Untitled Document

گزارش هاي داخلي

با تجليل از دكتر سيدمهدي الواني برگزار شد:

بزرگداشت علم و عالم

«بزرگداشتها، تنها بزرگ داشتن يك فرد نيست، بلكه بزرگ داشتن علم است و فرهنگ و نشانه بزرگ بودن ملتي كه قدر علم و صاحبان آن را مي داند». اين بخشي از گفته هاي دكتر سيدمهدي الواني، استاد شهير مديريت، استاد نمونه در سال تحصيلي 76 – 77، چهره ماندگار مديريت در سال 1382، پديدآورنده 37 جلد كتاب و بيش از 127 مقاله مديريتي و نيز مديري توانا در عرصه هاي اجرايي بود كه در پايان مراسمي بيان شد كه فرهنگسراي ابن‌سينا، در تاريخ بيست و نهم بهمن ماه سال گذشته، براي تقدير از مقام والاي وجودي و علمي او برگزار كرد. در اين مراسم كه جمع انبوهي از همكاران، دوستان، شاگردان و علاقه مندان دكتر الواني حضور داشتند، با وصف دانش از زبان سهيل محمودي شروع شد: فردوسي پس از نام خدا، شاهنامه‌اش را با وصف دانش و ستايش آن مي آغازد.
نخستين سخنران اين مراسم، دكتر كيهان محمدخاني مدير فرهنگسرا بود كه برنامه‌هاي تدوين شده اين فرهنگسرا براي بزرگداشت بزرگان دانش اين مرزوبوم را برشمرد و اينكه اين برنامه شانزدهمين برنامه از اين دست است كه دكتر سيدمهدي الواني با نام نيك خويش اين مراسم را مزين كرده اند.

مرد جامع
خانم دكتر زاهدي، همكار دكتر الواني در دانشكده مديريت و حسابداري دانشگاه علامه طباطبايي، بارزترين ويژگي دكتر الواني را جامع بودن او دانست كه عشق به تعليم و تعلم با منش و اخلاق استادي، دينداري بي‌ريا، پركاري، توان انتقال مفاهيم، ارتباط صميمانه با دانشجويان در وجود ايشان آميخته اند و انساني جامع را خلق كرده اند.
دكتر زاهدي، تبحر دكتر الواني را تلفيق طنز و جديت در ارائه مفاهيم ستود و آن را يك ويژگي منحصر به فرد خواند.

مديريت، وامدار اوست
دكتر علي رضائيان، استاد برجسته مديريت و عضو هيئت علمي دانشكده مديريت دانشگاه شهيد بهشتي، از دوران همكاري خود با دكتر الواني در دانشگاه تهران و از زماني گفت كه باور به مديريت در كشور وجود نداشت و افرادي مانند دكتر الواني، دشواري‌هاي بسياري را تحمل كردند تا اين باور را در كشور بارور كنند كه: آنچه كشور به آن نياز دارد، مديريت است.

باد گره گشا
«در دوران دانشجويي هميشه احساس خلاء مي كردم كه اگر استادان برجسته مديريت نباشند، تكليف اين رشته چه خواهدبود و اكنون مي دانم كه بزرگاني مانند دكتر الواني اين دانش را زنده نگه داشته اند». دكتر علي اكبر فرهنگي، همكار دكتر الواني در دانشگاه تهران، اين چنين احساس خود را نسبت به دكتر الواني بيان كرد. او افزود: «نخستين شاخصه اي كه من از دكتر الواني استنباط كردم، اين بود كه:
«چو غنچه گر چه فروبستگي است كار جهان
تو همچو باد بهاري گره‌گشا مي باش»

