|
Untitled Document
در نخستين همايش ملي تبيين و توسعه تجارب مديران تاكيد شد:
تجربهاندوزي؛ فضايي براي فرصتآفريني سازمانها
مريم چهاربالش
Maryam_chaharbalesh@yahoo.com
اشاره
هر كدام از ما بارها و بارها اين جمله را شنيدهايم كه «تجربه، بزرگترين معلم زندگي انسانهاست»؛ اما به راستي هر يك از ما چه قدر زمان در اختيار داريم تا بتوانيم هر چيزي را تجربه كنيم، اين در حاليست كه بسياري افراد همان راهي را كه ما مدنظر داريم طي كنيم را پشت سر گذاشتهاند و با كسب تجربه از مسير طي شده آنان، حداقل ميتوانيم ابعاد نوتري از همان مسير را بگشاييم.
موضوع تجربهاندوزي در جامعه مديريتي ايران، از اهميت خاصي برخوردار است، به دليل اينكه گستره اثربخشي تصميم يك مدير بسيار فراگير است و اگر بناباشد هر مديري، تنها با آزمون و خطا بياموزد، چه بسا منافع افراد زياد و سازمان متبوعش را به خطر بياندازد و متاسفانه جامعه مديريتي ما گرايش زيادي به اين فضاي آزمون و خطا دارد.
نظر به اهميت اين مساله، نخستين همايش ملي تبيين و توسعه تجارب مديران كشور برگزار شد. در ادامه گزارشي از اين همايش را تقديم خوانندگان محترم تدبير ميكنيم.
در اين همايش دو روزه كه در تاريخ 19و 20آبانماه سالجاري برگزار شد، سخنرانان متعددي به ارائه مقاله پرداختند. از جمله اين سخنرانان، دكتر غلامرضا خاكي بود كه مقالهاي با عنوان «همبالي، شيوه رهبري ايراني» ارائه كرد.
وي در ابتداي سخنانش با تقسيمبندي انواع تجربهآموزي گفت: هنگامي كه از تجربهآموزي سخن ميگوييم، اين فرآيند به سه شكل قابلتحقق است. نخستين شيوه آن، روش فاعليتي يا شيوه مستقيم است كه در آن كنش و واكنش يا عمل و عكسالعمل موردتوجه قرار ميگيرد. شيوه دوم، شيوه «انتقالي» يا دريافت غير مستقيم است و شيوه سوم نيز شيوه ذهني است كه به مفاهيم نظري و پايهاي توجه دارد.
وي سپس با تبيين اهميت نقش «زبان» در انتقال مفاهيم و تجارب گفت: زبان چيزي فراتر از ابزار مكالمه است. به قول هايدگر، «زبان خانه وجود است.» و ما براي بيان تجارب، ايدهها و افكار، يكي از ابزارهاي در اختيارمان «زبان» است؛ البته ما هنگامي كه به شكل بسيط، به مفهوم زبان توجه ميكنيم، متوجه ميشويم كه اين امر ميتواند ابعادي به غير از زبان ظاهري را در بر بگيرد.
دكتر خاكي در همين ارتباط افزود: از جمله اينكه، «زبان مجازي» يكي از مهمترين ابزارهاي در اختيار ما،براي بيان مفاهيم مختلف است.
وي در تعريف زبان مجازي گفت: زبان مجازي، يعني زباني كه مقصودش همان نيست كه ميگويد و در نظام كاربرد زبان حقيقي تصرف ميكند. زبان مجازي آكنده از استعارهها، نمادها، اسطورهها و رمزهاست.
اين استاد دانشگاه، با نقد فضاي كنوني جهان، در بيتوجهي به اين راز و رمزها گفت: يكي از مهمترين خطرها در فرهنگ امروزي بشر، تقليل زبان به نازلترين سطح و تبديل آن به ابزار نظارت ماهرانه بر اشياء و آدمهاست. اگر زبان به ابزار تبديل شود، ديگر پيش نخواهد رفت و اين ابزاري شدن زبان خطرناكترين گرايش فرهنگ روزگار ماست.
سخنران در همين ارتباط تاكيد كرد: در اين شرايط ما ميتوانيم با بازكاوي، بازآفريني، بازآرايي و بازانديشي تاويلي در اسطورهها، نمادها، تمثيلها، رمز و رازها و استعارههاي كهن، روحي تازگي در كالبد فرهنگ بدميدم و در اين مسير، بيان استعاري كاربرد جدي ميتواند داشته باشد.
