|
Untitled Document
بخش دوم و پاياني ميزگرد «كنكاش در نظام توزيع كشور»
حلقه هاي مفقوده
در نظام توزيع
ا شاره
نظام پخش و توزيع در كشور عليرغم تلاشهاي پراكنده اي كه درجهت بهبود و رشد آن صورت مي گيرد، هنوز با چالشهاي متعدد و ناهماهنگي ميان توليد و توزيع مواجه است و جايگاه آن نيز به عنوان يك اصل مهم و ضروري در اقتصاد كشور روشن و شناخته شده نيست.
محاسبات و بررسيهاي اقتصادي بيانگر اين واقعيت است كه نزديك 50 درصد هزينه اي كه مصرف كننده براي خريد كالاهاي مختلف مي پردازد، به بعد از توليد بازمي گردد و اين مساله بي ترديد اهميت ضرورت اصلاح ساختار نظام توزيع، متولي واحد و نيز لزوم ايجاد هماهنگي ميان ذينفعان را نشان مي دهد و افزون بر اين توجه و حمايت بيشتر مسئولان دولتي در حوزه اقتصاد و بازرگاني را طلب مي كند.
درنخستين بخش ميزگرد، چالشها و موانع موجود و پيچيدگيها در نظام توزيع همراه با راهكارهايي توسط صاحبنظران، مديران و كارشناسان موردبحث و كندوكاو قرار گرفت و هريك متناسب با وقت جلسه به شرح و بيان نظرات و ديدگاههاي خود پرداختند. به منظور آشنايي بيشتر خوانندگان به پاره اي از نكات عمده و محوري مباحث شماره گذشته در ذيل اشاره مي شود:
_ در بسياري از كشورها از صنعت پخش و توزيع براي حفظ اقتصاد داخلي يا استفاده از اين قدرت براي دسترسي به بازارهاي خارجي استفاده مي شود.
_ وجود پخش براي اقتصاد، يك اصل است.
_ شركتهاي ما كنترلي بر وظيفه توزيع ندارند و درنتيجه مشكلات عديده اي در كشور از بيتوجهي شركتها به مساله توزيع ايجاد شده است.
_ شركتهاي ايراني كالا محورند؛ يعني كالا را توليد مي كنند و سپس به دنبال حل بقيه معضلات بازاريابي مي روند.
_ نظام توزيع حتي مي تواند جاي برخي از آميختههاي بازاريابي را در سازمانهاي كوچك و متوسط بگيرد.
_ عملكرد نظام توزيع با تمام نقاط قوت و ضعف خود، به سادگي در سرنوشت شركتها اثرگذار است.
_ براي سرنوشت بهتر عرضه كالا، بايد بدانيم كه چگونه طرزفكر توليد محور را با طرزفكر بازار محور آشتي بدهيم.
_ در گذشته، نظام بانكي ما، هيچگاه بخش توزيع را ارائه دهنده خدمات تخصصي و ايجادكننده ارزش افزوده تلقي نميكرد.
_ دولت، جايگاهي براي نظام توزيع قائل نيست، درحالي كه توزيع براي تقويت خود نيازمند حمايت دولت است.
_ معضل اساسي شركتهاي پخش و شبكه توزيع كشور، سنتي بودن محض آن است.
در آخرين بخش ميزگرد كه از نظر گراميتان مي گذرد، شما خوانندگان با پاره اي ديگر از نظرات و ديدگاههاي شركتكنندگان در بحث و راهكارها و پيشنهادهايي كه درجهت رفع مشكلات توزيع و نيز رشد و بهبود آن ارائه دادهاند آشنا خواهيدشد.
با اميد به اينكه اينگونه مباحث گامي درجهت شناخت هرچه بيشتر تنگناهاي اقتصادي و تجاري كشور و ابزاري براي حل مشكلات باشد، بخش پاياني ميزگرد را با هم مي خوانيم.
