|
Untitled Document
بخش دوم و پاياني ميزدگرد «آموزش الكترونيك؛ ضرورت استراتژيك»
يادگيري الكترونيك
و چالشهاي پيش روي
شركت كنندگان در ميزگرد

كامران اعتمادمقدم: دكتراي مهندسي صنايع و مديريت سيستم، مدير علمي دوره كارشناسي ارشد مديريت فناوري اطلاعات (MITM) و مدير برنامه مركز آموزش الكترونيكي سازمان مديريت صنعتي

حميد شريف نيا: داراي مدرك مهندسي كامپيوتر با گرايش نرم افزار، مشاور آموزشي سازمانها و نهادهاي مختلف، مديرعامل شركت رسانه پيشاهنگان، دبير اجرايي كارگروه علم و آموزش الكترونيكي شوراي عالي اطلاع رساني كشور

نسرين صادقي: مهندس برق و الكترونيك، فوق ليسانس مديريت اجرايي، مدير آموزش الكترونيكي مركز گسترش فناوري اطلاعات (مگفا)

وفا غفاريان: دكتراي مهندسي صنايع (مديريت استراتژيك)، استاديار دانشگاه مالك اشتر و عضو هيات علمي سازمان مديريت صنعتي، داراي تأليفات و مقالات در زمينه هاي مديريت و استراتژي، معاون وزارت ارتباطات و اطلاعات و رئيس هيات مديره شركت مخابرات ايران

ناصر مزيني: دكتراي كامپيوتر، داراي سوابق مديريتي در حوزه اطلاع رساني، رئيس مركز آموزش الكترونيكي دانشگاه علم و صنعت ايران

ندا مفاخري: كارشناس ارشد مديريت فناوري اطلاعات از سازمان مديريت صنعتي، مديرعامل شركت مديريت اطلاعات پويامهارت
ا شاره
در حوزه فناوري اطلاعات و ارتباطات، ابزارهاي الكترونيك مانند اينترنت، سيدي هاي آموزشي، نوارهاي ويدئويي و صوتي و نظاير آنها بهعنوان ابزارهاي يادگيري امروز، سيستمهاي آموزشي را دگرگون كرده و بنابراين سازمانها و بنگاهها ناگزيرند در فضاي رقابتي و پرتحول امروز، براي ماندگاري و ادامه حيات اقتصادي و تجاري خود از سيستم آموزشي روز؛ يعني «آموزش الكترونيك» استفاده كنند.
در شماره پيشين، صاحبنظران شركت كننده در ميزگرد ضمن بيان ديدگاههاي خود درباره مزايا و ضرورت يادگيري الكترونيك، راهبردي بودن آن، تفاوتهاي موجود ميان آموزش سنتي و آموزش الكترونيك و اثربخشي يادگيري الكترونيك براي مديران، نكاتي را مورد تاكيد قرار دادند كه اهم آنها چنين است:
• فرايند مديريت دانش به جز بهرهگيري از سيستم آموزش الكترونيك بسيار هزينهزا
خواهد بود.
• در يك جامعه اطلاعاتي آموزش الكترونيك در حال تبديل شدن به مزيت رقابتي
است.
• ميزان استفاده از ابزارالكترونيكي براي حوزههاي مختلف آموزشي ميتواند متفاوت
باشد.
• رشد حجم بازار يادگيري الكترونيك در دنيا، نشانه يك تحول اساسي و مهم است.
• امروز حجم بازار يادگيري الكترونيك در جهان معادل هفده ميليارد دلار است و
پيشبيني ميشود كه تا سال 2010 ميلادي، سالي 25 درصد رشد يابد.
• ضرورتها، مديران سازمان را به سطحي از نياز ميرساند كه آموزشهاي سنتي نميتواند
پاسخگو باشد.
• آموزش الكترونيك، يك ضرورت حياتي است و اثربخشي خود را در جاهاي مختلف
نشان داده است.
• يكي از بزرگترين وجوه تمايز يادگيري الكترونيك با آموزشهاي سنتي، همافزايي
آموزشي است.
• تفاوت نيازها و آرمانهاي انسان قرن بيست ويكم، يك تلقي جديد نسبت به آموزش در
او ايجاد كرده است.
• آموزش مدرن بر ابزار الكترونيك سوار شده تا به نوعي به تفاوت و تحول انسان و
ماهيت تغيير يافتهاش پاسخ دهد.
• هر قدر به سمت مفاهيم انتزاعي حركت كنيم، اثرگذاري يادگيري الكترونيك بيشتر
خواهد بود.
در اين شماره تدبير موضوعاتي نظير ضروري و حياتي بودن آموزش الكترونيك و شيوههاي آموزش آن براي مديران، توليد محتواي مناسب، تركيب بهينه برنامههاي حضوري وغيرحضوري آموزش، و بالاخره مهمترين چالشها و محدوديتهاي پيش روي در آموزش الكترونيك و راههاي برون رفت از چالشها مورد بحث و تحليل و بررسي شركت كنندگان در ميزگرد قرار گرفته است.
تدبير بااظهار اميدواري در جهت سودمندبودن اين گونه مباحث براي خوانندگان خود بويژه مديران، شما را به مطالعه بخش دوم و پاياني ميزگرد دعوت ميكند.
