|
حسابرسي و مديريت بنگاه اقتصادي
|
|
ابراهيم رئيسي سركنديز
ABRAHIM39@YAHOO-COM
|
حســابـداري يك فعاليت اجتماعي - حرفه اي است كه شامل منابع انساني و غيرانساني مي گردد و بين منابع انساني و غيرانساني واكنشهاي متقابلي وجود دارد و فرهنگ جامعه بر منابع انساني تاثيرگذار است. با وجود اينكه حرفه حسابداري كمتر جنبه فرهنگــي دارد ولي به دليل وابستگي آن به جنبه هاي انساني و واكنشهاي متقابل آن، فرهنگ بر حسابداري تاثير گذار شده است. يكي از مهمترين تفاوتها در اعمال حسابداري در بين كشورها، تفاوتهاي فرهنگي است. محتواي گزارشها عموماً بستگي به تاريخ، آداب و رسوم و فرهنگ منطقه دارد و بدين دليل است كه در بعضي از كشورها گزارشهاي مالي، سرمايه گذار را مدنظر دارد و در بعضي از كشورها و مناطق، طلبكاران يا اداره كنندگان دولتي را. از آنجايي كه ارزش كار در ارتباط با فرهنگ تعيين مي شود، لذا تلقي مفاهيم زير از پارامتـرهـاي مهم در تعييـن ارزش محسوب مي گردند:
! فردگرايي در مقابل جامعه يا جمع گرايي؛
! فاصله طبقاتي زياد در مقابل كاهش فاصله طبقاتي؛
! مردگرايي در مقابل زن گرايي يا انسان گرايي؛
! اصالت سرمايه در مقابل اصالت معنويت يا اصالت كار؛
! پنهان كاري در مقابل آشكارسازي.
ارزشهاي جوامع نيز از لحاظ بعد زماني با يكديگر متفاوتند. بعضي از جوامع بر گذشته و برخي ديگر بر حال و آينده تكيه دارند. برخي ممالك مانند آمريكا بر »من« تكيه دارد ولي ژاپن بر »ما« تكيه دارد، برخي به فرد و سرمايه و برخي ديگر بر جامعه و كار اصالت مي دهند. اين فرهنگها گزارشهاي مالي متفاوت، نوع رسيدگيهاي متفاوت و كنترلهاي متفاوتي را نيز طلب مي كنند و اصل افشاء در هر كدام تفسير خاص خود را دارد.
نظريه ها و رويه هاي حسابداري و حسابرسي باتوجه به ساختار اقتصادي و اجتماعي حاكم بر جامعه و هدفهاي تعيين شده براي حرفه حسابداري بنا شده است. هدفهاي حسابداري و حسابرسي نيز برانگيخته از اوضاع حاكم بر محيط حسابداري و حسابرسي است و محيط حسابداري و حسابرسي به عنوان يك سيستم فرعي از سيستم كل اقتصاد به گونه اي است كه همواره با واحدهاي اقتصادي، اعتبار دهندگان و حرفه حسابداري در تعامل است. لذا تعيين هدفهاي حسابداري و حسابرسي و گزارشگري مالي تضاد منافع اين سه گروه را در برخواهد داشت و باتوجه به اينكه مديريت واحدهاي اقتصادي از عمده ترين تصميم گيرندگان اقتصادي هستند، پس خـود نيـز جـزء اصلي ترين استفاده كنندگــان گزارشهاي مالي محسوب مي شوند.
يكي از فرضيات حسابداري »تفكيك شخصيت« است كه همواره بايستي بين صاحبان واحد اقتصادي و شخصيت مستقل واحد اقتصادي تمايز قائل شد، زيرا صاحبان واحد اقتصادي شكلي از بستانكاران هستند كه در واحد اقتصادي داراي منافعند. و در اين راه مالكان بايد بدانند كه مدير نيستند و مديران هم بايد بدانند كه مالك واحد اقتصادي نيستند. رشد سـريع و بي امان نيازهاي اطلاعاتي استفاده كنندگان حسابرسان را به پذيرش مسئوليت بيشتر در مقابل جامعه دعوت مي كند و اعتبار اطلاعات به درجه درستي و صحت آنها وابستگي شديد خواهد داشت.
محيط كنترلي تركيبي است از موارد ذيل است.
الف ) طرزتفكر مديريت و چگونگي اجرايي كردن آن؛
ب ) نمودار سازماني؛
ج ) نحوه مديريت منابع انساني؛
د ) پيش بيني مالي و بودجه اي؛
ه )حسابرسي داخلي.
به عبارت ديگر، كنترل فرايندي است از سياستها و روشهايي كه براي كسب اطمينان نسبـي از دستيابي به هدفهاي سازماني ايجاد مي گردد.
به طوركلي مي توان گفت كه هدف اساسي در ايجاد و رسالت واحدهاي حسابرسي داخلي كمك به مديريت واحد اقتصادي در اداره كردن امور شركت به بهترين وجه است. لذا رسيدگيهاي حسابرسان داخلي اغلب حسابرسي عملياتي است، زيرا هدف آنان تعيين تاثير رويه ها و روشهاي موجود بر كارايي عمليات واحد اقتصادي است، نتيجه پاياني كار آنان نيز تهيه گزارش مبتني بر پيشنهادهاي بهبود نحوه انجام عمليات به مديريت است كه خود مؤيد اهداف فوق است.
دامنه كار حسابرسان داخلي محدود به فعاليتهـا و رويدادهاي مالي واحد اقتصادي نمي شود، بلكه بررسي و ارزيابي تاثير سيستم كنترلهاي داخلي حسابداري و اداري را نيز شامل مي گردد، به همين دليل است كه حسابرسان داخلي مي توانند به عنوان بازوي توانمند مديريت در اداره و كنترل كيفيت و كارايي واحدهاي اقتصادي ازجنبه هاي مادي (سودآوري) و معنوي (نيروي انساني) محسوب شوند. گرچه ارزش اقتصادي حسابرسي داخلي مانند ساير منابع، به ظرفيت مديران براي استفاده از توان بالقوه اين ابزار كارآمد و ارزشمند درجهت نيل به اهداف سازماني وابسته است ولي نبايد فراموش كرد كه حسابرسي داخلي خود نيز به عنوان بخشي ازكارگروهـي ســازمــانـي تلقي مي شود، نه به عنوان يك شغل متمايز و مجزا از وظايف ساير افراد. زيرا حسابرسي داخلي آميخته اي از فرايند كنترل و برنامه ريزي در سيستم اطلاعات مديريت است كه محصول فعاليت آن اطمينان از سودآوري و تداوم فعاليت واحد اقتصادي و تامين امنيت شغلي براي كاركنان و درنهايت تشخيص حدود كارايي مديران و كوششهاي مستمر آنان است. معذالك استقلال، شايستگي و داشتن مهارت و توانايي حسابرسان داخلي دارايي نامشهود ارزشمندي است كه درصورتي كه جايگاه شغلي و گزارش دهي آن مدنظر و مورداستفاده بهينه قرارگيرد مي تواند به عنوان يك منبع اقتصادي داراي منافع آتي فراواني باشد. 1
|
|
|