خاكي در ادامه گفت: استعاره انواع مختلفي دارد كه از جمله آن ميتوان به استعاره صريح، استعاره غيرصريح و استعاره اساطيري اشاره كرد. در استعاره اساطيري، اسطوره مانند همه چيزها كهنه ميشود و ميشكند و دوباره شكل ميگيرد و فراموش ميشود و دوباره يافته ميشود. به عبارت بهتر استعاره اساطيري در عصر اساطير جنبه حقيقت داشته و بعد از آن به كلي فراموش شده است، اما گاهي دوباره در زبان رخ مينماياند.
او در همين ارتباط تصريح كرد: اسطورهها، همواره در وجود مردم يك جامعه عمل ميكنند، خواه جامعه از آن آگاه باشد و يا نباشد، اگر ما معنا و دلالت اسطورهها و اسباب شكلگيري آنها را به دقت نشناسيم، آنگاه اسطوره از راههاي منحرف و مهلكي در سطح فرد و جامعه ظاهر خواهد شد. اسطورهها در شرايط كنوني جوامع نيز وجود دارند و باعث شكلگيري زبان مجازي در علم مديريت شدهاند، اين امر در فضاي مديريتي و سازمانها نيز مصداق متعددي دارد. پيدايش مفاهيمي مانند سازمان شبدري، سازمان غازي، سازمان بوفالويي و ... از جمله مصداق اساطيري است كه در اين زمينه شكل گرفته است.
خاكي، پس از بررسي وضعيت جهاني، به بررسي اسطورههاي كهن ايراني پرداخت و گفت: در فرهنگ اساطيري ايران، «پرندگان» و «پرواز» همواره نمادي براي رهبري بوده است و ما اگر به اساطير خودمان مراجعه كنيم، ميتوانيم اصول زيادي را براي رهبري در سطح جامعه و سازمان پيدا كنيم.
وي در همين ارتباط تاكيد كرد: تجربه اساطيري «هدهد» يا «پوپك» در منطقالطير عطار، مفهوم بسيار بلند و عميقي دارد كه حتي وقتي آن را با تئوريهاي مديريتي امروز مقايسه ميكنيم، مشاهده ميكنيم كه اين مفهوم بسيار فراتر از مفاهيم جديدي است كه در بستر مديريت كنوني نظم و نسق گرفته است و اينها هم ثروت و دانشي است كه ما كمتر به آنها توجه كرده و ميكنيم.
سخنران اين موضوع را چنين ادامه داد: هدهد، راهبر گذار از "اين گونه بودن" تا "آن گونه شدن" است. هدهد در ادبيات عرفاني نمادي براي يک رهبر عرفاني است. در منطق الطير عطار هدهد راهنماي مرغان در وصول به سيمرغ است .عطار پس از بحثهاي گوناگون بين هدهد و مرغان، جريان را به هفت وادي عشق ميکشاند، وآن را از زبان مرغان بيان ميدارد.
اصول مديريتي بيستويكگانه
وي با بازكاوي تجربه رهبري هدهد، موفق به تدوين بيست و يك اصل مديريتي شد و در همين ارتباط گفت: من با بازخواني اين تجربه و مبتني بر شرايط كنوني، بيست و يك اصل مديريتي به شرح موارد درپي آمده استخراج كردهام:
1 - پيشقدمي مبتني بر درك نياز براي ايجاد تحول
2 – پاسخدهي به ضرورت وجود رهبر
3 - برتري آگاهي رهبر بر پيروان
4 - مشاركت متنوع اعضا
5 - تبيين و تشريح چشمانداز
6 - تصويردهي واقعگرايانه از خويش
7 - قاطعيت مبتني بر خودباوري معقول
8 - آزادي بيان در برنامه تحول
9 - ترديدزدايي (پاسخگويي) در مراحل گوناگون گذار
10 - به كارگيري مهارتهاي گفتاري
11 - ايجاد خودباوري معقول در پيروان
12 - به كارگيري روشهاي تركيبي
13 - بيان الزامات رفتاري پيروان
14 - تبيينگري در مواضع راهبردي
15 - توجه به ويژگيهاي متناسب با مراحل گذار
16 - اصلاح نگرش پيروان در راستاي هدف
17 - بيان رفتارهاي مناسب در هنگام تحقق هدف
18 - آمادگي مبتني بر پيشبيني وضعيت پيروان در راه
19 - به كارگيري مهارت تجسم خلاق از هدف
20 - فضاسازي نشاطانگيز پيش از بيانات تعيينكننده
21 - هويتبخشي جمعي به پيروان.
