Untitled Document

چهارمين گردهمايي فصلي دانشجويان و فارغ التحصيلان دوره مديريت فناوري اطلاعات (MITM) برگزار شد

ميزان آمادگي الكترونيك مديران

مهديه خسروي
m_khosravi@ee.kntu.ac.ir

چهارمين گردهمايي فصلي دانش آموختگان و دانشجويان رشته مديريت فناوري اطلاعات (MITM)، از برنامه هاي واحد كارشناسي ارشد سازمان مديريت صنعتي با حضور جمع كثيري از اساتيد و دانشپژوهان اين رشته در30 مهرماه سال جاري برگزار شد. اين برنامه با هدف ايجاد فرصتي براي هم‌انديشي و تبادل تجربيات اساتيد و دانشپژوهان اين رشته، هر فصل يك بار جمعي از مديران و دست اندركاران علاقه‌مند به مطالعه فناوري اطلاعات از نگاه سازمان و مديريت را گردهم مي آورد. از ويژگيهاي گردهمايي پاييزي، برگزاري نمايشگاهي از فعاليتها و مقالات پوستري علمي و كاربردي دانشجويان و دانش‌آموختگان اين رشته بود كه براي نخستين بار برپا شد و با استقبال شركت كنندگان مواجه شد.
اين برنامه در قالب دو نشست برگزار شد. نشست اول پس از قرائت پيام يكي از دانش‌آموختگان اولين دوره، ارائه سه مقاله علمي را شاهد بود: موضوع احراز هويت ديجيتال و امضاي الكترونيكي توسط آقاي غلامرضا رمضان، بررسي سيستم‌هاي اطلاعاتي از ديد موقعيت ارزش (VALUE CONFIGURATION) و تجربه سيستم‌هاي مبتني بر IT در شركت نارگان توسط خانم شايسته فرهنگ و مديريت دانش در سازمانها توسط آقاي ژوزف بهنامي.
از بخشهاي متنوع برنامه، نمايش فيلمهايي در زمينه آشنايي با دانشجويان جديد الورود اين رشته براي سايرين و مروري بر گردهماييهاي قبلي MITM و همچنين معرفي و افتتاح سايت اختصاصي اين رشته به نشاني www.mitmacademy.ir بود.
نشست دوم به سخنراني‌هاي ميهمانان ويژه گردهمايي اختصاص داشت. ابتدا آقاي دكتر وفاغفاريان معاون وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات و رياست هيات مديره شركت مخابرات در جوي تعاملي به بررسي ميزان آمادگي الكترونيكي مديران سازمانهاي كشور با شركت كنندگان پرداخت. در بخش دوم اين نشست آقاي جواد رادمان مديرعامل شركت فناوري اطلاعات وابسته به وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات يكي از مسايل اساسي كشور؛ يعني بسترسازي شبكه هاي ارتباطي در كشور را مورد تحليل قرار داد.
در ادامه گزارش توجه شما خوانندگان را به سخنراني دكتر غفاريان و راهكارهاي ارائه شده جلب مي كنيم.