دكتر فرهنگي جمع ابعاد نظري و رفتاري و سلوك بي‌نظير دكتر الواني را زبانزد خواند و چنين گفت كه: «اي كاش رقيب انسان، دكتر الواني باشد».
اين استاد نام آشنا، همچنين از گشاده‌دستي دكتر الواني در آموزش سخن راند و او را فردي خواند كه جانشين‌پروري مي كند؛ كمااينكه در طول اين ساليان، استادان دانشگاه فراواني، در مكتب ايشان پرورش يافته اند.
سخنران سپس بر اهميت بومي‌سازي دانش مديريت و نقش دكتر الواني در اين مهم تاكيد كرد و از يكي از خاطرات خود را با عالم بي‌بديل كشور، دكتر عبدالحسين زرين‌كوب اين‌گونه گفت: «در آخرين سالهاي عمر دكتر زرين‌كوب، ايشان مي گفتند كه شما معلمان مديريت، بايد تاريخ مملكت را نيز بياموزيد و مقوله‌هاي مديريتي را در چارچوب اين تاريخ موردمطالعه قرار دهيد».
مراسم با اهدا لوح‌هاي يادبود از طرف دوستان، همكاران و دانشگاهيان به دكتر الواني پايان يافت.

 

 

دكتر الواني در گفت‌وگو با تدبير:

حرف مديريت هست
باور به مديريت نيست

براي تدبير كه از آغاز تولد تاكنون كه 19 ساله است، هميشه دكتر الواني را به عنوان نويسنده، كارشناس ميزگرد و مهمتر از همة عضوهيئت علمي و داور مقالات، در كنار خود ديده است، هم‌صحبتي با ايشان يك فرصت مغتنم است. دكتر الواني از اشتياقش به علم مديريت مي‌گويد و اينكه به خاطر آن سفرها كرده است. از عشقش به نوشتن و نوشتن با عشق و... مي‌گويد:

- شما در دوره ليسانس، زبان انگليسي را انتخاب كرديد و در مقاطع بالاتر به سراغ مديريت رفتيد. چه انگيزه‌اي شما را به دنياي مديريت كشاند؟
زبان انگليسي فرصت دسترسي به منابعي را برايم فراهم آورد كه با زبان فارسي دسترسي به آنها امكان‌پذير نبود. در آن زمان اينترنت هم نبود و بنابراين زبان انگليسي فرصتهاي بسياري به من داد. يكي از استادان در دوره ليسانس مرا به انتخاب رشته مديريت تشويق‌ كرد. همچنين احساس مي‌كردم كه در مديريت اين فرصت برايم فراهم است كه با زمينه‌اي كه در زبان انگليسي داشتم، كارهاي فراواني انجام دهم.

- آيا پس از ورود به رشته مديريت آموزش، توقعات شما برآورده شد؟
بله، مديريت دقيقا هماني بود كه من انتظارش را داشتم. هميشه با خودم مي‌انديشيدم كه با وجود اين انبوه منابع طبيعي و انساني كه داريم، چرا توسعه نيافته‌ايم؟ و به اين نتيجه رسيدم كه مديريت اين پرسش را پاسخ مي‌دهد. هنوز هم فكر مي‌كنم كه ما مشكل منابع نداريم، بلكه مشكل، مديريت منابع است.

- در سالهاي اخير موسسات و دانشگاههاي متعددي در زمينه مديريت فعاليت كرده‌اند، سازمان‌هاي دولتي به مسائل مديريت گرايش نشان داده‌اند، ولي چرا باز هم آموزش‌ها نتيجه مورد انتظار را نمي‌دهد؟
هنوز يك مشكل اساسي داريم و آن اينكه ممكن است مديريت را ياد بگيريم ولي باور نداريم كه راه حل مسائل در مديريت درست است. شايد به علت وجود منابعي بسيار در كشور، مديران ضعفهاي خود را با اين منابع جبران كرده‌اند و در نتيجه مديريت درست مغفول مانده است.

- شما مدرك فوق ليسانس و دكتراي مديريت دولتي را در آمريكا گرفتيد. چرا براي ادامه تحصيل از ايران رفتيد؟
در آن زمان در ايران، دوره دكتراي مديريت وجود نداشت. من به علت علاقه‌ام به تحصيل، ابتدا به فرانسه در دانشگاه گرونوبل رفتم. ولي در آنجا هم دوره‌اي به نام دكتراي مديريت وجود نداشت. پس از آن با راهنمايي استادانم به آمريكا رفتم و مدرك فوق ليسانس و دكتراي مديريت دولتي (Public Administration) را گرفتم.