غفاريان: با تشكر از توضيحاتي كه در شماره گذشته داده شد، به محور بعدي اين موضوع ميپردازيم؛ يعني محدوديتها و چالشهاي پيشروي. خانم صادقي اشاره كردند وقتي زيرساختها آماده نباشد، كاركردن در حقيقت خلاف جهت شنا كردن است. در سرشماري سال 85 ، آماري اعلام شده كه تنها 22 درصد از خانواده هاي ايراني كامپيوتر دارند و از آنان نيز تنها 5/12 درصد به اينترنت دسترسي دارند. تحقيق ديگري كه به تازگي انجام گرفته نشان ميدهد فقط 38 درصد از مديران ايراني با كامپيوتر كار ميكنند، يعني تنها 38 درصد مخاطبان اصلي در لايه مديريت كشور آمادگي اوليه براي حضور در آموزشهاي اينترنتي دارند. حال سوال اين است كه شما به عنوان فعالان اين حوزه، چه چالشها و دغدغههاي ديگري را در زمينه آموزش الكترونيك پيشروي خود ميبينيد؟
مزيني: به اعتقاد من هر نوع محتوا و يا هرنوع آموزشي ميتواند به فضاي الكترونيكي منتقل شود، اما ميزان اثربخشي و هزينه و زمان توليد آن متفاوت خواهد بود. بههرحال ارتباط حضوري نيز خود مزايايي دارد و بخشي از انتقال ايدهها از طريق ارتباط حضوري ميسر است، اما بخش عمدهاي از انتقال آموزشي ميتواند در فضاي الكترونيكي صورت گيرد.
چالشهاي موجود و مشكلات، خيلي زياد هستند، فرهنگ IT، سواد الكترونيكي، آشنايي با كامپيوتر و زبان فارسي از جمله اين مشكلات هستند، ولي مشكلي را كه من احساس ميكنم خيلي مهم است، مسأله محتوا (Content) ميباشد. يعني اگر ما بتوانيم محتواي مناسب براي آموزشمان توليد كنيم، بخش عمدهاي از مشكلات را حل كردهايم. بنابراين بيشترين وقت و سرمايه و انرژي ما روي محتوا گذاشته ميشود و بيشترين خسارت را هم از همين ناحيه مي بينيم ، زيرا گاهي محتواي آموزشي فراهم شده گويا و رسا و كامل نيست و مجبوريم روشهاي ديگر آموزشي را نيز در كنار آموزش الكترونيكي لحاظ كنيم تا خلاء ناشي از آن را پركنيم. براي رسيدن به يك محتواي مناسب، لحاظ كردن نياز و توانايي مخاطب، شناخت موضوع، شناخت مخاطب و شناخت ابزار توليد ضروري است.
غفاريان: يكي از موانع جدي كه در ادبيات ذكر شده، پايبندي اساتيد به روشهاي سنتي است. آيا شما اين صحبت را تأييد ميكنيد؟
مزيني: بله همين طور است. شما در هر اداره اي وقتي مكانيزاسيون را وارد كنيد، با مخالفت و مانعتراشيهاي مختلفي مواجه خواهيد شد و ورود افراد به آن سخت است. اما بعد از اينكه فرد در اين فضا قرار گرفت و با مزاياي آن آشنا شد، از آن استقبال ميكند. اساتيدي كه جوانترند بيشتر با اين فضا آشنا هستند، در صورتي كه افراد قديمي به سختي وارد اين فضا ميشوند.
صادقي: دو روش در آموختن شنا وجود دارد: يك روش اين است كه دست و پاي شما را بگيرند و شما را به قسمت گود استخر بياندازند كه بالاخره يا غرق ميشويد يا روي آب ميآييد و خودتان را نجات ميدهيد، اما در اين بين چه چيزي را ياد گرفتهايد؟
روش ديگر اين است كه تكنيكهاي شنا را به شما ميآموزند و سپس در يك فضاي كنترل شده به داخل آب ميرويد و شنا ميكنيد و از آن لذت ميبريد.
شرايط ما درحال حاضر مانند روش اول است و همه داريم دست و پا ميزنيم، بنابراين مهارتهايي كه شكل ميگيرند غلط هستند. پس جا دارد مسائل را ريشهيابي كنيم. با شما موافقم كه مسأله محتوا مهم است، اما به مهارتها نيز بايد توجه كرد. ميگفتند آقاي دكتر لوكس خودشان هيچوقت پشت كامپيوتر و اينترنت نميرفتند و كارشان را به ديگران ميگفتند، ولي به دليل سرعت نيازي كه داشتند با وجود سن بالا تمام مطالب را آموختند ويكي از سريعترين افراد در استفاده از كامپيوتر و اينترنت شدند، به همين دليل است كه آدم باسواد كسي است كه توان يادگيري داشتهباشد.