نتايج يك پژوهش ميداني
دكتر وفا غفاريان سخنراني خود را با بيان نتايج حاصل از يك تحقيق آماري درمورد آمادگي الكترونيك مديران كشور آغاز داد. روش تحقيق در اين مورد مطالعه ميداني بوده و با استفاده از پرسشنامه تلفني صورت گرفته است.
جامعه آماري نيز عبارت از شركتهايي بوده كه در بانك اطلاعاتي صفحات زرد حائز رتبه (الف) هستند (يعني شركتهاي برتر). حجم نمونه مورد بررسي هم 499 شركت را شامل مي شود. براي تكميل پرسشنامه ها هم شخص پاسخگو منشي يا مسئول دفتر مديرعامل يعني نزديكترين شخص به وي در محيط كار بوده است و با وي ارتباط مستقيم دارد به اين ترتيب يافته ها قابل اعتمادتر خواهندبود. از مهمترين موارد مطرح در پرسشنامه نوع مالكيت شركتهاي موردبررسي بوده كه طبق نتايج حاصله حدود 39 درصد آنها خصوصي، 8 درصد دولتي و نيمه دولتي و 23درصد در بورس بوده اند.
مسئله بعدي تعيين اندازه شركت باتوجه به تعداد كاركنان است كه در اين ميان 13درصد از آنها شركتهاي كوچك با كمتر از 50 كارمند، 18 درصد هم شركتهاي بزرگ با بيش از 500 نفر كارمند بوده اند و مابقي هم به شركتهاي متوسط كه تعداد كارمندان آنها بين دوحد ياد شده است، هستند. دركل مي توان گفت كه نمونه آماري استفاده شده تقريبا از همه جوانب يك نمونه همگن است.
مسئله مهم ديگري كه موردبررسي قرار گرفت اين بود كه آيا اين شركتها، وب سايت اختصاصي دارند؟ نتيجه حاصل از اين قرار بود كه حدود 76 درصد آنها صاحب وب سايت رسمي هستند كه كيفيت سايتهاي آنها متفاوت بوده برخي تنها حاوي اطلاعاتي راجع به شركت بوده و تعدادي ديگر سايت‌هاي پيشرفته تري داشته اند كه در آن امكان تعامل و برقراري رابطه متقابل با مشتريان لحاظ شده است.
ازنتيجه مهم اين تحليل اين بود كه تنها 6 درصد از مديران شركتهاي موجود در اين جامعه آماري به طور مداوم و جدي با كامپيوتر سروكار دارند و اگر به طور نسبي هم بخواهيم درنظر بگيريم 30 درصد مديران با كامپيوتر كار مي كنند. بنابراين حتي در خوشبينانه‌ترين حالت 70 درصد مديران عامل شركتهاي رتبه (الف) به نقل از منشي‌هايشان كوچكترين استفاده‌اي از كامپيوتر در كارشان ندارند.
درمورد كار با اينترنت هم نتايج حاصل از اين قرار بود كه 7 درصد از مديران ارشد به طور جدي و مستمر از شبكه جهاني اينترنت بهره مي برند و اگر به طور نسبي هم درنظر بگيريم اين آمار به 18 تا 19 درصد خواهد رسيد. بنابراين باز هم در خوشبينانه ترين حالت 75 درصد از مديران عامل شركتهاي طراز اول در كشور ما هيچ سروكاري با اينترنت ندارند.
همچنين مشاهده شد كه همبستگي زيادي بين حضور مديران عامل در محيط‌هاي آموزشي و يادگيري با درصد استفاده از كامپيوتر وجود داشت. ميزان اين ضريب همبستگي نسبتا بالا و درحد 7 درصد بود. از اين رو در پرسشنامه به مراكز آموزشي هم پرداخته شد و اين مسئله كه چند درصد از اين شركت داراي واحد آموزش هستند موردبررسي قرار گرفت. نتيجه از اين قرار بود كه علي‌رغم وجود واحدي براي آموزش در دوسوم اين شركتها، و نيز اينكه حدود 50 درصد آنها براي آموزش كاركنان اهميت زيادي قائل هستند، تنها 2 درصد از مديران عامل در فضاهاي يادگيري حضور يافته و 98 درصد آنها از سمينارها، همايشها و محيطهاي آموزشي فاصله گرفته اند.
بنابراين در يك جمع‌بندي كلي مي‌توان گفت كه مديران عامل كه صاحب يا ناظر بر منابع بوده و كنترل جهت‌گيري بازار IT و ساير بازارها را به عهده دارند و به بيان بهتر تصميم گيرنده‌هاي اصلي اند در سه محور شوق يادگيري، ميزان استفاده از كامپيوتر و ميزان استفاده از اينترنت اصلا از وضعيت مناسبي برخوردار نيستند. شايد دليل اين وضعيت نامطلوب بي اعتمادي آنها نسبت به اين امور و يا شايد نوعي احساس كاذب بي‌نيازي است. به هرحال آنچه مهم است اين است كه مشكل بايد به طور جدي ريشه‌يابي و برطرف شود.
در يك بررسي ديگر اين نتيجه حاصل شد كه حدود 80 درصد كاربران اينترنت را اقشار سني بين 15 تا 29 سال تشكيل مي‌دهند كه هنوز فاصله سني زيادي تا صندلي و جايگاه مديريت دارند. اين گروه از لحاظ سطح علاقه مندي و ميزان دسترسي در وضعيت مناسبي بوده و حدود 33 درصد آنها به اينترنت دسترسي دارند. اين درحالي است كه درصد دسترسي براي كل كشور 5/12 درصد است.
اين همان پديده اي است كه تحت عنوان «شكاف ديجيتال» از آن ياد مي شود. در يك طرف مديران بي علاقه و در طرف ديگر جوانان با انگيزه و بدون منصب قرار مي گيرند. چنانچه سن آغاز براي تصدي منصب مديريت 40 سالگي فرض شود، حداقل بايد يك فاصله زماني 10 ساله طي شود تا بعضي از اين جوانها در جايگاههاي مديريت و تصميم گيري قرار گيرند. بنابراين فاصله زماني بسيار طولاني بوده و بعضي از شركتها ممكن است حتي تا اتمام اين دوره دوام نياورند. پس سوال اساسي اين است: چه بايد كرد؟ چگونه مي توان اين شرايط را به نفع استفاده از قابليتهاي IT و در كليه كسب و كارها بويژه در مناسب مديريتي بهبود بخشيد؟_
در ادامه سخنراني، با هدف ايجاد تعامل و با اين دغدغه كه سخنراني به كلاس درس تبديل نشود، دكتر غفاريان از حاضرين به شركت در بحث دعوت كرده و از ايده‌ها و جرقه هاي ذهني آنها دريافتن راهكارهاي مناسب بهره جستند. فقط قبل از شروع بحث اين نكته مطرح شد كه راهكارهاي ارائه شده تنها بايد اول شخص باشند، چرا كه گفتن راهكارهاي سوم شخص، راحت اما بي اثر است.
پس هدف از بحث ترتيب داده شده يافتن
راهكارهايي براي كوتاهتر شدن اين فاصله زماني است. چگونه مي توان فاصله ايجاد شده بين جوانان و مديران را كوتاهتر كرد؟
چگونه مي توان از فاصله بين مديران و دنياي IT كاست؟ راهكارهاي ارائه شده از سوي شركت كننده‌ها به طور خلاصه چنين است:

