Untitled Document

موسيقي؛ استعاره اي براي تغيير سازماني

دكتر اصغر مشبكي
آناهيتا خزاعي

موسيقي، داراي وجوه تشابه بسياري با تغيير سازماني است. موسيقي نيز مانند تغيير داراي ماهيت پويا و تحولي است و در ميان شنوندگان که در بستر سازمان به کارکنان تعبير مي شوند، هيجان و تنش ايجاد
مي کند. با وجود اينکه تا به حال استعاره هاي متعددي از جمله ناهماهنگي استرتژيک1، بداهه نوازي جاز و چند صدايي2، از حوزه موسيقي به مطالعات سازمان راه يافته اند، اما به نظر مي‌رسد، تا کنون به قابليت بالقوه استعاره موسيقي در تغيير نگرش قالب در خصوص «آزار دهنده بودن» تغيير سازماني و همچنين کاهش احساسات منفي اجتناب ناپذير ناشي از تغيير، در اعضاي سازمان پرداخته نشده است. در ادامه دو محور مذکور به اختصار مورد بحث قرار خواهد گرفت.

تغيير نگرش به تغيير
از جمله کارکردهاي بسيار مورد توجه و سودمند استعاره‌ها مي‌توان به نقش آنها در خلق ديدگاههاي جديد نسبت به موضوعاتي که تحت تأثير و سلطه باورهاي سنتي قرار دارند، اشاره كرد. از جمله اين موضوعات نگرش سنتي در خصوص واکنش کارکنان به تغيير سازماني است. بر اين اساس افراد در سازمانها در پي دستيابي به ثبات و آرامش هستند و از اين رو تغيير، از سوي آنها نامطلوب و آزار دهنده تلقي مي شود. شکل گيري نگرش مذکور به تغيير، ريشه در به کارگيري استعاره هايي دارد که تا کنون براي درک و معنا بخشيدن به اين پديده مورد استفاده قرار گرفته اند و ممکن است حتي تغيير را بيش از آنچه در واقعيت رخ مي دهد، آزار دهنده جلوه دهند. از اين رو انتظار مي رود که با انتخاب و معرفي استعاره اي جديد (موسيقي) براي تغيير سازماني، نگرش قالب به آن دستخوش تحولاتي مثبت گردد.
لازم به ذکر است كه معرفي يک استعاره جديد، به معناي جايگزين كردن استعاره اي ديگر جهت تحت شعاع قرار دادن ساير استعاره هاي مطرح شده در اين حوزه نيست، بلکه در پي غني و جامع ساختن ديدگاههاي موجود نسبت به سازمان و پديده تغيير سازماني است.
در علم موسيقي شناسي، به منظور تشريح احساس تجربه شده توسط شنونده، از واژه هاي «ناراحتي» و يا « لذت» استفاده نمي شود، بلکه واژه هاي «هيجان»3 و «رفع هيجان»4 به اين منظور به کار گرفته مي‌شود. در هر قطعه موسيقي، آهنگساز با به کارگيري ابزارهاي گوناگون به طور مستمر هيجاناتي (اعم از منفي و مثبت) را در شنونده ايجاد مي کند که همگي گذرا و موقتي هستند و در طول قطعه برطرف و يا به اصطلاح «حل» مي شوند.
بنابراين چنانچه تغيير سازماني از دريچه استعاره موسيقي مورد بررسي قرار گيرد، مي توان چنين برداشت كرد :
الف)تغيير در کارکنان سازمان احساس هيجاني ايجاد مي کند که لزوماً منفي و نامطلوب نيست بلكه مي تواند تأثيري مثبت و برانگيزاننده نيز داشته باشد.
ب) هيجانات ناشي از تغيير گذرا و موقتي است و عامل تغيير، ابزارهايي براي کنترل و تأثيرگذاري بر آنها در اختيار دارد.