- چه تفاوتهايي بين روش آموزش در ايران و آمريكا مي‌بينيد؟
عمده‌ترين تفاوت، در انگيزه ورود به دانشگاه است. اكنون در ميان دانشجويان خود مي‌بينم كه گرفتن درجه و مدرك بالاترين انگيزه است، ولي در آمريكا و اروپا چنين نيست؛ بلكه علاقه حرف اول را مي‌زند.
در بخش روشها نيز تفاوت‌هاي بسياري وجود دارد. مسئله‌اي كه بيش از همه در آموزش مديريت درايران به چشم مي‌خورد، جدايي دانشگاهها و سازمان‌هاي اجرايي است. دانشگاهها مطالب موردنظر خود را آموزش مي‌دهند و سازمان‌هاي اجرايي نيز كار خود را مي‌كنند و ارتباطي ميان اين دو وجود ندارد. در حالي كه در كشورهاي پيشرفته، سازمان‌هاي آموزشي و اجرايي با هم تعامل دارند و از اين تعامل هر دو تقويت مي‌شوند. البته خوشبختانه، بارقه‌هاي اين حركت نيز در كشور ما نيز ديده مي‌شود.

- اگر بخواهيد ورود‌ي‌هاي دانشكده‌هاي مديريت كشور را آسيب‌شناسي كنيد، چه نكته‌اي را شايان گفتن مي‌بينيد؟
بايد پذيرفت كه دانش‌آموزان نخبه‌تر هر سال، به رشته‌هاي علوم پزشكي و مهندسي گرايش دارند و در وهله بعد به سراغ رشته‌هاي علوم انساني، از جمله مديريت مي‌آيند. البته اين يك واقعيت مطلق نيست و استثناپذير است، اما بايد اقرار كرد كه، ورودي‌هاي ناب به دانشكده‌هاي مديريت وارد نمي‌شوند؛ پس نبايد انتظار خروجي‌هاي كم نظير راهم داشت، بلكه خروجي‌ها نيز معمولي خواهند بود.
ولي به نظرم مهمتر از اين، موضوع قرعه‌كشي براي انتخاب رشته‌ها در ايران است. دانشجويي كه با قرعه و نه علاقه رشته مديريت را انتخاب مي‌كند، به سختي مي‌تواند در اين حوزه موفق باشد. پس، دانشجوي ضعيف و كم‌انگيزه -مساوي است با بهره‌دهي كم سيستم آموزش و گرفتار شدن در يك حلقه معيوب.

- و آسيب شناسي برنامه‌هاي آموزشي؟
رشته مديريت، جزو رشته‌هاي كاربردي است، در حالي كه در دانشگاههاي ما، شيوه نظري حاكم است، كارگاهها، بازديدها و كارآموزشي‌ها كم است و بسيار نادر است كه يك استاد دانشگاه، يك مدير موفق يا براي مثال يك مشاور مديريتي باشد. معلمي، معلمي محض است. همه معلمان مدير نيستند و مديران هم معلم نيستند. در حالي كه در ديگر كشورها، عكس اين اتفاق مي‌افتد.
- بپردازيم به تاليفات شما. انگيزه اصلي شما در تاليف يا ترجمه كتاب چيست؟
تازه بودن. هميشه هدفم اين بوده است كه موضوعي تازه را مطرح كنم كه ديگران به آن نپرداخته‌اند. براي مثال نخستين بار بحث تئوري آشوب در مديريت را معرفي كردم. همچنين بر اين باورم كه اگر كتابي حرف تازه‌اي ندارد، نبايد چاپ شود و در يك موضوع نبايد چند كتاب تاليف كرد، بلكه بايد خلاءها را پر كرد.