راهكارهاي پيشنهادي
1 – احتمالا يكي از دلايل بي توجهي مديران به IT بي‌اعتمادي آنهاست و ما (منظور فعالان و كارشناسان عرصه IT) خود اين بي‌اعتمادي را ايجاد كرده ايم. به اين صورت كه از IT تصوير يك مدينه فاضله دست نيافتني ساخته شده است؛ بنابراين بهتر است براي رفع اين معضل، تصوير واقعي و تحقق پذيرتري از آن ارائه شده تا باورپذيري و اعتماد جايگزين بي‌اعتمادي موجود شود.
2 – يكي از اصلي ترين موانع همه گير شدن IT، طرح جامع است. در اين مورد بهتر است كه يك هسته اوليه شكل گرفته و با رشد و ارتقاي آن به مقصود و مقصد نهايي رسيد. از اين رو بهتر است يك تصوير عام از IT با تكيه بر كاربردهايش در زندگي روزمره ارائه شده و نوعي رفاقت بين عامه مردم با آن به‌وجود بيايد. پس به جاي ساختن يك قول از آن كه غيرقابل دسترسي است و يا نيازمند سخت‌افزارهاي پيچيده و پرهزينه است، ازطريق معرفي مصداقهاي آن در زندگي روزمره بر فراگيرشدنش بيافزاييم.
3 – دو مشكل عمده كه درمورد آموزش بزرگسالان مطرح است عدم فرصت كافي و نيز عدم آگاهي آنها به نياز براي آموزش ديدن است. ازطرف ديگر پذيرفتن تغيير در سنين بالا دشوارتر مي شود. يك بزرگسال بايد بداند كه براي چه آموزش مي بيند؟ بنابراين آموزشهاي ارائه شده براي بزرگسالان بايد كلي بوده و هدفشان دادن ديدگاه و ايجاد انگيزه باشد تا خود آنها به دنبال بقيه ماجرا بروند. پس نبايد وارد جزئيات شد تا دقيقه به دقيقه آموزش ارائه شده براي آنها جاذبه داشته و موثر واقع شود.
4 – پاسخگويي به نيازهاي موجود با كمك IT موجب مي شود تا مديران به اين نتيجه برسند كه براي مواجهه با نيازهاي جديد كه در آينده ايجاد مي شوند خود به سراغ IT بروند. پس وظيفه IT پاسخگويي به نياز است و بيش از آن كه شيفته فناوري شويم، بايد نياز را برطرف كنيم.
5 – (يك راهكار سوم شخص_) سرمايه‌گذاري و توجه كافي ازجانب دولت به مقوله IT براي ايجاد حس ضرورت.
6 – ايجاد حس رغبت و اشتياق ازسوي مديران رده هاي مياني و مديران جوانتر براي سطوح ارشد مديريتي.
7 – شناخت فرصتهاي نهفته در استفاده از اين فناوري كه خود به درك درست قواعدبازي بستگي دارد. پس بهتر است به جاي اشاعه نرم افزار و فناوري به ترويج قاعده بازي اقدام كرد.
8 – علت شكست پروژه‌ها دراين حيطه، عدم درك نياز دراين پروژه‌هاست. و شايد يك دليل اين لمس نكردن نياز، شكافي است كه بين مديران از يك سو و صاحبان فن از سوي ديگر وجود دارد. بايد نيروهايي به عنوان واسطه بين اين دو قرار گيرند تا حرفها و منظور طرفين را براي آنها ترجمه كرده و شكاف ايجاد شده را پر كنند_
در پايان اين مراسم، هدايايي به رسم يادبود توسط دكتر ناجي زاده مدير واحد كارشناسي ارشد و دكتر اعتماد مقدم مدير علمي دوره مديريت فناوري اطلاعات به ميهمانان اهدا شد.