کنترل احساسات منفي
برخلاف مطالب مطرح شده در مورد لزوم بازنگري در باورهاي حاکي از نامطلوب و آزاردهنده بودن تغيير، گاهي بروز چنين پيامدهايي اجتناب ناپذير است.
در چنين شرايطي همانگونه كه اشاره شد، مي توان از استعاره موسيقي براي کنترل و تعديل اين احساسات منفي و آزاردهنده بهره گرفت. آهنگسازان (كه در حكم مديران سازمان هستند) به منظور کنترل هيجانات و فراز و نشيبهاي يک قطعه موسيقي از تكنيك‌هايي استفاده مي کنند که از طريق به کارگيري استعاره موسيقي مي توان مفاهيم و ابزارهاي مترادفي براي آنها در سازمانها جست.
اين ابزارها عبارت‌اند از فرم، شدت صدا، هارموني5، ريتم و جنس صداها (نوع سازها) که در ادامه توضيحات مختصري در مورد نحوه کاربرد هر يك از آنها در دنياي موسيقي و همچنين در بستر سازمانها جهت کنترل احساسات و تجارب نامطلوب حاصل از تغيير در سازمانها، ارائه مي شود:
1 - فرم: فرم به منزله ساختار کلان، بستر و داستان اصلي قطعه است. تمامي حرکتها و فراز و نشيبهاي طراحي شده توسط آهنگساز، در بستر فرم منتخب آهنگساز با يکديگر مرتبط مي‌شوند و معنا مي يابند. شنونده در بستر فرم خاصي که توسط آهنگساز دنبال مي شود، به اجزاي مختلف قطعه معنا مي بخشد، با هيجانات ايجاد شده در طول قطعه مواجه مي شود و آنها را تفسير مي کند.
اهداف کلان، چشم انداز و جهت گيريهاي استراتژيک سازمان به منزله فرم در قطعه موسيقي هستند که از طريق به تصوير كشيدن آينده و مسيري روشن براي کارکنان، هيجانات ناشي از عدم آگاهي از مقصد و نتايج مورد انتظار از تغيير را در آنها کنترل مي کند.
2 - شدت صدا: آهنگساز از طريق کنترل شدت و بلندي صدا مي تواند به صورت بسيار ملموسي احساسات و ميزان توجه شنونده به قطعه را تحت تأثير قرار دهد.
در سازمان، شدت تغيير و توجه كاركنان به آن، از طريق ميزان منابع تخصيص داده شده به فعاليتها كنترل مي شود. تخصيص منابع اندک، به بروز چالش و افزايش تنش منجر مي شود و در مقابل، دسترسي به منابع غني احساس اطمينان را به افراد القا مي‌کند. هيجان و تنش زماني ايجاد مي شود که فرد با کاهش منابع به صورت خارج از کنترل خود مواجه مي شود. اين هيجان همزمان با آغاز سود دهي پروژه و القاي احساس به دست آوردن مجدد کنترل بر منابع برطرف مي شود.
ابزاري ديگر براي کنترل شدت تغيير، ميزان اطلاع رساني و تبادل اطلاعات در مورد تغيير در سازمان است كه ميزان درگيري ذهني افراد با مسئله تغيير را تحت تأثير قرار مي دهد.
3 - هارموني: منظور از هارموني، هماهنگي و ناهماهنگي اصوات موجود در يک قطعه با يکديگر است. آهنگساز از اين طريق، فواصل و صداهاي نامطلوب و يا مطلوب خلق مي كند و يا به بيان ديگر اقدام به ايجاد تنش و هيجان در قطعه و سپس برطرف كردن آن مي کند.
در سازمانها نيز عقايد و نظرات در حكم اصوات و نواهايي هستند كه ممكن است با يكديگر هماهنگ و يا نا هماهنگ باشند. طرح عقايد مختلف منجر به ايجاد هيجان مي شود و اين هيجان از طريق فراهم كردن امکان گفتگو و تبادل نظر قابل کنترل است. نکته قابل توجه در اين ميان، فرايند مواجهه و تقابل افکار و عقايد گوناگون در سازمان است. عقايد مختلف ممکن است حول يک موضوع به يکديگر نزديک شوند و به اين ترتيب رضايت طرفين حاصل شود و يا با مخالفت روبرو شوند و يا مورد بي توجهي قرار گيرند که اين شيوه، نارضايتي افراد را در پي خواهد داشت.