اعتماد مقدم: در مورد شيوه هاي يادگيري الكترونيكي، همانطور كه دوستان ديگر هم اشاره داشتند، نبايد تصور كرد كه آموزش الكترونيك يك شيوه نويي است كه بايد در همه جا جايگزين شيوه موجود شود. بلكه بايد محل و جايگاه استفاده از آن به درستي شناسايي شود. مثلا" در برخي موارد كه تعداد بسيار گسترده فراگير مطرح نباشد، سيستم تركيبي يا Blended مي تواند مزاياي نظامهاي حضوري و غيرحضوري الكترونيكي را با هم به ارمغان آورد. اساسا" يكي از مزيتهاي كليدي فناوري اطلاعات هم همين است. يعني اينكه ديگر مجبور نباشيد دست به انتخاب به شكل صفر و يك بزنيد. مهم است كه از قابليتهاي ذاتي تكنولوژي به درستي استفاده كنيم. هرجا برنامه آموزشي استاندارد بتواند نياز فراگير را به طور كامل جواب دهد و نياز به بحث و گفتگوي حضوري و تعامل نباشد به طور طبيعي آموزشهاي گسترده الكترونيكي در تيراژ زياد موضوعيت پيدا مي كند. در جاي ديگر، مثلاً در مورد كلاسهاي حضوري دوره هاي مديريتي كه بخشي از آنها مي بايست به تعاملهاي حضوري اختصاص يابد، بخش الكترونيكي آموزش از راه دور مي تواند به تدريج جايگزين آموزش مباحث پايه و قسمتهاي تكرار شونده قسمتهاي تئوري آموزش شود. در اين بخش، فراگيران مي توانند به مراتب موثرتر از كلاسهاي حضوري آموزش ببينند. هر زمان كه مايل بودند و هرچندبار كه نياز داشتند، يك بخش خاص را مطالعه كنند و از امكانات متنوع آموزش الكترونيك كه در سيستم حضوري نيز پيدا نمي شود بهره ببرند. در مقاطع خاص ولي خيلي محدود تر از گذشته نيز مي تواند در بخش حضوري از تعامل با استاد و دستياران وي استفاده كند. به اعتقاد من، اين روش نقطه شروع خوبي براي كلاسهاي آموزشي مباحث كاربردي براي مديران است؛ جايي كه نمي خواهيم يا نميتوانيم فرصت تعامل با استاد را به طور كامل حذف كنيم و در عين حال مايليم از زمان اساتيد به شكل موثرتري بهره ببريم. توجه داشته باشيد كه در اين حالت، يك استاد خاص قادر خواهد بود به چند برابر دانشپذير رسيدگي كند. در عين حال دستياران وي مي توانند به خوبي بخشي از نيازهاي ارتباطي راه دور دانشپذيران را تحت هدايت اساتيد برعهده گيرند. به اين ترتيب مي توان به تدريج با شناسايي بهتر بخشهايي از برنامه هاي آموزشي كه ضرورت الكترونيكي شدن دارند، تركيب بهينه برنامه هاي حضوري و غير حضوري را براساس نياز واقعي و بومي به تدريج پيدا كرد. اين موضوع به ما فرصت مي دهد تا ضمن تداوم حركتهاي موثر، مسير پيشبرد برنامههاي خودمان را نيز اصلاح كنيم و با اتكاء بر تجربيات به دست آمده، برنامه ريزي آگاهانه تر و واقع بينانه تري براي بلندمدتمان ارائه دهيم.

غفاريان:
باورهاي نادرست درمورد آموزش الكترونيك مي تواند يكي از موانع جدي اين نوع آموزش باشد.
براساس تحقيق انجام شده فقط 38درصد مخاطبان اصلي در لايه مديريت كشور، آمادگي اوليه براي حضور در آموزشهاي اينترنتي دارند.
برپايه سرشماري سال 1385 كشور، تنها 22 درصد از خانواده هاي ايراني داراي كامپيوتر هستند و از اين رقم نيز فقط 5/12 درصد به اينترنت دسترسي دارند.
درمورد زمان شروع آموزش الكترونيك در كشور نسبت به كشورهاي آغازكننده اين روش فاصله زيادي وجود ندارد، اما اگر سرعت حركتمان كم باشد، روز به روز اين فاصله بيشتر خواهدشد.
امروز آموزش الكترونيك با آميزهاي از بيمها و اميدها و پتانسيلها و محدوديتها مواجه است.
روزي رويكرد آموزش الكترونيك، پارادايم غالب يادگيري در دنيا خواهدشد و تنها كساني مي توانند از اين فرصت استفاده كنند كه آمادگي لازم را داشته باشند.
مفاخري: چيزي كه بيشتر در بين مديران ديده ميشود، اين است كه از رفتن به سركلاس، نگراني شخصيت علمي دارند؛ اين يك مشكل فرهنگي است که متاسفانه ضربه هاي جدي و غير قابل جبراني هم به سازمان مي زند . در بسياري از موارد، مديران حتي وقتي خود را نيازمند آموزش مي بينند به دليل ملاحظات مختلف از رفتن به کلاسهاي آموزشي پرهيز مي کنند . و اين در حالي است که در سالهاي اخير، خود آموزي و آموزشهاي ضمن خدمت يکي از مهمترين ابعاد يادگيري الکترونيک در کشورهاي پيشرفته است که مي تواند حتي اين مشکل فرهنگ ما را نيز جبران کند .
در سازمانها انتخاب شيوه مناسب براي آموزش مداوم، شايد يکي از حياتي ترين تصميمات مديريتي باشد؛ تصميمي که مي تواند حتي بقاي سازمان را تحت تاثير قرار دهد .
صادقي: شما يك مشكل را مطرح ميكنيد، ولي آنچه كه آقاي دكتر ميفرمايند، يك معضل است كه در روش ما وجود دارد.
غفاريان: ما راجع به محدوديتها و چالشها صحبت ميكنيم و پس از آن به بحث در مورد راهكارها خواهيم پرداخت.