شركت كنندگان در ميزگرد
ميراحمد اميرشاهي: دكتراي مديريت، عضو هيات علمي دانشگاه الزهرا، صاحبنظر در حوزه مديريت بازرگاني

حسن جمشيدينژاد: فوق ليسانس مديريت، مدير واحد بازاريابي و بازرگاني شركت ياران دريان

محمد رضواني فر: عضو هيات علمي دانشگاه كار، عضو هيات مديره معين شهروند

علي عياري: فوق ليسانس مديريت اجرايي، مدرس، مترجم و مشاور در حوزه مديريت بازاريابي ، مدير بازاريابي شركت پاكسان

محمداسماعيل قدس: فوق ليسانس مديريت اجرايي، مديرعامل شركت پخش پگاه

عبدالحميد مدرس: دكتراي مديريت، عضو هيات علمي دانشكده مديريت و اقتصاد دانشگاه صنعتي شريف

عيـاري: در شمـاره گذشته ودر نخستـين بخش ميزگرد، دوستان پارهاي از نظـرات خود را در حوزه نظام توزيع ولو به طــور اختصار بيان كردند.
در نخستين بخش، نكــات مختلفي بيان شد و از جمله يكي از دوستان به اين نكته اشــاره كرد كه شركتهاي ما كنترلي بر وظيفه توزيع ندارند و در نتيجه مشكلات موجود از بيتوجهي شركتها به مســاله توزيع ايجاد شده است. همچنين بر اين نكته تاكيد شد كه براي ســرنوشت بهتر عرضه كالا، بايد بدانيم كه چگونه طرز فكر توليد محور را با طرز فكر بازار محور آشتي بدهيم. علاوه بر اين ديدگاههاي مختلف حاكي از اين بود كه بدون تحول اقتصادي در كشور نميتوان انتظار داشت كه به نظامهاي مدرن توزيع برسيم.
در آخرين بخش ميزگرد آماده هستيم تا شركتكنندگان محترم در بحث، ابعاد ديگري از موضوع مورد بحث را باز كرده و به طرح و بيان بقيه ديدگاههاي خود بپردازند.
قدس: به اعتقاد من دليل نبود نظام توزيع مدرن در كشور و نيز سنتي ماندن آن اين است كه در طول 28 سال حدود 24-23 سال متوقف نبوديم، بلكه اصلا حضور نداشتيم. ما 5-4 سال است كه شروع كرديم و اين پديده در طول اين مدت، صددرصد طبيعي است. در صنعت پخش بايد ابتدا شركتهاي پخش متعدد ايجاد شوند و بعد به تدريج شركتهايي كه ميتوانند رقابت كنند (يعني هم به توليد كننده و هم به مصرف كننده خدمت بدهند) باقي بمانند.
وزارت بهداشت 6 شركت پخش دارو دارد و صددرصد دارو در كشور توسط آن شركتها توزيع ميشود و هر شركتي كه ميخواهد دارو توليد كند اول به او اعلام ميكنند توزيع كنندهات را معرفي كن. چون فقط 6 شركت بود، اين بحث مطرح شد كه ممكن است انحصار ايجاد شود، بنابراين آنرا آزاد كردند و امروز 28 شركت پخش دارو در كشور داريم و 20-30 شركت ديگر نيز در صف گرفتن پروانه هستند. حال بايد آنقدر در شركتها، رقابت انجام بگيرد كه چند شركت بيشتر باقي نمانند.

جمشيدينژاد: اگر نقاط ضعف و قوت بحث را بشناسيم و آنها را پوشش دهيم، خيلي از مشكلات حل ميشود. جناب آقاي قــدس فرمودند كه ما هم به توليدكننــده و هم به مصرف كننده سرويس بدهيم و در طي صحبتشان فرمودند توليدكننده حق دارد 25 درصد روي جنس بكشد، ولي به ما كه پخش كننده هستيم ميگويند 15 درصد كافي است كه ميشود 150 تومان. از يك طرف ميخواهيم درصد خودمان را زياد كنيم و آنرا به 200 تومان برسانيم و از يك طرف ميخواهيم به هردو طرف سرويس دهيم. به نظر من تنها راهكار اين است كه بتوانيم از ابزار جديدتري استفاده كنيم. اينكه از كامپيوتر و لپتاپ استفاده كنيم به اين مفهوم نيست كه از تكنولوژي برتر استفاده ميكنيم، ابزار نشان دهنده تكنولوژي نيست، بلكه منظور از تكنولوژي استفاده از بازاريابي شبكه است. آنچه كه من به عنوان راهحل مطرح ميكنم، شبكه خردهفروشي است.