- در ميان تاليفات آكادميك شما، گاهي كتاب‌هايي به چشم مي‌خورند كه كمتر جنبه آكادميك دارند. اين اتفاقي است يا آگاهانه رخ داده است؟
فكر مي‌كنم مديريت، مثل هر رشته‌اي نياز به تنفس دارد. براي نمونه كتاب خويشتن‌شناسي مديران را تاليف كردم كه حالت تفريحي‌تر دارد يا گفتار هراسي را براي بيان مكنونات دروني‌ خود نوشتم. همان‌گونه كه گفتم هدفم ايجاد يك فاصله، ميان كارهاي جدي است كه به نظرم مديران نيز به اين فاصله‌ها نياز دارند. با اين وجود، تاليفات آكادميك را كار اصلي خود مي‌دانم.

- اكنون ديده مي‌شود كه براي بعضي از افراد، نويسندگي تبديل به كاري حرفه‌اي شده است. برخي افراد مانند يك موتور مقاله مي‌نويسند يا كتاب تاليف مي‌كنند؛ آيا اين‌گونه كار كردن را مي‌پسنديد؟
من هرگز چنين فعاليتي را نمي‌پسندم. به نظرم اينكه بعضي افراد به موتورهاي نوشتن تبديل مي‌شوند به ضعف سيستم پژوهش و ارتقا در كشور برمي‌گردد. اداري شدن ضابطه‌هاي پژوهش، نظيرارتقا به شرط داشتن كتاب يا مقاله، فرد را وامي‌دارد كه در جهت پاسخ به ضابطه حركت كند و در اين شكل كار، عشق و احساس دروني حاكم نيست. پس بايد يك مقاله بنويسي، ترجمه كني و مهم نيست محتوا چه باشد و چه ارزشي داشته باشد. اين روش توسعه علم نيست. روشي كه وزارت علوم پيش گرفته است تا با ضابطه‌هاي اداره، علم را توسعه دهد، به سرانجامي نمي‌رسد، بلكه بايد بستر رشد علم را فراهم كرد. من مقاله‌هاي ISI را ملاك توليد علم نمي‌دانم. معيار توسعه علم، مقاله و كتاب نيست، بلكه آثار آن علم در توسعه كشور مهم است.

- به بحث جالبي اشاره كرديد، عشق و احساس در نوشتن؛ دراين باره سخن بگوييد.
اگر كتاب نوشتن با عشق توام نباشد، اثر به وجود آمده تصنعي خواهد بود. كتابي كه با عشق نوشته شود، در خوانندگانش نفوذ مي‌كند و پايدار مي‌ماند. من درتاليف كتاب‌هايم، هميشه يك محرك دروني داشته‌ام و نوشتن را وظيفه‌ اداري خود نمي‌دانسته‌ام و نمي‌دانم. براي نمونه، كتاب مديريت عمومي را براي مديراني نوشتم كه رشته مديريت نخوانده‌اند و كتاب، حاصل جزوه‌هاي كلاسي من بود كه در جاهاي مختلف تدريس كرده بودم. در نوشتن اين كتاب سعي كردم ساده بنويسم و كلام را طولاني نكنم و كوتاه و گزيده بگويم. اگر اين كتاب به چاپ سي و چهارم رسيده است، آن را به دليل عشقي مي‌دانم كه با آن قلم زده‌ام.
- شما يك بيماري مهلك را پشت سر گذاشتيد. تا چه اندازه از اين سربلندي در غلبه بر اين بيماري را مديون آموزه‌هاي مديريتي خود هستيد؟
اين بيماري، ناگهاني بود و يك سال من را در بستر انداخت. با خود مي‌انديشيدم كه اگــر مطالبي كه درس مي‌دهم، براي خودم مفيــد نباشد، پس كار بيهوده‌اي كــرده‌ام. پس به مديريت بيماري پرداختم. از مباحث تلقين، خـودباوري و تلاش بي‌خستگي بهره بــردم. عامل دوم دانشجويان و كساني بــودند كه در آن ايام به من مهر مي‌ورزيدند و من تحت تاثير محبت آنها بودم؛ اين محبت‌ها به من اميد ماندن مي‌داد.