مزيني: در فرانسه حدود 40-50 سال پيش پول رايج کشورشان را عوض كردند و 2تا صفر آن را كم كردند و بعد از مدت طولاني مردم به آن عادت كردند، اما كماكان برخي بودند كه اعداد و ارقام را به فرانك قديمي ميگفتند. منظور اين است که شايد درصد محدودي از افراد باشند که نتوانند با تغييرات همراهي کنند. نكاتي كه دوستان ميفرمايند ايدهآل است، اما صد درصد دستيافتني نيست؛ زيرا برخي از فرهنگها را نميتوان تغيير داد. ليکن به هيچوجه، منکر تاثير آموزش و فرهنگ سازي نيستم.

شريف نيا:
ما نياز به بازتعريف بسياري از عناصر زندگي داريم كه امروز به آنها رسيده ايم. اين بازتعريف در يادگيري الكترونيك هم نياز است.
معلم در يادگيري الكترونيك حذف نميشود، بلكه به جايگاه موعود خود؛ يعني نظارت و هدايت تحصيلي نزديك مي شود.
امروز دو الگوي «راه بينداز – جابينداز» و «جابينداز – راه بينداز» نزد مديران جاافتاده و الگوي دوم تقريبا در كشور منتفي است، ولي بايد درعمل به تعادلي بين اين دو حالت رسيد.
مهمترين چالش را در بحث يادگيري الكترونيك، محتوا (CONTENT) مي دانم.
در حيطه «محتوا»، نوع انتقال مهم است.
شبيه سازيهاي سخت افزاري (SIMULATORS) جزء يادگيري الكترونيك محسوب نمي شوند.
در حيطه «رويكرد» بايد به خودآموز بودن، نيمه خودآموز يا آموزش تركيبي، توجهي ويژه داشت.
مهمترين چالش يادگيري الكترونيك اين است كه ما فراموش كرده ايم كه ميخواهيم آموزش انجام دهيم و آنقدر درگير ابزار و فضاي اينترنت شده ايم كه اصل قضيه را فراموش كرده ايم.
شريفنيا: مطلب من اين است كه، يادگيري الكترونيكي بخشي از اجزاي يك پيكره اجتماعي جديد بهنام جامعه مجازي (Cyberspace) است كه زندگي نوين ما را ذره ذره ميبلعد، پس بايد بپذيريم هويت آدمها، هويت سابق آنها نيست.
امروز مي بينيم سايت هايي مانند Second Life وجود دارند كه ميليونها كاربر را به خود جذب كرده اند. به طور مثال اساتيدي كه شما ماهها بايد منتظر ديدنشان باشيد ، هرشب ساعتي در اين دنياي مجازي با كاربران آن زندگي ميكنند.
ما نياز به بازتعريف بسياري از عناصر زندگي داريم كه امروز به آنها رسيدهايم. اين بازتعريف در يادگيري الكترونيكي هم نياز است.
معلم در يادگيري الكترونيكي حذف نميشود، بلكه به جايگاه موعود خود؛ يعني نظارت و هدايت تحصيلي نزديك مي شود. خانم مهندس صادقي معتقدند اين تعاريف حتماً بايد از جانب متوليان امر تبديل به يك فرايند توسعه آموزشي شود و قبل از عملي شدن، يك طرح جامع (Master Plan ) داشته باشد كه بر مبناي آن گامهاي بعدي نيز مشخص باشد تا آموزشها و فرهنگسازي و زيرساختها صورت گيرد و در نهايت، به مرحله عملي برسد.
به دو ترکيب اشاره ميكنم كه امروز نزد مديران جا افتاده است: «راه بينداز- جابينداز» و «جابينداز-راه بينداز». الگوي دوم تقريباَ در ايران منتفي است، ولي بايد در عمل به تعادلي بين اين دو حالت رسيد. درخرداد سال 81 و بر اساس مصوبه هيئت دولت، تكميل و تصويب برنامه جامع «توسعه و كاربري فناوري ارتباطات و اطلاعات» ، ديده شده بود، اما هنوز كه در اواخر برنامه چهارم توسعه هستيم، برنامه جامعي وجود ندارد.
اعتماد مقدم: مساله ديگري كه بايد به آن اشاره مختصري داشته باشم، توجه به شيوه هاي آموزش الكترونيك براي مديران است. يك طرف مهم در اين برنامه، دانشپذيران ما هستند كه بايد شرايط آنها نيز درك شود تا بتوانند جذب سيستم آموزشي شوند. به اعتقاد من آنقدر تنوع در ارائه شيوههاي مختلف آموزش الكترونيك و محتواسازي وجود دارد كه اجازه مي دهد ما بتوانيم با بهرهگيري از قابليتهاي تكنولوژيكي، استفاده مطلوب را داشته باشيم تا علاقهمندي و انگيزه لازم را در مديران به وجود آوريم. روي اين موضوع بايد كار خاص صورت گيرد. اهميت بحث محتوا سازي همين جا روشن مي شود. محتوا بايد موثر و جذاب باشد. در عين حال متناسب با مخاطب طراحي شود تا او را بتواند به دنبال برنامه بكشاند.
يكي ديگر از مسائلي كه كمتر به آن پرداخته شده، سفارشي كردن فرايند آموزش الكترونيك و ارائه آن براي فراگيران در گروههاي مختلف است. يعني يك مدل آماده وجود ندارد كه در همه جا به شكل يكسان قابل استفاده باشد. نمي توان نسخه يكسان براي همه پيچيد و اگر جواب نداد، عدم موفقيت را متوجه عوامل فرهنگي و ضعف فراگير و غيره كرد، بلكه بايد به عنوان يك عامل مهم در استفاده از آموزش الكترونيك، استفاده از روش صحيح و متناسب را نيز مورد تاكيد قرار داد.