دكتر خاكي در پايان تاكيد كرد: برخي ميخواهند بگويند كه توجه به اين اصول در شرايط كنوني نميتواند كارآمدي داشته باشد، در صورتي كه اين مفاهيم غناي فرهنگي ما را تشكيل ميدهد و در شرايط كنوني ميتواند به عنوان اصولي پيشرو در مديريت سازمانها و جوامع كاربرد داشته باشد.
پس از سخنراني دكتر خاكي، ساير سخنرانان نيز به مباحث خود ادامه دادند.
سخنرانيهاي ارائه شده در اين كنفرانس به دو بخش قابل تقسيم بودند. نخست سخنرانيهايي كه توسط اساتيد دانشگاه ارائه ميشد. يكي از مهمترين نكاتي كه در اين سخنرانيها مدنظر قرار داشت، ارتباط وثيق و عميق بين مديريت دانش و تجربهآموزي و تجربهاندوزي بود. بخش ديگري از سخنرانيها نيز توسط مديران سازمانها و در تبيين تجاربشان ارائه ميشد. در اين
بخش مديراني
از بخشهاي مختلف صنعت بيش از ساير صنايع حضور فعال و تعيينكننده داشتند. يكي از سخنرانان در بخش تجارب ارائه شده، دكتر يافتآبادي بود كه به تبيين تجربه كارت سوخت در ايران پرداخت. وي در بخشي از سخنان خود در ارتباط با بالا بودن، مصرف سوخت گفت: هماكنون مصرف سوخت در كشور يك مثلث افزايش پيدا كرده است كه ابعاد سه گانه اين مثلث بر يكديگر تاثير ميگذارند و در نهايت منجر به افزايش مصرف سوخت ميشوند.
وي ابعاد سهگانه اين مثلث سه گانه را به اين شرح برشمرد و گفت: مهمترين عوامل موثر در افزايش ناهنجار مصرف سوخت، ناشي از سه عامل نظام يارانهاي، بازار سوخت و بازار وسايل حمل و نقل است؛ چون پرداخت يارانه سوخت موجب افزايش شديد تقاضاي خودرو و باقي ماندن وسائط نقليه پرمصرف در بازار شده است.
يافتآبادي در بخش ديگري از سخنان خود گفت: هماكنون سازمانهاي متعددي در ارتباط با بازار مصرف سوخت ايران موثر هستند كه ما اگر ميخواهيم اين بازار را به درستي مديريت كنيم، بايد همه اين سازمانها، نهادها و عوامل موثر را به درستي شناسايي كنيم.
وي برخي از اين نظامها را به شرح موارد درپي آمده برشمرد:
- نظام حمل و نقل در وزارت راهو ترابري
- نظام اسكان در وزارت مسكن
- نظام توزيع و عرضه كالا در وزارت بازرگاني
- نظام توزيع و عرضه اطلاعات در وزارت فناوري اطلاعات.
سخنران در ادامه با تشريح شرايط كنوني براي برون رفت از اين حالت گفت: اگر به صورت دقيق به مساله نگاه كنيم، مساله سوخت در ايران از سه سطح اصلي، فرعي و تبعي برخوردار است. در سطح اصلي، عوامل كلان و سياستگذاريهاي جامعه تاثير ميگذارد. نظامهاي يارانهاي، نظامهاي بودجهبندي، نظام كلان مديريت اجرايي و ساير قوا از جمله عوامل موثر در اين بخش محسوب ميشوند.
وي در همين ارتباط ادامه داد: ساير عوامل مانند بازار اسكان، بازار عرضه، بازار حمل و نقل، بازار انرژي و ... از جمله عوامل سطح فرعي و تبعي محسوب ميشوند.
يافتآبادي در ادامه تاكيد كرد: باتوجه تنها به سطح فرعي، نميتوان مشكل را در بلندمدت حل كرد، و يك توان خيلي مديريتي از نظام مديريتي كشور را نيز به خود جلب و براي حل اين مشكلات بايد بتوانيم اين مولفهها را درسطح اصلي و تبعي هدايت، اصلاح و راهبري كنيم، تا به اين وسيله بتوانيم نظام مصرف سوخت را در كشور نيز بهينه كنيم.
گفتني است كه اين همايش كه براي سال نخست برگزار ميشد، توسط شركت گسترش ارتباطات كارآفرين برگزار شد و دكتر عباسزادگان رياست شوراي علمي اين همايش را برعهده داشت. بنا به اعلام مسئولان اين كنفرانس، بناست اين كنفرانس در سالهاي آتي به شكل گستردهتري برگزار شود.
|