|
Untitled Document
سومين سالگرد درگذشت مجتبي كاشاني
دستي كه
معجزه را
فرود آورد
او ميگفت كه يا غريق را از بحر نجات ميدهد و يا خود را غرق دريا ميكند و جالب اينكه هم اين كرد و هم آن. او دغدغه آن داشت كه صندلي كارمند به اندازه رئيسش راحت باشد، مكاتبات عاشقانه، جاي بخشنامههاي غليظ و بيروح را بگيرند و سازمان را ازجمع هوش و دل به دست آوريم. او مديريت سيرك را نميپسنديد و به جايش ميگفت مديريت اركستر و به جاي مديريت سرهنگي ميگفت فرهنگي و شلاقيت را با خلاقيت جايگزين ميكرد و به جاي مديريت بوفالويي، مديريت غازي را برميگزيد. (1) در مجالي كه برايش باقي بود، باز هم مدرسهاي ساخت كه در آن، خرد را با عشق، علم را با احساس و دين را با عرفان تدريس كنند. قلب خالي نشود از احساس، غيرممكن را از خاطرها پاك كنند. او انسان را عاشق و آدم و آگه ميخواست و خود اين سه را در خود جمع كرده بود. او نيكوكار بود و شاعر و مدير و مشاور و دغدغهاش باز كردن پنجرهاي رو به آگاهي. او جمع به ظاهر اضداد بود؛ اضدادنماهايي كه در درونش به صلح رسيده بودند.
شنبه 24 آذر ماه، سالن آمفي تئاتر بيمارستان محك - كه توسط موسسه خيريه حمايت از كودكان مبتلا به سرطان (محك) در سال 1376 تاسيس شد – ميزبان دوستان و دوستداران مدير و شاعر زندهياد كشور، مجتبي كاشاني بود. جمع زيادي از ياران قديم و هم مسلكان كاشاني در سومين سالگرد درگذشت او گردهم آمده بودند.
نگاه انساني به مديريت
سخنران ابتدايي اين مراسم، مهندس محسن خليلي، رئيس هيئت مديره انجمن مديران، بود. او جامع بودن وجود و نگاه انساني به مديريت را از بارزترين ويژگيهاي كاشاني عنوان كرد كه همتش در اين بود تا به مديران بقبولاند كه مديريت از مسير دلها ميگذرد، نه مغزها. خليلي با بيان اينكه حاصل عمر كاشاني، علاوه بر افكار ناب او، تاسيس بيش از 200 مجتمع آموزشي با كمك خيرخواهان و تاليف 6 جلد كتاب شعر، به عشق مردم بود، گفت: رويكرد او، حاكميت عشق در رفتار، مديريت برپايه ارزشها و مديريت بر قلبها بود كه امروزه، همگان به اهميت اين مقولات پي بردهاند. كاشاني به نقش بسيار پررنگتر بهره احساسي و عاطفي نسبت به بهره هوشي در كسب موفقيت معتقد بود.
هم نجات و هم غريق
در بخش ديگري از مراسم، دكتر كرباسي زاده، عضو هيئت امناي محك و از همراهان كاشاني، به اين نكته اشاره كرد كه وقتي كاشاني محروميتهاي جنوب خراسان را ديد، چنين گفت كه:
«يا غريق از بحر بيرون ميكشم
يا كه خود را غرق دريا ميكنم»
كه الحــق كـاشاني هم غريق را نجات داد و هم خود را غريق بحر عشق ورزي كرد.
هدهد به جاي بوفالو
«هزاران معجزه ميان آسمان و زمين معطل است، دستي بايد تا معجزه را فرود آرد و آن دست جوانمرد است».
اين مطلب را دكتر غلامرضا خاكي، مدرس دانشگـاه و از دوستان كاشاني، به نقل از ابوالحسن خرقاني (كه پروژه بعدي تركها در جعل هويت، پس از مولاناست) ايراد كرد و چنين افزود كه كاشاني و ياورانش، در زمره اين جوانمردانند.
خاكي گفت: سالها پيش در مجله تدبير، از مجتبي كاشاني، مقالهاي با مضمون مديريت بوفالويي و غازي خواندم. (2) در آن زمان از خود پرسيدم كه چه در دنياي مديريت در حال رخ دادن است كه استعارات جاي اصطلاحات پوزيتيويسم را گرفتهاند و من هم به تاسي از اين استعارات، تئوري همبالي را مطرح كردم و معتقدم كه هدهد ما ميتواند جاي غاز و بوفالو را بگيرد
شمس و مولانا
پس از سخنراني دكتر خاكي، نوبت به مردي از ديار خراسان رسيد.
عثمان زخمه زن بر دوتار و يار ساليان كاشاني. عثمان محمددوست، نوازنده شهير دوتار كشور كه از دوستان صميمي كاشاني بود، از شكلگيري رابطهاش با كاشاني گفت و از ارادتي كه نسبت به او داشته است. او خود را مولانا و كاشاني را شمس خود خواند. سپس عثمان، به ياد يارش، زخمههايي بر دوتار زد؛ زخمههايي كه از فراق برميآمد و حزني غريب داشت.
مراسم سالگرد اين شاعر مدير يا مدير شاعر، با اهداي لوح تقدير و تشكر از مدعوان به پايان رسيد و با تاكيد بر اين نكته كه :راه كاشاني رفتني است.
پانوشت
(1) و (2): برگرفته از مقاله «پرواز دسته جمعي؛ الگوي مديريت در سازمانهاي موفق» ، نوشته زنده ياد مجتبي كاشاني، منتشر شده در ماهنامه تدبير، سال ششم، مهر ماه 1374، شماره 56، صفحه 14
|