ما بايد از ابزارها استفاده كنيم و اين ابزارها در دنيا چند چيز خاص هستند. مهــمترين آن الكترونيكي بودن و استفاده از اينــترنت است. پيشنهاد من اين است كه از اينــترنت استفاده كنيم كه در مورد نحوه استفاده از آن نيز راهحلهاي خاصي وجود دارد.
مدرس:
مشكل پخش در كشور ما اين است كه متوليان آن پراكندهاند و اصولا متولي واحد ندارد.
سرويس دادن در كشور مشكل و گم است؛ چون ساختار مديريت كشور قديمي است.
پخش، يك عامل تعريف كننده رفاه اقتصادي است. رفاه اقتصادي؛ يعني رفاه توليدكننده و مصرف كننده. اگر دولتها به اين تعريف عنايت داشته باشند، نگاهها عوض خواهدشد.
كسب و كار در هر بخش، زماني رشد پيدا مي كند كه رهبريت در آن وجود داشته باشد.
در پخش اگر مجموعه اي كه امكانات و توانايي دارد، شروع به خوب سرويس دادن كند، تعدادي از شركتها ورشكست خواهندشد، ولي درعمل چرخه به حركت درخواهدآمد.
قدس: صحبت اين است كه ما چگونه ميتوانيم روندي را طي كنيم كه شركتهاي پخش به جايگاه واقعي خود در بازار و مورد قبول جامعه دست يابند. به اعتقاد من صرفنظر از اينكه بايد دنبال تكنولوژي و ابزار برويم، بايد مملكت را بازار محور كنيم و دنبال ريزهكاريها نرويم. بايد آنقدر در راديو، تلويزيون، رسانههاي ديگر و مجامع مختلف حضور داشته باشيم تا شركتهاي پخش به جايگاه واقعي خود برسند و توزيع FMCG را نيز شامل شوند.
درحال حاضر در دنيا ديگر كسي دنبال چك نميرود و از كارت اعتباري استفاده ميكنند. در اين راه بعضي جاها دولت بايد كمك كند و جايي هم ما بايد كمك كنيم.
رضوانيفر: ما دنبال ارائه يك الگو هستيم كه در آن به صورت توأمان هم منافع توليدكننده، هم توزيعكننده و هم مصرفكننده تامين شود تا در نهايت به رضايت مشتري برسيم. ما در حال حاضر دچار يك سيكل معيوب هستيم كه از يك طرف توزيعكننده به دليل نداشتن جايگاه به آن قدرتي كه بايد نميرسد، توزيع كننده چون اين قدرت را ندارد، توليدكننده به او اعتماد نميكند و اين سيكل معيوب دائم تكرار ميشود.
براساس آمار
وزارت بازرگاني
دوميليون و چهارصد هزار واحد صنفي
در كشور داريم
كه اين رقم نشان ميدهد كه در ازاء هر 30 نفر آدم
يك واحد صنفي
در كشور داريم،
درحالي كه متوسط دنيا
براي
هر يكصد نفر آدم است.
گامهاي اساسي
به اعتقاد من گام اول ما آن چيزي است كه آقاي قدس به آن اشاره كردند؛ يعني رسيدن به يك فهم مشترك. شايد در جلسات بعدي لازم باشد طرف ديگر اين موضوع؛ يعني توليدكننده هم حضور پيداكند.
گام دوم، مجموعهاي است كه به بسترسازي برميگردد. بخشي از آن مستلزم اين است كه در محيط قانوني كشور تغييراتي بهوجود بيايد و بخشي ديگر در تكنولوژي و در بسترسازي بخشي كه در اولويت قرار دارد قوانين است و بخش ديگر آن هم ثانويه است.
مشكل ديگر ما اين است كه هركس در كشور ما ميخواهد كاري را شروع كند، بايد يك بار از اول چرخ را اختراع كند و موازي كاري به وفور وجوددارد.