استفاده از استعاره «چند صدايي»6 در موسيقي مي تواند در درک اين مفهوم مفيد باشد. بنا بر اين استعاره در سازمان نظرات گوناگوني وجود دارد که برخي موافق و برخي مخالف هستند، اما در نهايت تمامي آنها مجموعه اي اثربخش و همسو با تغيير را شکل مي دهند.
4 - ريتم: آهنگساز با تغيير سرعت و به کارگيري الگوهاي ريتميک در قطعه، احساسات شنونده را تحت تأثير قرار مي دهد. ابزارهاي مرتبط با ريتم در سازمان، ابزارهاي مديريت پروژه از جمله زمان بنديها، تعيين فعاليتهاي بحراني و محدوديتهاي زماني جهت اتمام فعاليتها هستند.وجود کارهاي روتين و منظم باعث مي شود که کارکنان احساس كنند قادر به انطباق با شرايط جديد هستند.
استعاره ديگري که به درک کاربرد مفهوم ريتم در سازمانها کمک مي کند، استعاره «چند ريتمي» است. در بسياري از سازمانهاي امروزي بويژه سازمانهاي پروژه محور، مي توان مفهوم استعاره «چند ريتمي» را بخوبي مشاهده کرد. در اين سازمانها پروژه هاي مختلف به صورت هم زمان در جريان‌اند و هر يک داراي برنامه زمان بندي مختص به خود هستند.
5 - جنس صدا: ابزار معمول آهنگساز در تأثير گذاري و اعمال کنترل بر جنس صداها در قطعه، انتخاب و ترکيب سازها است. تصميم گيري در خصوص اينکه آيا قطعه بايد توسط يک ارکستر سمفونيک و يا يک پيانيست تکنواز نواخته شود و همچنين نحوه نواختن قطعه توسط سازهاي منتخب در اين حوزه صورت مي‌گيرد. در حالي که در بحث مربوط به هارموني، فرايند سازگار شدن فواصل صوتي مختلف با يکديگر مورد توجه قرار مي‌گرفت، در بحث مربوط به جنس صداها، همنوايي سازهايي که هر يک از نظر جنس صدا يا يکديگر متفاوت هستند و همچنين متجلي ساختن ويژگيهاي منحصر به فرد هر يک از سازها به بهترين شکل، مورد توجه قرار مي گيرد.
شخصيتهاي مختلف و منحصر به فرد افراد درگير در فرايند تغيير، پست هاي سازماني و گروههاي مختلف فعال در سازمان به صداهاي برخاسته از سازها و آلات موسيقي مختلف تعبير مي‌شوند. نکته مورد تأکيد در اين حوزه، چگونگي تعامل عناصر فوق با هدف خلق تغيير اثربخش در سازمان است. با جايگزين كردن استعاره هاي متعارف تغيير سازماني با استعاره موسيقي مي توان از يک سو برداشت عمومي در مورد "آزار دهنده" بودن تغيير براي کارکنان و به تبع آن مقاوت آنها در برابر تغيير را اصلاح كرد و از سوي ديگر احساسات منفي اجتناب ناپذير حاصل از تغيير را با استفاده از ابعاد گوناگون علم موسيقي شناسي، کنترل کرد.
ابزارهاي اقتباس شده از علم موسيقي شناسي، جهت کنترل هيجانات ناشي از تغيير به دو دسته خرد و کلان تقسيم مي شوند. فرم، به منزله عامل تأثير گذار در سطح کلان و ساير ابزارها کم و بيش به عنوان عوامل خرد مورد توجه قرار مي گيرند. ابعاد خرد (هارموني، شدت صدا، ريتم و جنس صداها) به واسطه يک عامل مشترک، که فرم ناميده مي شود به يکديگر پيوند مي‌خورند و معنا مي يابند. فرم در بستر سازمان به قصد و نيت استراتژيک، چشم انداز، اهداف كلان و عواملي از اين دست تعبير مي شود که مسير آينده سازمان را مشخص مي کنند. ساير ابزارها نيز هريک در بستر جهت گيريهاي کلان مذکور امکان کنترل احساسات کارکنان در مواجهه با تغيير سازماني را فراهم مي آورند.