مفاخري:
در بسياري از موارد، مديران حتي وقتي خود را نيازمند آموزش مي بينند، به دليل ملاحظات مختلف از رفتن به كلاسهاي آموزشي پرهيز مي كنند.
در سازمانها انتخاب شيوه مناسب براي آموزش مداوم، شايد يكي از حياتيترين تصميمات مديريتي باشد، تصميمي كه مي تواند حتي بقاي سازمان را تحت تاثير قرار دهد.
در نگاه من، آموزش الكترونيك حداقل در سطح عموم جامعه، به وعده هايش وفادار نبوده است.
ما وعده داده بوديم آموزش براي همه، در همه مكانها و در همه زمانها با قيمت مناسب، اما واقعيت موجود شكل ديگري است.
در جامعه جوان ما، افراد داراي مهارت واقعي بسيار كم هستند، اين خلاء را ميتوان با آموزش الكترونيك پر كرد.
در بسياري از كشورهاي دنيا، پروتكلهايي براي توليد محتوا به شكل مشترك بين دانشگاهها و مراكز علمي وجود دارد كه موجب ارتقاي كيفيت محتواي الكترونيك و پايين آوردن بهاي تمام شده شده است.
به وجودآمدن يك انجمن واقعي غيرتشريفاتي مي تواند به ايجاد يك انقلاب واقعي در يادگيري الكترونيك در سطح كشور و حتي كشورهاي همسايه كمك كند.
مفاخري: به اعتقاد من فراهم نبودن زيرساختها يك درد مشترك در تمام مسائلي است كه داريم. اما حل اين مساله حتي در کشورهاي توسعه يافته و داراي اقتصاد آزاد تنها به دست دولت و با مديريتي منسجم و کاملا مبتني بر علم روز، قابل حل است.
در نگاه من، آموزش الكترونيك حداقل در سطح عموم جامعه به وعدههايش وفادار نبوده است. ما وعده داده بوديم آموزش براي همه، در همه مكانــها، در همه زمانها با قيمت مناسب، امــا واقعيت موجود شکل ديگري است _
آموزش با شهريه 5/1ميليون توماني به هيچ عنوان نمي تواند دامنه اش را از قشر خاصي از جامعه وسيعتر کند .
از طرف ديگر سالها سايه غول کنکور باعث شده است كه دانشجوي ما از هيچ کلاس درسي، لذت آموختن را تجربه نکند و بازهم خود را درگير همان روشها و همان سيستم هاي آموزشي، فقط در قالبي متفاوت مي بينند. اين امر باعث مي شود که احساس مثبتي كه آموزش الكترونيك با وعدههايش در جامعه ايجاد کرده است، به شكلي در افراد سركوب شود.
از بعد ديگر، واقعيت اين است كه جامعه ما يك جامعه جوان است و تحصيلكردههاي زيادي دارد، اما آدم داراي مهارت واقعي بسيار كم است و اين خلاء را ميتوانيم با آموزش الكترونيك پر كرده و بياعتمادي نسبي را جبران كنيم.
مسأله ديگري كه مشكل ما درتمام كارهاي حرفه اي در ايران است، نداشتن انجمنهاي صنفي به معناي واقعي است. در اينجا ما چندنفر كه در اين زمينه كار ميكنيم، از قبل همديگر را ميشناسيم و درمورد بسياري از كارهاي يكديگر اطلاع داريم؟ اين موضوع، يعني حتي سرويسي كه وجود دارد به جامعه همکاران به خوبي معرفي نشده است، چه برسد به ساير اقشار جامعه .
موضوع ديگر، استفاده از تجربه کشورهايي است که در اين زمينه به موفقيتهاي خوبي دست يافته اند .
با توجه به دو عامل مهم هزينه و زمان، نداشتن تمرکز و حداقل همراستايي، مي تواند ضربه مهمي به کيفيت آموزش الکترونيک در کشور بزند .
درکشوري همچون مالزي دولت با تصويب قانوني تحت عنوان «سرمايهگذاري در امر بهسازي و منابع انساني» يک تحول در فضاي آموزش ايجاد مي کند . در حالي که در کشور ما کارهاي جزيزه اي، نه تنها نمي تواند از نيروي طلايي همافزايي استفاده کند، بلكه موجب نوعي رقابت بعضا منفي هم مي شود .
در بسياري از کشورهاي دنيا، پروتکل هايي جهت توليد محتوا به شکل مشترک بين دانشگاهها و مراکز علمي وجود دارد که موجب ارتقاي کيفيت محتواي الکترونيک در عين پايين آوردن بهاي تمام شده براي هر يک از آنها ميشود.
اين موضوعي است که متاسفانه ما در کشور نداشته ايم . هر مرکز و دانشگاهي به شکل مجزا هزينه و زماني صرف ميکند، در حالي که جاي ديگري اين کار انجام شده است و انجام آنها به شکل توام، موجب کيفيتي به مراتب بهتر مي توانست باشد .