به هرحال همه جاي دنيا اينگونه است كه اگر بخواهند مسائل يك صنف يا صنعت را حل كنند يك محوريت براي انجمن آن صنعت ميگذارند. مجمع ذينفعان درجايي به نام انجمن جمع شدهاند و اگر قرار است توان محدود ما در توزيع هدر نرود بايد محوريت فعاليتهايي كه در آن حوزه قرار ميگيرد، براي جلوگيري از موازيكاري به جايي بيايد كه ماهيت غيردولتي دارد و آن انجمن صنايع پخش كشور است. به عنوان مثال، به تعداد شركتهاي پخش در كشور، نرمافزار پخش نوشته شدهاست كه حداقل هر بار براي هريك 200 ميليون تومان هزينه ميشود. درحاليكه اگر تمام اين مجموعهها كنار هم مينشستند و يك ميليارد هزينه ميكردند بهتر بود. بنابراين گام سوم اين است كه ما با محوريت جايي مثل انجمن از موازي كاري نجات پيدا كنيم.
گام بعدي اين است كه به مرحلهاي برسيم كه جايگاه هر بازيگر درست تعريف شود. اگر به اينجا نرسيم به آن مقياسي كه آقاي دكتر مدرس فرمودند نميتوانيم برسيم. به عنوان مثال انبارداري در دنيا وقتي توجيه پيدا ميكند كه مقياس اقتصادي داشته باشد.
اميرشاهي:
هدف مشترك كانال توزيع اين است كه به بهترين وجه، كالا را در زمان و مكان مناسب و با شرايط مناسب دراختيار مصرف كننده قرار دهد.
در كشور ما هركس با حداقل تخصص و تجربه، به خودش اين جسارت را مي دهد كه وارد هر مقوله اي شود.
اتفاقي كه در دنيا در قسمت توزيع افتاده اين است كه شخصي به نام رهبر شبكه توزيع وجود دارد كه يكي از وظايف آن ايجاد همگرايي ميان اعضاست.
وظيفه اصلي رهبر شبكه توزيع، ايجاد انسجام ميان چهار گروه توليدكننده، عمدهفروش، خردهفروش و دلال است.
ما فروش را كاري محترم نميدانيم و فرهنگ عمومي با واقعيت فروش مغايرت دارد.
در آمريكا شركت Big Move بيشتر از 160.000 كاميون دارد كه اصلاً با ما قابل مقايسه نيست.
در نظام توزيع 3 مولفه اصلي وجود دارد: 1- سيستم و روش 2- منابع انساني 3- كالا
گام بعدي اينكه ما در بحث منابع انساني مشكل داريم. حتي براي دانشجوي بازاريابي يك درس سه واحدي در زمينه توزيع و كانالهاي بازاريابي تعيين نكردهايم. در اين بخش، مجموعه دانشگاهي و آموزشي كشور بايد رسالت خود را انجام دهند.
در صورت
رفع موانعي كه
در راه پيشرفت
نظام توزيع كشور
وجود دارد،
شاهد تولد و رشد
شركتهاي توزيعكننده
حرفه اي در كشور
خواهيم بود.
گام ديگر اينكه پخش كالا و اينكه تعامل بين توليدكننده با شركتهاي توزيع، چگونه تعريف شود و اينكه چه كالاهايي ميتوانند كنار همديگر قرار بگيرند؟ از مسايلي است كه بايد مورد توجه واقع شود.
در حوزه سيستم و روشها، اطلاعاتي كه ما داريم هيچگونه همافزايي با يكديگر ندارند. تنها راه نجات يك صنعت اين است كه هم افزايي وجود داشته باشد. بايد مكانيزمي پيدا كنيم كه دانش با رعايت قوانين كپيرايت به باقي مجموعهها منتقل شود. ما هنوز در مرحلهاي قرار داريم كه به هم اطمينان نداريم و يك جا توليدكننده و جاي ديگر توزيع كننده احساس بازنده بودن ميكنند. اگر اين گامها را برداريم، خيلي از قدمها زير مجموعه آنها خواهند بود و مشكلات به تدريج حل خواهند شد.
عياري:
جدي تلقي نشدن نظام توزيع ازسوي مسئولان اجرايي كشور به عنوان يك خدمت مهم در اقتصاد يكي از موانع پيشرفت نظام توزيع در كشور تلقي مي شود.
حاكميت فرهنگ توليد محوري در شركتها به جاي فرهنگ بازارمحوري و تاثير دوران فترت دهه 1360 را ميتوان ازجمله عوامل عدم پيشرفت نظام توزيع دانست.
