|
Untitled Document
خانه؛ عامل اصلي استرس آمريكاييها
استرس، براساس تعريف موسسه ملي امنيت و سلامت شغلي آمريكا، بدين معني است: عكسالعملهاي مضر جسمي و روحي، زماني ظاهر ميشوند كه الزامات شغلي با ظرفيتها، نيازها و منابع كارمند يا كارگر همخواني ندارد.
البته در اين نوشتار قصد بر آن نيست كه درباره تعاريف استرس سخن رانده شود، بلكه نتايج يك تحقيق در ايالات متحده درباره استرس شغلي محتواي اين نوشتار است:
نزديك به نيمي از كاركنان در ايالات متحده معتقدند كه ميزان استرس آنها در ظرف پنج سال اخير بسيار افزون شده است. در اين تحقيق كه توسط انجمن روانشناسي آمريكا انجام شده است، كم شدن بازده، مشكلات سلامتي و ضعف در ارتباطات بهعنوان ابتداييترين نتايج استرس بيان شده است.
در حالي كه در سال 2006، 59 درصد از آمريكاييها كار و كسب درآمد را مهمترين عوامل استرس ميدانستند، در سال 2007 اين رقم به 75 درصد رسيده است.
51 درصد كاركنان اين كشور در سال 2007، بحران مسكن، هزينههاي اجاره و رهن را بزرگترين عامل استرس ميدانند.
يك سوم كاركنان نيز دشواري برقراري ارتباط بين كار و مسئوليتهاي خانوادگي را از مهمترين عوامل استرس عنوان كردهاند و در توضيح چرايي اين مطلب چنين بيان كردهاند كه شغل آنها تداخل زيادي با خانواده و زندگي شخصي آنها دارد.
در نهايت 8 درصد آزمونشوندگان، طلاق و مسائل خانوادگي را مهمترين عامل استرسزا براي خود دانستهاند.
يك محقق اين انجمن چنين مي گويد كه استرس در آمريكا در حال فزوني و تاثيرگذاري بر تمام جنبههاي زندگي مردم – از كار تا روابط شخصي، خواب، عادت خوردن و همچنين سلامتي- است.
او ميافزايد كه ما ميدانيم كه استرس گاهي در زندگي تاثيرات مثبت دارد، ولي اين ميزان استرس كه همه دنيا را درگير خود كرده است، اثرات طولانيمدت و دائمي بر بازدهي كار و سلامتي مردم خواهد داشت و كمترين تاثير آن، ايجاد خستگي مزمن، چاقي و بيماريهاي قلبي است.
اين انجمن همچنين بيان ميدارد كه استرس نبايد با «چالش» به اشتباه گرفته شود، زيرا چالش يك مولفه مهم در بهبود سلامتي و بازدهي كار است. همچنين موارد بسياري از بيماريهاي رواني و جسمي همچون افسردگي، از كارافتادگي، بيماريهاي قلبي و عروقي، دردهاي مفصلي و پشت و مشكلات اسكلتي در اثر استرس كاري در آمريكا گزارش شده است.
اما در اين ميان رقم ضرري كه ايالات متحده در اثر استرس كاري در سال متحمل ميشود، شنيدني است: 300 ميليارد دلار در سال. اين ضرر بهدليل غيبت از محل كار، هزينههاي جانشيني نيروي كار، كاهش بازده كار، هزينههاي درماني و بيمه و هزينه جبران بيماري كاركنان است.
هماكنون در اين كشور، فقط 50 درصد كارفرمايان، برنامههاي مديريت استرس براي كاركنانشان ارائه ميدهند. بههمين دليل انجمن روانشناسي آمريكا به كارفرمايان و دولتمردان اين كشور هشدار داده است، در صورتي كه رويكردهاي جديد كاهش استرس كاري را انتخاب نكنند با مشكلات فزايندهاي روبهرو خواهند شد، آنها چنين گفتهاند كه: درمان نشانههاي استرس با ماساژ و يوگا يك راهكار موثر نيست، بلكه كارفرمايان بايد در فرايندهاي كار، فرهنگ كار، عوامل فشارزايي محيط كار مثل فقدان حمايتها، بازخورد ناكافي و بار كاري و زمان كاري تجديد نظر كنند.
|