به اعتقاد من بهوجود آمدن يك انجمن واقعي غير تشريفاتي ميتواند به ايجاد يک انقلاب واقعي در يادگيري الکترونيک در سطح کشور و حتي کشورهاي همسايه كمك كند. کشور ما به اينگونه انقلاب نيازمنداست و وارد شدن به اين صحنه به شکلي کاملا حرفهاي در قالب انجمني قدرمند و منسجم نه تنها مي تواند اثرات قوق العاده در سرعت دستيابي به اهداف چشم انداز در سطح کلان و اهداف سازمانها در سطح کسب و کارهاي مختلف داشته باشد، بلکه مي تواند موجب حضور فعال اين انجمن در بازار سرمايه گذاري هاي کلان جهاني در زمينه يادگيري الکترونيک نيز شود .
غفاريان: يعني يك جمع حرفهاي پيرامون يادگيري الكترونيك.
باورهاي نادرست در مورد آموزش الكترونيك نيز ميتواند يكي از موانع جدي باشد. برخي ميگويند يادگيري الكترونيك، يادگيري نيست و بايد استاد را چهره به چهره ديد، يا اينكه ميگويند اگر فرد در كامپيوتر متخصص نباشد، نميتواند از آموزش الكترونيك استفاده كند.آيا شما اين مانع را تأييد ميكنيد؟
مفاخري: بله، من اين مشكلات را در افراد مختلف ديدم.
غفاريان: خانم صادقي_ اين باورهاي نادرست را چگونه ميتوان به باورهاي درست و پشتيبان يادگيري الكترونيك تبديل كنيم ؟
صادقي: به اعتقاد من در اكثر مواقع مسائل و موانعي كه مطرح ميشوند واقعي نيستند. من دو تجربه در سازمانها داشتهام: يا اينكه با مديران آموزش و مجموعه آموزشي سازمان سر و كار داشتهام، يا اينكه ميگويند اگر آموزش الكترونيكي است، پس به واحد سيستمها يا واحد IT سازمان مربوط است.
اگر از در واحد IT وارد ميشديم، ضرورت قضيه و نحوه استفاده خيلي سريع براي واحد سازماني جا افتاده بود و بخش IT ، تمام امكانات دسترسي را براي تمام مجموعهشان فراهم ميكرد و لايه مقاومت زيرين در گام بعدي خود را نشان ميداد، به طوري كه بعد از مدتي واحد IT متوجه ميشد Learning مهمتر از E است، پس بايد به واحد آموزش سپرده ميشد.
اگر از واحد آموزش وارد ميشديم، كار بسيار مشكل بود و يكباره بخش IT پيغام ميدهد Port و پهناي باند در اختيار آموزش الكترونيكي نميگذارم و دو واحد با هم در تعارض هستند.
ساعتها حرف زدن راجع به آموزش الكترونيكي كافي نيست، شخص بايد آن را تجربه كند. البته در بخش صنعت و سازمانها كه احساس نياز پديد آمده است، آموزش الكترونيكي تخصصي را ارائه ميدهيم كه شايد مشكلات آن با ديگر بخشها متفاوت باشد؛ زيرا كاربر ما خود داراي يكسري تخصصهاست و خيلي باهم درگير نيستيم.
در نهايت ما از اينكه با لايهها سر و كله بزنيم خسته شديم و مستقيم به سراغ كاربر؛ يعني مديران و متخصصاني كه احساس نياز هم دارند، رفتيم. دورههاي ما كاربر فردي پيدا كرد و آن كاربر پس از گذراندن دوره، سازمان خود را تحت فشار قرارداد. در صورتي كه متأسفانه آن مدير آموزش در جايگاه خودش شكست خورد.
نبايد از اينكه فاصله كمي در اين زمينه داريم قانع باشيم، بلكه بايد بگوييم ما بايد اول باشيم.
هزينه توليد محتوا براي يك ساعت دوره الكترونيكي در ايران 1000 تا 2000 دلار برآورد ميشود، اين رقم در اروپا حدود 13000 دلار است و در آمريكا به 25 تا 40 هزار دلار ميرسد. به اعتقاد شما با اين تفاوت قيمت بازار كشورهاي پيشرفته، چقدر براي ما كه در اين صنعت كار ميكنيم جذابيت وجود دارد؟ ممكن است بازار خارج از ايران بازار جذابتري باشد و ما به سمت آن كشيده شويم.

مزيني:
به اعتقاد من هر نوع محتوا و يا هر نوع آموزشي مي تواند به فضاي الكترونيكي منتقل شود، اما ميزان اثربخشي و هزينه زمان و توليد آن متفاوت خواهدبود.
فرهنگ فناوري اطلاعات، سواد الكترونيكي، آشنايي با كامپيوتر و زبان فارسي ازجمله مشكلات يادگيري الكترونيك است، اما مشكل خيلي مهم مسأله توليد محتواي مناسب براي آموزش است.
بيشترين وقت و سرمايه و انرژي ما روي محتوا گذاشته مي شود و بيشترين خسارت را هم از همين ناحيه ميبيند.
براي رسيدن به يك محتواي مناسب، لحاظ كردن نياز و توانايي مخاطب، شناخت موضوع، شناخت مخاطب و شناخت ابزار توليد، ضروري است.
اساتيد جوانتر بيشتر با فضاي الكترونيك آشنا هستند، در صورتي كه افراد قديمي به سختي وارد اين فضا ميشوند.
من به هيچوجه منكر تاثير آموزش و فرهنگ سازي نيستم.