- آيا آقاي دكتر الواني دنياي ديگر بجز دنياي مديريت دارد؟
بله، ادبيات كهن ايران و موسيقي سنتي ايراني را دوست دارم والبته يك دنياي ديگر هم دارم و آن دنياي طنز است. طنز را يك ضرورت مي‌دانم، تا هر چند كوتاه ذهن را از دنياي جدي دور كند.

 

- در كارنامه درخشان تاليفي خود، جاي خالي مي‌بينيد؟
بسيار. وقتي نيازها را مي‌بينم، جاي كار بسيار نيز مي‌بينم كه فرصت ندارم تا به همه آنها بپردازم ولي باز تلاش خواهم كرد

- تدبير؟
تدبير را در بحث مديريت نافذ مي‌دانم و براين باورم كه هر اندازه كه بتوانيم بحث‌هاي علمي و تجربي را مطرح كنيم به مديريت و كشور خدمت كرده‌ايم و به نظرم تدبير به خوبي اين كار را صورت داده است و استقبال مخاطبان از آن، نشانه اين امر است. من همچنين تدبير را يكي از مجراهاي ارتباط با مديران مي‌دانم و به همين دليل سالهاست كه با آن همكاري مي‌كنم.

مجال كم بود و پرسيدني بسيار. اميد كه خانه مديريت كشور، همواره به نور چنين بزرگاني روشن باشد.

 

برخي از سمت‌هاي اجرايي

- رئيس دانشكده حسابداري و مديريت دانشگاه علامه طباطبايي 68 – 1372
- مدير گروه مديريت دولتي دانشگاه علامه طباطبايي 71 – 1373
- معاون آموزشي دانشگاه علامه طباطبايي 82 – 1384

كتاب‌شناسي
از دكتر الواني تاكنون 37 كتاب تخصصي مديريت چاپ شده است كه تعدادي از آنها به اين قرار است:
- مديريت بر مبناي هدف و نتيجه
- مديريت عمومي
- مباحث ويژه مديريت دولتي
- خويشتن شناسي مديران
- گفتار هراي
- رفتار سازماني
- هفت گام به سوي كاميابي
- تئوري سازمان
- آينده كار
- آيين تندخواني
- مديريت و سرمايه اجتماعي

مقاله‌ها
بيش از 127 مقاله علمي حاصل كار دكتر الواني از آغاز تا امروز بوده است.
برخي از آنها عبارتند از: جذب نيروي انساني كارآمد، نظريه برابري بحثي در رفتار سازماني، بهره‌وري پايدار، سازمان ياددهنده، نسل جديد سازمان يادگيرنده و...


بازگشت به صفحه اول سايت سازمان مديريت صنعتي
در اين شماره مى خوانيد:
سر مقاله
ضرورت صيانت از سرمايه هوشمند در سازمانها
ميز گرد
منابع انساني كارآمد تكيه‌گاه استراتژيك سازمان
مقالات
نوآوري ناپيوسته رويكرد سازمانهاي پيشرو
سير تکامل مفهوم استراتژي
رويارويي با تكنولوژي‌هاي بر هم زن
رفتار مالي؛ پارادايم حاکم بر بازارهاي مالي
الزامات توسعه مارپيچي محصول
نوآوري در آموزش عالي (برپايه مدل بالدريج)
از تحول سازماني تا تحول نهادي
مباني نفوذ پيام‌هاي تبليغاتي
بنگاههاي برتر جهاني (25)بانك ولز فارگو)Wells Fargo
مشاوره درمديريت
مديريت استعداد
تدبيرانه
گزارشهاى داخلى
بزرگداشت علم و عالم
حرکت به سمت تحولات آتي با فناوري اطلاعات
ضرورت تدوين مدل‌هاي بومي بهره‌وري
بررسي شرايط اقتصادي ايران
كوتاه و خواندنى
گلايه هايي از متوليان منابع انساني
نكته‌هايي درباره رهبري موثر
روى خط اينترنت
نگاهي به يك كتاب مدل‌هاي كسب و كار رويكرد استراتژيك
نگاهي به يك كتاب تيمهاي موفق
معرفي كتاب
روي جلد