گرديده است كه توسعه طرحها به عنوان ابزاري براي واقع بينانه ترين تجسم از شرايط و وضعيت يك شخص يا يك شركت درلحظه معيني در آينده بسيار سودمند است.
طراحي اكثر زمينه هاي متفاوت را بدون اينكه درباره احتمال درستي اين عوامل و شرايط در آنها تحقيق شود، مي توان انجام داد. اين رهيافت فعال كننده خلاقيتها و نيروي ذهني هستند كه چهره آينده را در مفهوم واقعي و درك حقيقي از جهان مجسم مي سازد. اين امر هيجانات دروني و قواي ادراكي و بصيرانه را برمي انگيزد و با تغيير موضع دادن از يك نقش به نقش بعدي اين احساس به وجود مي آيد كه اگر اين عوامل غيرواقعي حقيقت داشتند و شكل واقعيت به خود مي گرفتند چه مي شد و انسان چه واكنشي و عكس العملي در برابر آنها نشان مي داد.
آيا تا به حال سعي كرده ايد كه در ذهن خود مجسم كنيد شركت شما در چه جايگاه و موقعيتي قرار مي گرفت اگر:
! قيمت انرژي تا پنج برابر صعود مي كرد؛
! چهار توليدكننده بزرگ فولاد جهان پاسخگوي هشتاد درصد نياز بازار جهان بودند؛
! فناوريهاي نويني وجود داشت كه بتواند هر نمونه فولاد را حتي در حجم 10000 تني در سال توليد كند.
بايد پذيرفت كه اين فقط يك بازي است. حال آنكه موثرترين و سريعترين راه براي يادگيري چيزهاي تازه همين بازي است و اين امر فراگيري را در كودكان و بزرگسالان به طور يكسان شامل مي شود. 1
|
|
|