شريف نيا: در چالشها من نيز مهمترين بحث را همان محتوا (Content) ميدانم. بحث زيرساخت هم يك نياز است، اما به عنوان مثال ADSL دههزار توماني در خيلي از مناطق تهران وجود دارد، ولي چندنفر از جمع حاضر در منزل خودش ADSL دههزار توماني دارد. احساس نيازي كه اشاره كردند بخشي از آن براساس سرويسها اتفاق ميافتد؛ زيرا زماني كه سرويسها باشد، نياز نيز پديد ميآيد. تلفيقي از اين عوامل بايد وجود داشته باشد تا اين اتفاق را به سرانجام برساند؛ زيرا موضوع مورد بحث يك موضوع تك بعدي نيست. براي مثال در اجراي طرح تبصره 13 ، ثبت نام كارت سوخت موتورسواران به اجبار ، اينترنتي انجام گرفت . اين اجبار به هر حال کار را عملي کرد .ايجاد اجبار كمي خوب است، ولي دركنارش بايد يك مابهازاء و هدايت نيز ارائه شود كه همان آموزشي است كه بايد اتفاق بيفتد.
به عرايض قبلم برميگردم كه شامل مخاطب، محتوا، ابزار و رسانه كه بهتر است به جاي آن رويکرد (Approach) مي گفتم و مي گذاشتم .
در حيطه مخاطب، نگاه من نيز مانند دوستان از دو منظر است: يكي اينكه مخاطب درچه سطحي از سواد و بينش و ادراك و توان دريافت و پذيرش نسبت به اين موضوع قرار دارد و يا اينكه با چه ميزان از ناتواناييها براي ورود به اين مساله روبرو است؛ ديگر اينكه چه مجاري ورودي و چه ابزاري براي آموزش دارد؛ زيرا افراد مختلف ، متفاوت از هم يادميگيرند.
در حيطه محتوا، نوع انتقال هم مهم است. شبيه سازهاي سختافزاري (Simulators) که دوستان اشاره داشتند، جزء يادگيري الكترونيكي نيستند.در اين خصوص توجه به مکاتب آموزشي چهارگانه معمول: شناخت گرايي (Cognitivism)، رفتارگرايي (Behaviorism)، سازاگرايي (Constructivism) و سازاگرايي اجتماعي (Social Constructivism) و ويژگيهاي وجودي و ماهيتي آنها ، اجتناب ناپذير است .
در حيطه رويکرد نيز بايد به خود آموز بودن ، نيمه خود آموز يا آموزش ترکيبي (Blended Learning) بودن توجهي ويژه داشت . از طرفي نوع رسانه هاي انتقال دهنده نيز مطرح مي شوند و تاثير گذارند. هم نوع رسانه وابزارانتقال و هم نوع رسانه استفاده شده در محتوا . پس يک توجه رسانه شناسي مي طلبد در حيطه و چارچوب رويکرد آموزش سازماني .
بخشي از تهديدهاي يادگيري الكترونيكي مثل همه پديده ها، از درون آن برميخيزد. مهمترين چالش يادگيري الكترونيكي هم که به حيطه محتوا برميگردد ، عمده اتفاق بدي كه در آن رخ داده ، اين است كه ما فراموش كرديم كه ميخواهيم آموزش انجام بدهيم و آنقدر درگير ابزار و فضاي اينترنت شديم که اصل قضيه را فراموش كردهايم.
در حيطه فرهنگسازي، فرمايش سركار خانم صادقي را خيلي جدي تأييد ميكنم. مجموعههاي متولي امر آموزش بايد همتي كنند و جديتر به موضوع نگاه كنندو فرصت ارائه و يا دريافت آموزشهاي لازم را در هر يک از حيطههايي که قبلا ياد کرديم فراهم آورند .

صادقي:
ما در مسأله آموزش الكترونيك به جاي كاركردن با لايه هاي سازمان، مستقيما به سراغ كاربر؛ يعني مديران و متخصصاني كه احساس نياز آموزشي دارند رفته ايم.
ساعتها حرف زدن راجع به آموزش الكترونيكي كافي نيست، شخص بايد آن را تجربه كند.
دو روش در آموختن شنا وجود دارد: يك روش اين است كه شما را به قسمت گود استخر بيندازند، روش ديگر اين است كه تكنيكهاي شنا را به شما بياموزند. شرايط ما در حال حاضر مانند روش اول است و همه داريم دست و پا مي زنيم.
براساس تجربه اي كه در سازمانها داشته ام معمولا دو واحد آموزش و فناوري اطلاعات سازمان در مسايل آموزشي با يكديگر در تعارض هستند.
هزينه توليد محتوا براي يك ساعت دوره الكترونيكي در ايران 1000 تا 2000 دلار برآورد مي شود، درحالي كه اين رقم در اروپا حدود 13000 دلار و در آمريكا بين 25 تا 40000 دلار است.
غفاريان: نقطه شروع آموزش الكترونيك در سال 1984 در آمريكا است. در حالي كه شروع اين نقطه در ايران در سال 1380 در دانشگاه تهران است. در شروع، فاصله زيادي وجود ندارد، اما اگر سرعت حركتمان كم باشد، روزبهروز اين فاصله بيشتر خواهد شد.
امروز آموزش الكترونيك با آميزهاي از بيمها و اميدها و پتانسيلها و محدوديتها مواجه است، ولي روزي اين رويكرد پارادايم غالب يادگيري در دنيا خواهد شد و تنها كساني ميتوانند از اين فرصت استفاده كنند كه آمادگي لازم را داشته باشند و دستاندركاران اين حيطه بايد تلاش كنند اين آمادگي دركشور ايجاد شود.
