|
Untitled Document
نكتههايي درباره رهبري موثر
رحيم شهميرزادي
امروزه، نيروي كار، از هرزماني پيشرفتهتر ،تخصصي و پيچيده تر شده است . در نتيجه شيوه دستوري و خشك: «يا راه من، يا راه هيچ كس» ديگر كارايي لازم را ندارد ، بنابر اين كاركنان خواهان يافتن مطالبي متفاوت – و بهتر – در مديريت سازماني هستند، آنها خواهان رهبراني هستند ، كه نه تنها كارشان نتيجه بخش باشد، بلكه در جذب اعتماد و احترام افراد گروه شان نيز برنده باشند .
امروزه سازمانها نيازمند مديراني هستند كه در كارها صداقت و تما ميت نشان دهند و روحيه همكاري و مشاركت داشته باشند و با اهميت دادن به كاري كه افراد تيم شان انجام مي دهند، حس خود باوري و خود ارزشي را درآنها تقويت كنند. وقتي شما خودتان را با خواسته هاي واقعي مردم منطبق مي كنيد، مي توانيد بر همه پيشي بگيريد .
وقتي كه شما مسئول يك گروه هستيد ، براي اينكه واقعا موثر عمل كنيد ، به زمان نياز داريد . رهبري موثر، مسئلهاي بيش از دستيابي صرف، به نتيجه مورد نظر است . اين رهبري به معناي پيمان متعهدانه بستن با گروه است . بسياري از رهبران فقط روي نتيجه تمركز مي كنند و به طور طبيعي افراد گروه شان را به فراموشي مي سپارند ، برداشت شان از موفقيت ، بازدهي خوب گروه، در كوتاه مدت است ، اما رهبري درست، موفقيت در جلب اعتماد و احترام به افراد گروه براي رسيدن به بالاترين انگيزه و كمك به آنان در رسيدن به اوج است ، در اين صورت افراد گروه در كنار يكديگر كار و تلاش مي كنند و با هماهنگي و بدون تناقض ، كارشان را در درازمدت با موفقيت انجا م ميدهند، حتي اگر مديرانشان آن دور و اطراف نباشد پس رهبري فقط پيشرفت كارها در حضور شما نيست ، بلكه پيشرفت كارها در نبود حضور تان است .
حال با بهره گيري از توصيه مديران موفق دنيا ، چگونه ميتوان مديري موفق ورهبري كارآمد تر شد ؟
تمام پژوهشها نشان مي دهد ،كه نخستين راه حل و نخستين خواسته كاركنان از يك مدير، تما ميت است . تماميت، عبارت است از خلق يك سري ارزشهاي اجرايي و سپس پايبند ماندن به آنها، وقتي اعمال يك مدير، در بر گيرنده ارزشهاي اجرايي آن سازمان باشد ، نتيجه آن ايجاد يك فرهنگي ارزش گرايانه است كه به ارزش ها احترام مي گذارد و به آنها متعهد است . رهبري ، با تماميت، يعني همان كسي باشيد كه انتظار داريد ديگران باشند. تماميت ، پايه و اساس اعتماد و احترام است .
دومين راه حل و معجون مديريت ، تشريك مساعي است . تشريك مساعي ، اشاره به اين موضوع دارد كه مديران بايد كمك كنند افرادشان در كنار يكديگر با همبستگي ، يكپارچگي و اتحاد متقابل ، به طور مشترك به كارفراگيري ورشدخود بپردازند ، تشريك مساعي، توان بالقوه گروه را به بهره وري مي رساند.
تشريك مساعي كليد رهبري موفق و موثر ارتبا طي است كه با اعضاي گروه خود برقرار مي كنيد . تقسيم كردن بار كاري و دادن شانس مديريت به ساير كاركنان شايسته و بيان جمله: «مايلم به تو هم اين شانس را بد هم كه مديريت را امتحان كني» حس عميقتري از تشريك مساعي با يكديگر را، منتقل مي كند .
سومين كليد طلايي و ابزار مديريت ، تقدير است ، كه باعث مي شود كاركنان احساس كنند پر ارزش هستند . تقدير، به كاركنان اجازه مي دهد ، دريابند كارشان اهميت دارد . وقتي حرف شما با عمل تان يكي باشد ، كاركنان تمايل بيشتري به اعتماد و احترام گذاشتن به شما خواهند داشت . كليد رهبريت موفق، ارتباطي است كه شما با افراد گروهتان برقرار مي كنيد. سهيم شدن ، هدف اصلي سازمان با اعضا ، همه را در يك مسير و يك موقعيت قرار مي دهد . اعتماد، زماني است كه من مايل هستم به تو اجازه دهم چرخ كار را بچرخاني و مسئوليت آن بخش را بر عهده بگيري و من وقتي اين كاررا ميكنم كه اطمينان داشته باشم عملكرد تو در بود و نبود من يكسان است. در نتيجه اعتماد از هماهنگ بودن رفتارها با ارزشها حاصل ميشود . تعدادي از شركتها و موسسات ، ارزش هايشان را روي پلاكارد يا لوح هايي مي نويسند و بر ديوارها آويزان مي كنند اينگونه موسسات اغلب موفق تر از ساير رقبايشان عمل مي كنند ،چون با نگــاه به اين مطالب هميشه سعي مي كنند ارزشهايشان را تداعي كنند.
|