كوتاهي عمر ارتباط توزيع كنندگان با توليدكنندگان و يا مالكان نامهاي تجاري و ضعف توان سرمايهگذاري توليدكنندگان در سياستهاي بازار ازجمله عواملي است كه موجب شده است جايگاه فعلي نظام توزيع با جايگاه آن در جهان فاصله زيادي داشته باشد.
عدم رشد شركتهاي فروشگاههاي زنجيره اي و نقش ضعيف آنها در نظام توزيع كشور يكي از موانع پيشرفت نظام توزيع محسوب مي شود.

مدرس: به نظر من سه پايه اصلي در اين مسئله وجود دارد كه يكي بحث دانش مسئله است. دوم بحث دولت است كه نبايد در پخش به دولت خيلي وزن بالايي داد. دركشور ما مشكلي كه براي پخش وجود دارد اين است كه پخش متولي واحد ندارد، بخشي از پخش در بازرگاني، بخشي در صنايع و بخشي ديگر از آن در حمل و نقل است، ولي در همه كشورها بخش پخش در وزارت صنايع و بازرگاني كه اغلب در يكديگر ادغام شدهاند، متمركز است.
به عبارت ديگر جايي به نام برنامهريزي پخش و لجستيك وجود دارد كه هموزن بحث شهركهاي صنعتي است. اما در كشور ما مركزي در وزارت بازرگاني و يا وزارت صنايع وجود ندارد و در عمل بخش بازرگاني به خردهفروش از ديدگاه كنترل نگاه ميكند. سرويس دادن در كشور مشكل ما است؛ چون ساختار مديريت كشور قديمي است و سرويسدهي در اين مجموعه گم است.
پخش يا كانال توزيع، يك عامل تعريف كننده رفاه اقتصادي است. رفاه اقتصادي؛ يعني رفاه توليدكننده و مصرفكننده. اگر دولتها متوجه اين تعريف شوند، نگاهها عوض خواهد شد.
مسئله سوم بايد دركسب و كار اتفاق بيفتد. كسب و كار در هر بخشي زماني رشد پيدا ميكند كه رهبريت در كسب و كار وجود داشته باشد. در پخش اگر مجموعهاي كه امكانات و توانايي دارد شروع به خوب سرويس دادن كند، تعدادي از شركتها ورشكست خواهند شد، ولي در عمل چرخه به حركت در خواهد آمد و به طرف مرحله دوم به حركت درخواهيم آمد كه تكنولوژيها هم كمك خواهد كرد و سرعت بيشتري پيدا خواهيم كرد.
قدس: الان پخش در كشور متولي دارد و با تلاش انجمن اين كار در اداره كل توسعه و بازار وزارت بازرگاني متمركز شدهاست. پخش دارو را هم اداره كل دارو در وزارت بهداشت در دست دارد.

اميرشاهي: كانال توزيع كيست؟ قبل از اينكه به بازار برويم، كانال توزيع، خود توليدكننده است، توليدكننده عضو اصلي كانال توزيع است، يعني توليدكننده، دلال، عمده فروش و خرده فروش مجموعه كانال توزيع هستند كه هدف مشترك اين كانال اين است كه به بهترين وجه كالا را در زمان و مكان مناسب با شرايط مناسب در اختيار مصرف كننده بگذارد. در ايران، تكتك اين عوامل سازخودشان را ميزنند و جو بياعتمادي حاكم است و اين ذهنيت را كه من ميتوانم همه كار را بكنم، همه كم و بيش داريم و به همين دليل هركسي با حداقل تخصص و تجربه، به خودش اين جسارت را ميدهد كه وارد هر مقولهاي شود.
اتفاقي كه در دنيا در بخش توزيع افتاده اين است كه شخصي به نام رهبر شبكه توزيع است، رهبر شبكه توزيع وظايف خاصي دارد كه از جمله ايجاد همگرايي بين اعضاست. ابتدا بايد بدانيم كه رهبر شبكه توزيع كيست؟ يعني بين دلال، عمده فروش، خرده فروش و توليد كننده كدام يك رهبريت را بر عهده دارند. آيا رهبر شبكه توزيع كسي است كه اندازه گردنش بزرگتر از ديگران باشد؛ يعني زور و امكانات بيشتري داشته باشد.