اعتماد مقدم: شايد در بحث چالشها هميشه مساله محدوديتهاي فناوري و مشكلات زيرساختارها بيشتر نمود پيدا كند. به اعتقاد من هم اين يكي از مسايل اساسي است. اميدوار هستيم كه دست اندركاران به اين مساله توجه كافي نشان دهند. چالشهاي مختلفي نيز وجود دارد كه سياستگذاران، برنامه ريزان و مديران و متخصصان امر بايد به آن توجه كنند كه از جمله آنها ميتوان به برنامه ريزي و خط مشي هاي جامع آموزشي ، مساله زبان، ظرفيت سازيهاي مختلف، مسايل اقتصادي و امثال آن اشاره كرد كه در صحبتهاي دوستان هم ذكر شد. همچنين چالش پيدا كردن سطح مناسب ادغام يا تلفيق شيوه هاي آموزشي رايج و آموزش الكترونيك، هميشه مطرح بوده و هست.
ولي فكر مي كنم كه مهترين چالش، "باور" هاي ماست كه اگر به آن رسيدگي شود، حل خيلي مسايل ديگر هم تسريع مي شود. اگر، يك موضوع به واقع "مساله" ما باشد، در پي حل آن هم بر خواهيم آمد. اگر ما بعد از حدود هفت سال، در عرصه اثربخشي آموزش الكترونيك توفيقاتمان كمتر از حد انتظار بوده، معنايش اين است كه يا مساله اصولا" بيش از اين اهميت نداشته ويا اينكه به اصل ضرورت و "مساله" بودن آن "باور" نداشته ايم. چون اعتقاد شخصي بنده اين است كه آموزش الكترونيك، يك ضرورت و مساله واقعي است، معتقدم كه باور جدي در مورد اهميت آن تعميم نيافته است. براي برون رفت از اين وضعيت نيز نمي توان با تزريق يك دارو معجزه آفريد. اگر تلاش شود حركتهايمان در مسير ترويج درست اين نظام جهت دهي شود، ولو به ظاهر در ابتدا زمان بيشتري نياز داشته باشد، ولي اثربخشي آن در بلند مدت شاخصتر خواهد بود. صرف نظر حركتهاي نسبتاً راضيكنندهتر آموزش الكترونيك در كشور، در امر توسعه و ترويج اين نوع آموزش هم مانند برخي حركتهاي ديگر، شاهد بسياري برنامههاي پرهزينه و ظاهراً سريعي بوده ايم كه كم اثر بوده اند و در عين حال گاه حتي باعث دلسردي هايي هم شده اند. اگر با صرف هزينه و سرو صداي زياد كاري را شروع كنيم كه به دليل عدم سنجيدن جوانب مختلف نتواند نتايج مثبتي نشان دهد، اين خودش يك كار ضد فرهنگ سازي است كه مي شود از آن جلوگيري كرد. فكر مي كنم اگر بتوانيم برنامه هايي را جلو ببريم كه در عين اقتصادي بودن، مزاياي اين نوع از آموزش را به مديران و تصميم گيرندگان نشان دهد و طعم شيرين آن را بچشاند، بدون هيچ تبليغي، اين باور در ذهن آنها شكل مي گيرد كه بايد به اين طرف حركت كرد. در اينجاست كه باورهاي ما به واقعيت گره خواهد خورد. ظرف همين چند سالي كه عرض كردم، مديريت امروز در خيلي از نقاط دنيا آموزش الكترونيك را جزء يكي از مهمترين شاخصه هاي پيشرفت دانسته و آن را لازمه رويكرد دانشگرايي و يادگيرندگي سازمانها ميداند. ما بايد خودمان به اين مساله برسيم و با حركتهاي درست خودمان، فرهنگ مثبت اشاعه آن را ترويج نماييم.

اعتمادمقدم:
محتواي آموزش الكترونيك بايد موثر و جذاب باشد و درعين حال متناسب با مخاطب طراحي شود .
نمي توان يك نسخه براي همه پيچيد، بلكه بايد به عنوان يك عامل مهم در استفاده از آموزش الكترونيك، استفاده از روش درست و متناسب را موردتاكيد قرار داد.
آنقدر تنوع در ارائه شيوه هاي مختلف آموزش الكترونيك و محتواسازي وجود دارد كه اجازه مي دهد ما بتوانيم با بهره گيري از قابليتهاي تكنولوژيك، استفاده مطلوب را داشته باشيم.
نبايد تصور كرد آموزش الكترونيك يك شيوه جديد است كه بايد در همه جا جايگزين شيوه موجود شود.
هرجا برنامه آموزشي استاندارد بتواند نياز فراگير را به طور كامل جواب دهد و نياز به بحث و گفتگوي حضوري و تعامل نباشد، آموزشهاي گسترده الكترونيك در تيراژ زياد موضوعيت پيدا مي كند.
در آموزش الكترونيك مهمترين چالش، «باورهاي» ماست.
در خيلي ازنقاط دنيا، مديريت امروز، آموزش الكترونيك را جزء يكي از مهمترين شاخصه هاي پيشرفت دانسته و آن را لازمه رويكرد دانشگرايي و يادگيرندگي سازمانها مي داند.
تدبير: باسپاس فراوان از شركت كنندگان محترم در ميزگرد، اميدواريم بحث يادگيري الكترونيك و ابعاد مختلف آن كه در دو شماره تقديم علاقهمندان شد، خوانندگان تدبير را در شناخت بيشتر اين شيوه نوين آموزشي ياري رساند.
|