بازگشت به صفحه اول سايت سازمان مديريت صنعتي
در اين شماره مى خوانيد:
سر مقاله
ضرورت تحول درمشاوره مديريت
ميز گرد
يادگيري الكترونيك و چالشهاي پيش روي
مقالات
مديريت تحول در برنامه ريزي منابع سازمان
مديريت شايستگي
تجارب آموزش الكترونيك در ايران و جهان
مديريت راهبردي در صنعت برق كشور
الگوي فازي در مديريت بازار
بازارگرايي در شركتهاي ليزينگ
تعاوني كوچك سازي بدنه دولت
ساختارهاي جديد سازمان و مديريت فرايند
رفتار شهروندي‌ سازماني
ويژگيهاي يك اداره كارآمد
بنگاههاي برتر جهاني (21)شركت زيراكس(XEROX)
به سوي جامعه اطلاعاتي
تدبيرانه
گزارشهاى داخلى
ميزان آمادگي الكترونيك مديران
تجربه‌اندوزي؛ فضايي براي فرصت‌آفريني سازمانه
بازيهاي آموزشي رويكردي نو در بهره‌وري آموزشي
كوتاه و خواندنى
آموزگار خودباوري در مدرسه عشق يادکردي از مجتبي کاشاني
مشاوران داخلي يا خارجي؟
چرا وب سايت
خانه؛ عامل اصلي استرس آمريكايي‌ها
مديريت استعداد; سلاح پنهان
روى خط اينترنت
نگاهي به يك كتاب مديريت صادرات و واردات
معرفي كتاب
روي جلد