منابع

Mantere, Saku & Sillince, John A.A. & H?m?l?inen, Virpi. (2007). Music as a metaphor for organizational change. Journal of Organizational Change management. Vol. 20 No. 3,pp. 447-459
وجداني، بهروز. فرهنگ تفسيري موسيقي. چاپ دوم. انتشارات ياسمن. تهران. 1???
1 . Strategic dissonance .
ديسونانس در موسيقي به معناي اصوات نامطبوع و نا هماهنگ با يکديگر است.
2 . Polyphony
پولي فوني يا چند صدايي به سبکي از موسيقي چند بخشي اطلاق مي شود که در هر بخش ملودي از نظر ريتم و يا فرم مستقل از بخشهاي ديگر شنيده شود و البته تمام بخشها در مجموع نيز داراي بافتي همگون و زيبا باشند.
3. Tension
احساس تنش و هيجان پيش از وقوع يک حادثه و يا انجام يک کار مهم
4. Resolution
حل فواصل(صداهاي نامطلوب) در فواصل( صداهاي مطلوب)
5 - هارموني علمي است که از قواعد وصل و تنظيم، آکوردها، روابط ضربه ها در ميزان و آفرينش يک ملودي زيبا و منطبق با قواعد موسيقي و بالاخره ساخته شدن يک قطعه موسيقي چند صدايي با رعايت موازين علمي پذيرفته شده در موسيقي صحبت مي کند.
6 . Polyrhythm
توأم ساختن چند ريتم مستقل با هم در يك قطعه موسيقي

_ دكتر اصغر مشبكي: عضو هيئت علمي دانشگاه تربيت مدرس
_ _ آناهيتا خزاعي: دانشجوي دكتراي مديريت در دانشگاه تربيت مدرس و كارشناس مشاوره مديريت سازمان مديريت صنعتي


بازگشت به صفحه اول سايت سازمان مديريت صنعتي
در اين شماره مى خوانيد:
سر مقاله
ظرفيت سازي؛ لازمه مقابله با بحران
ميز گرد
حلقه هاي مفقوده در نظام توزيع
مقالات
مديريت منابع انساني قدرتمندي شرکتهاي کوچک
مدير در نقش رهبر تحول گرا
فرايند معماري سازماني
رهبري معنوي در سازمانهاي معاصر
طوفان فكري دربستر فناوري اطلاعات
حسابداري مسئوليتهاي اجتماعي
فراتر از خصوصي سازي
فلسفه هاي سه گانه تغيير سازماني
بانك و جايگاه‌يابي در بازار رقابتي
سيستم مديريت امنيت اطلاعات از طرح تا اصلاح
محيط سرسخت و الگوهاي انعطاف پذيري
بنگاههاي برتر جهاني (23)شركت توشيبا(TOSHIBA)
تدبيرانه
گزارشهاى داخلى
رويكردهاي جهاني شدن تهديدها و فرصتها
كنفرانس بين‌المللي مديريت ارائه تجربه‌ها و ‌نگاههاي مديريتي
قيمت‌تمام شده بالا مهمترين چالش صنعت كشور
مستندسازي تجربه‌هاي مديريتي عرصه‌اي رو به آينده
شكستن ديوارهاي بي‌اعتمادي ميان دولت و بخش خصوصي
تقدير از زنان كارآفرين
كوتاه و خواندنى
موسيقي؛ استعاره اي براي تغيير سازماني
چگونه به جانشين خود كمك كنيد؟
گزارشي از وضعيت سوادآموزي در ايران
روى خط اينترنت
نگاهي به يك كتاب مباني جامع و پيشرفته مديريت توليد و عمليات در سازمانهاي توليدي و خدماتي دوره چهار جلدي
معرفي كتاب
روي جلد