وظيفه اصلي رهبر شبكه توزيع، ايجاد انسجام بين اين 4 گروه است. كه البته تجربه به من گفتهاست كه رهبر شبكه توزيع در ايران در بسياري از موارد عمده فروشان هستند. كارخانه در خيلي از صنايع ما در اختيار عمده فروش قرار دارد و اين عمده فروش است كه شرايط خود را به توليدكننده ديكته ميكند.
براساس آمـار وزارت بازرگاني، ما يك ميليـون و 300هزار واحد خرده فروشي داريم كه فقط در FMCG هستنــد، 600هزار واحد فروش خدمات و500 هـزار واحد صنـــفي بدون پروانه داريــم. يعني 2 ميليون و 400هــزار واحد صنفي در كشور داريم. به عبارت ديگر اگر ما 70ميليون جمعيت كشور را تقسيم بر اين تعداد كنيـم در ازاء هر 30 نفر آدم، يك واحــد صنفي داريم. متوسط دنيا هر 100 نفر آدم است و در كشورهاي پيشرفته 300-500 نفر است.
قدس:
در حال حاضر شركتهاي متعددي در حوزه پخش و توزيع كالا فعاليت دارند كه بايد رقابت ميان آنها درحدي باشد كه درنهايت چند شركت معتبر براي ادامه فعاليت باقي بمانند.
براي اينكه شركتهاي پخش به جايگاه واقعي خود دربازار و جامعه دست يابند، علاوه بر استفاده از تكنولوژي و ابزار، بايد كشور را بازار محور كنيم.
بايد آنقدر در راديو، تلويزيون، رسانه ها و مجامع مختلف حضور داشته باشيم تا شركتهاي پخش به جايگاه واقعي خود برسند.
الان پخش در كشور متولي دارد و اين مسئوليت برعهده اداره كل توسعه و بازار وزارت بازرگاني است.
بعد از انقلاب، هركسي دوست داشت پاركينگ منزلش را به مغازه تبديل كرد جواز هم نداشت و به اين ترتيب آدمها و مغازهدارها خرد شدند و عمده فروش هم قدرت گرفت. توليدكننده هم به علت دولتي شدن، توان مديريت نداشت و به دليل مشكلات اداري، حمايت تخصصي لازم را نداشت، لذا رهبر شبكه توزيع در بسياري از صنايع ايران عمدهفروشها هستند. البته اين مساله هيچ اشكالي ندارد، اما به شرطي كه عمده فروش متخصص باشد. بنابراين رهبر شبكه توزيع در كشور ما عمده فروشي است كه تخصص لازم را ندارد و تقبل مسئوليت و رسالت را هم نميكند و در پي منافع شخصي خود است كه البته بايد هدايت شود و آموزش ببيند.
نكته ديگر اينكه ما فروش را كار محترمي نميدانيم، لذا فرهنگ عمومي با واقعيت فروش مغايرت دارد و براي آن اهميت قائل نيست.
رضواني فر:
ما به دنبال ارائه الگويي هستيم كه در آن به صورت توأمان منافع توليدكننده، توزيع كننده، و مصرف كننده و درنهايت رضايت مشتري تامين شود.
ما درحال حاضر دچار يك سيكل معيوب هستيم؛ به طوري كه از يك طرف توزيع كننده به دليل نداشتن جايگاه به قدرت واقعي خود نمي رسد و ازسوي ديگر توليدكننده به او اعتماد نمي كند.
اگر قرار است توان محدود ما در توزيع هدر نرود، بايد محور فعاليتهاي اين حوزه براي جلوگيري از موازي كاري در انجمن صنايع پخش كشور متمركز شود.
در حوزه سيستمها و روشها، اطلاعاتي كه ما داريم، هيچگونه همافزايي با يكديگر ندارند.
ما هنوز در مرحله اي قرار داريم كه به يكديگر اطمينان نداريم؛ به طوري كه يك جا توليدكننده و جاي ديگر توزيع كننده احساس با زنده بودن مي كنند.
عياري: ضمن تشكر از همه عزيزان به خاطر شركت در اين ميزگرد به نظر ميرسد هيچ ترديدي در نقش موثر نظامهاي توزيع در سرنوشت شركتها وجود ندارد. ولي به طور حتم جايگاه فعلي نظام توزيع ازنظر شركتكنندگان در اين ميزگرد با جايگاه آن در جهان فاصله زيادي دارد. بخشي از دلايل اين فاصله در عواملي كه عرض خواهم كرد، قابل بيان است.
تجربه مي گويد
كه رهبر شبكه توزيع
در ايران
در بسياري از موارد
عمدهفروشان هستند
كه تخصص لازم را ندارند
و شرايط خود را
به توليدكننده
ديكته مي كنند.
جدي تلقي نشدن نظام توزيع ازسوي مسئولان اجرايي كشور به عنوان يك خدمت مهم در اقتصاد، حاكميت فرهنگ توليد محوري در شركتها به جاي فرهنگ بازار محوري، تاثير دوران فترت دهه 1360 كه فضاي اقتصاد را از رقابت خارج كرد و درنتيجه نظام توزيع وارد يك دوران ركود طولاني مدت شد، كوتاهي عمر ارتباط توزيعكنندگان با توليدكنندگان و يا مالكان نامهاي تجاري، ضعف توان سرمايهگذاري توليدكنندگان در سياستهاي بازار و درنتيجه وابسته شدن شديد آنها به برخي از توزيعكنندگان، ضعف زيرساختهاي ارتباطي و تكنولوژي اطلاعات در كشور، كمبود نيروي متخصص، عدم پشتيباني نظام بانكداري از نظام توزيع در كشور، كمبود توان مالي در شركتهاي توزيعكننده كه سدي در راه توسعه آنهاست، عدم رشد شركتهاي فروشگاههاي زنجيرهاي و نقش ضعيف آنها در نظام توزيع كشور، عدم سرمايه گذاري مشترك شــركتهاي توزيعكننده در زيرساختهاي مشترك نرمافزاري و سختافزاري، پراكنده بودن متوليان تصميمگيري و سياستگذاران نظامهاي توزيع در دولت و تمــركز قدرت در برخي از عوامل سنتي در نظام توزيع در كشور. از مهمترين موانع پيشرفت نظام توزيع در كشور محسوب ميشوند.
درصورت رفع اين موانع، شاهد تولد و رشد شركتهاي توزيعكننده حرفه اي در كشور خواهيم بود؛ به نحوي كه خيل انبوه عمدهفروشان و خردهفروشان رفته رفته كاهش يافته و شايد تعداد انگشتشماري از شركتهاي توزيع، نقش اصلي را در بازار بازي كنند.
پراكنده بودن متوليان تصميم گيري
و سياستگذاران
نظامهاي توزيع
در دولت و تمركز قدرت در برخي از عوامل سنتي در نظام توزيع كشور را مي توان موجب
عدم رشد نظام توزيع
دانست.
تدبير: با تشكر مجدد از تمامي شركتكنندگان، اميد است مجموعه مباحث و نظراتي كه طي دو شماره در اين ميزگرد به اطلاع خوانندگان رسيد، علاقهمندان را در جهت شناخت بيشتر تنگناها و زواياي تاريك و روشن نظام توزيع كالا در كشور و راهكارهاي عمده رفع موانع موجود، ياري رسانده باشد.
بديهي است موانع و مشكلات در اين راه پراكنده و متعدد است و شناخت كاملتر آن به تشكيل چندين جلسه ميزگرد با حضور صاحبنظران و دستاندركاران نياز دارد.
اميد است در فرصتي مناسب، بتوانيم به ياري خداوند و با همكاري ذينفعان ميزگرد كاملتري را كه در آن نمايندگان تمام دستاندركاران پخش و توزيع كالا و استادان دانشگاهها و مديران حوزههاي مديريت فروش، بازاريابي، تبليغات و پخش حضور داشته باشند، برگزار كنيم.
جمشيدي نژاد:
به نظر من درمورد پخش، راهكار اصلي اين است كه بتوانيم از ابزارهاي جديدتر استفاده كنيم.
استفاده ازكامپيوتر و لپ تاپ به مفهوم بهره گيري از تكنولوژي برتر نيست.
ابزار نشاندهنده تكنولوژي نيست، بلكه منظور از تكنولوژي استفاده از بازاريابي شبكه است.
درحال حاضر يكي از مهمترين ابزارها، الكترونيكي بودن و استفاده از اينترنت است.
|